سخن هفته

تقلید! ********** ما عده ای ازجوانان آفریقائی وآریائی را چند ماهی به آمستردام،پاریس،لندن و...می بریم وبر می گردانیم.پس از چند روزی،بر آنان لباس اروپائی می پوشانبم واصطلاحات اروپائی رابه دهانشان می ریزیم واز محتویات فرهنگ خودی خالیشان می کنیم. آنگاه اینها شکل بلند گوی پوک و پوچی را می گیرند که ما باید به کشورهایشان باز گردانیم. آن وقت ما مرس می زنیم واینها مثل یک دره،مثل یک آب انبار،هرچه را که بگوئیم،بی آنکه معنایش رابفهمند،باز می گویند وانچه را بکنیم،در حد ادا در آوردن،می کنند ومی پندارند که خودشانند که می گویند و انجام می دهند! ********** سارتر>>دوزخیان روی زمین،اثرفرانتس فانون ********** منبع:شریعتی؛ازشک تایقین/احمدراسخی لنگرودی/نشر علم/تهران/1392

آمار سایت

افراد آنلاین : 2
<==================> تعداد نوشته ها : 656
<==================> بازدید امروز : 223
<==================> بازدید دیروز : 587
<==================> بازدید این هفته : 2207
<==================> بازدید این ماه : 12663
<==================> بازدید کل : 838043
<==================>

بایگانی

Monthly Archives: دسامبر 2012

وقتی بدون سفارش،جهنم نمی رویم!

 

                           محمد ولی سهرابی اسمرود­_روزنامه نگار

پایش داغان شده بود. گلوله مچ پایش را سوراخ کرده بود. وقتی که راه می‌رفت، می‌لنگید. جوان به آن خوش قد و بالایی، حیف بود که لنگ بزند، به  او گفتم: از فلان دکتر وقت گرفته‌ایم تا پایت را عمل کند و از این وضعیت نجات پیدا کنی، دکتر قابلی است، به همه کس به این راحتی وقت نمی‌دهد.

لبخندی زد و پرسید: پس ایشان نمی‌توانند تمام مجروحان جنگی را عمل کنند! گفتم: نه! سرشان خیلی شلوغ است، تازه شما را هم با سفارش قبول کرده‌اند!

گفت: ایشان لطف کرده‌اند و قبول کرده‌اند، اما من قبول نمی‌کنم!

حالا که این ماجرای به ظاهر باور نکردنی! را در مورد یک رزمندة مجروح دفاع مقدس خواندید، بد نیست چند ماجرای باورکردنی! را هم قبل از ورود به بحث اصلی،‌ با هم مرور کنیم: ادامه مطلب

دانش آموختگان اسمرود