نقطه
==
یک نقطه بیش فرق رحیم ورجیم نیست
از نقطه بترس که شیطانی ات کنند
==
فاضل نظری
قسمت دوم وپایانی
============
ابن سینای تهرانی
==========
محمد ولی سهرابی اسمرود
در حکایتی از گلستان سعدی میخواندم:
پیادهای سرو پا برهنه، با کاروان حجاز از کوفه به در آمد و همراه ما شد و معلومی نداشت. خرامان همی میرفت و میگفت:
نه به استر بر سوارم، نه چو اشتر زیر بارم
نـه خداوند رعیت، نـه غـلام شـهریارم
غم موجود و پریشــــانی معدوم ندارم
نفسی میزنم آسوده و عمری میگذارم
وقتی حکایت را میخواندم، با خود گفتم: اولاً حکایت است، نه واقعیت! ثانیاً زمان پابرهنة بیغم حکایت سعدی کجا و دغدغههای بیشمار انسان قرن ۲۱ کجا؟! امّا در کمال ناباوری، وقتی نتیجة نظرسنجی یک مؤسسة بینالمللی را در مورد محل زندگی شادترین مردم جهان خواندم، به دغدغههای مشترک انسانها برای احساس شادمانی، فراتر از زمان و مکان پی بردم: ادامه مطلب
محمد ولی سهرابی اسمرود_روزنامه نگار
پایش داغان شده بود. گلوله مچ پایش را سوراخ کرده بود. وقتی که راه میرفت، میلنگید. جوان به آن خوش قد و بالایی، حیف بود که لنگ بزند، به او گفتم: از فلان دکتر وقت گرفتهایم تا پایت را عمل کند و از این وضعیت نجات پیدا کنی، دکتر قابلی است، به همه کس به این راحتی وقت نمیدهد.
لبخندی زد و پرسید: پس ایشان نمیتوانند تمام مجروحان جنگی را عمل کنند! گفتم: نه! سرشان خیلی شلوغ است، تازه شما را هم با سفارش قبول کردهاند!
گفت: ایشان لطف کردهاند و قبول کردهاند، اما من قبول نمیکنم!
حالا که این ماجرای به ظاهر باور نکردنی! را در مورد یک رزمندة مجروح دفاع مقدس خواندید، بد نیست چند ماجرای باورکردنی! را هم قبل از ورود به بحث اصلی، با هم مرور کنیم: ادامه مطلب
محمد ولی سهرابی اسمرود
… بنا میکنند از چشم و ابروی آن بزرگوار تعریف کردن. مثلاً قربون چشمت بشم! مگر چشم قشنگ در دنیا کم است؟ مگر ارزش اباالفضل به چشمهای قشنگش بوده؟ مگر شما اصلاً اباالفضل را دیدهاید و میدانید چشمش چگونه بوده؟ قد رشید که خیلی در دنیا هست. ورزشکارهای زیبایی اندام که خیلی هستند.
مقام معظم رهبری-حضرت آیت الله خامنه ای
یاد دوران کودکی به خیر، محرم که میشد، مسجد روستای اسمرود رنگ و بوی دیگری میگرفت، نخست زنان و دختران روستا چند روز مانده به محرم، فرش، گلیم، جاجیم، پالازو… را که حاصل دسترنج خودشان بود و به عشق امام حسین(ع) بهترین آنها را تقدیم آستانهاش کرده بودند، تمیز میکردند، آب و جارو میزدند، سماور برنجی بزرگ و قدیمی را با استکان و نعلبکیهایی که گویی چایی خوردن با آنها برای اهالی روستا شیرینی و حلاوت دیگری داشت، آمادة پذیرائی از میهمانان میکردند. ادامه مطلب
به بهانه هفته دفاع مقدس
محمد ولی سهرابی اسمرود
سید عباس سجادی ـ شاعر معاصر ـ سروده:
وقتی
بغضآلود
از جنگ حرف میزنم
میخندی
تو جنگ را شنیدهای
ما دیدهایم
حتماً ضربالمثل «شنیدن کی بود مانند دیدن» را هم بارها شنیدهایم. اما حکایت جنگ و ۸ سال دفاع مقدس، ناگفتهها و ناشنیدههای فراوانی دارد که معمولاً با آنچه تاکنون در قالب فیلم، کتاب و نوشته در نشریات دیده و شنیدهایم، کمی متفاوت است و یا علیرغم تلاش هنرمندان و نویسندگان، کمتر به این زوایا پرداخته شده است، از جمله:
۱ـ حکایت شور و شیدایی جوانان و نوجوانان برای حضور در صحنههای نبرد، در قالب نیروهای مردمی بسیج و سپاه، در کنار نیروهای مسلح دیگر، بدون شک، ناشی از حلقة اتصالی بود که به برکت دم مسیحیایی و روح بلند حضرت امام، در وجود همه بروز و ظهور یافته بود و حس تحسینبرانگیز لزوم صیانت و پاسداری از انقلابی که بیشتر از یک سال از عمر آن سپری نشده بود، آن چنان در تار و پود مردان و زنان این مرز و بوم تنیده شده بود که برخلاف دیدگاه و نظر گروهی از افراد و جریانهای خاص، هیچ انگیزه و محرکی جزپاسداری ازانقلاب ، باعث بسیج همه نیروهای مسلح برای دفاع تمام قد از انقلاب و تمامیت ارضی این کشور نبود. ادامه مطلب
بسمِاللهِالرَّحمنِالرَّحیْم
سخن سردبیر
محمّدولی سهرابیاسمرود
در ستایش ایثار
این نوشته به بهانه گفت وگو با مهندس تورج جعفری نوده خلخال به عنوان سرمقاله مجله جوانان امروز نوشته شده است. ادامه مطلب