سخن هفته

نابینا!
===
-وقتی بچه بودم،خدا را دیدم،
فرشتگان را دیدم،

رازهای جهان های لاهوتی وناسوتی را پیش چشم تما شا کردم،
تصورم این بود که،
همه آدمیان چنین می بینند،
سر انجام پی بردم
که آنها نابینایند...
شمس تبریزی
===
منبع:چهل قانون ملت عشق/الیف شافاک/ ترجمه زهره قلی پور

آمار سایت

افراد آنلاین : 1
<==================> تعداد نوشته ها : 1336
<==================> بازدید امروز : 39
<==================> بازدید دیروز : 179
<==================> بازدید این هفته : 39
<==================> بازدید این ماه : 218
<==================> بازدید کل : 2006191
<==================>

بایگانی

محمد ولی سهرابی

چهل و…

       چهل وهفتمین         

سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی

           را گرامی می داریم.             

در دامن عجم

========================

                       دکتر مهران سهرابی                     

=======================

بعد از مدت‌ها فرصتی دست داد تا در معیت یار غار و دوست عزیز- جناب آقای امیرحسین صحبتی

یک کوهنوردی و برف نوردی بسیار مفرح در دامنه‌های کوه عجم داشته باشیم..

تصاویر ،صرفاً برای تشویق دوستان به ورزش بارگذاری می‌گردد، چرا که

خوب گفته‌اند :«امر به ورزش، امر به معروف است.» وبه قول فردوسی:

ز نیرو بود ،مرد را راستی

ز سستی ،کژی زاید و‌کاستی

================================

============================

درخواست….

               در خواست               

=====================

امروز فرصتی شد تا سایت”آفتاب اسمرود”را مرور کلی بکنم

عجب روزگاری گذشته از دوران راه اندازی سایت.

در بخش “دانش آموختگان ودانشجویان اسمرود”

گزینه”نام پدر” را که مرور می کردم،دیدم در کمال ناباوری

بایدپیشوندنام برخی پدرها”مرحوم” بنویسم! سخت بود ،اما باید

قبول کنیم که پیشوند “مرحوم”روزی روزگاری زینت نام همگان خواهد شد.

با آرزوی طول عمر با عزت،همراه با سلامتی برایشمه عزیزان، برای به روز رسانی

“دانش آموختگان ودانشجویان اسمرود”

دوستان وهم ولایتی های عزیز لطف کنند:

۱-اسامی دانشجویان جدید را با توجه به ۶بند درخواستی،به نشانی

سایت آفتاب اسمرود،ایتا؛تلگرام  ویا پیامک برایم ارسال کنند.

۲-با توجه به گذر زمان،نیاز به اصلاح برخی اطلاعات درج شده است،حتمااصلاحات مورد نیاز را  برایم بفرستید.

۳-سعی کنید علامت(؟) را در اسامی ومشخصات درج شده،با اطلاعات به روز وصحیح،پرکنید.

مَ…

              مَ…                

تهران باز هم یک ساعتی خوب برف آمد، اما بند آمد.

در کوچه وخیابان،هوس برف نوردی کردم، چند عکس گرفتم که پُز بدهم ما هم برف دیدیم!
زنگ زدم به آقا فرامرز ،در خلخال وگفت:حدود یک متر برف نشسته.
پُزِ ۶،۷ سانتی متری من چند
دقیقه ای دوام نیاورد!

تازه،وانت آبی دیدم که با خط زیبای نستعلیق پشت ماشین نوشته بود:

“مَ عبد المالک ریگی هستم”

گوشی را ساز کردم، عکس بگیرم، جوان قدر قدرت و یلی در را

باز کرد، هیکلش را دیدم، چماقم را قایم کردم و از ترسم

نتوانستم عکس از نوشته بگیرم.مثلا من هم

برای خودم”سهراب”ی بودم!،اما در مقابل عبدالمالک..!!

این چند عکس تقدیم نگاه شما خوبان.

————————————————————–

———————————————————————

خجسته…

      خجسته میلاد امام حسین(ع)      

ادامه مطلب

شکوه…

شکوه از قَدَر به قضا

======================

      حمید مصطقی زاده         

ادامه مطلب

۵۲…

       ۵۲ سال پیش در ایران(۲)      

    هویدا در منگنه گرانی!*  

روند جهش قیمت‌ کالاهای اساسی، که در سال ۱۳۵۲ شتاب بیشتری به خود گرفته بود، در سال ۱۳۵۳ ادامه یافت و دولت هویدا را مجبور به ترمیم کابینه کرد؛ اقدامی که تاثیر قابل‌توجهی بر افزایش شتابان قیمت‌ها برجا نگذاشت و گرانی همچنان اصلی‌ترین موضوع داخل کشور بود

به گزارش اطلاعات آنلاین، اگرچه شاه در ۱۴مهرماه ۱۳۵۲ و در آیین افتتاحیه مجلسین شورای ملی و سنا، در سخنانی جنجالی، تهدید کرده بود در صورت ناتوانی دولت در مهار قیمت‌ها، به نیروهای انتظامی متوسل خواهد شد، اما تحولات بعدی نشان داد این خط و نشان کشیدن نیز نتوانست روند افزایشی قیمت‌ها در حوزه‌های مختلف مهار کند تا دولت هویدا درگیر چالش‌های اقتصادی – معیشتی فزاینده‌ای شود.

فروردین‌ماه ۱۳۵۳ در شرایطی آغاز شد که بانک مرکزی در گزارشی اعلام کرد که هزینه زندگی در سال گذشته (۱۳۵۲) بیش از ۱۱درصد افزایش داشته‌است؛ آماری که البته با واقعیت‌های جاری در کوچه و بازار چندان همخوانی نداشت و قاطبه مردم درحال تجربه کردن گرانی افسارگسیخته‌ای بودند که با وجود افزایش کم‌نظیر درآمدهای نفتی ایران، زندگی‌شان را سخت‌تر از گذشته کرده بود.

سیاست‌های تورمی تا جایی کشور را درگیر معضلات عدیده‌ای کرده بود که شاه در نخستین روزهای اردیبهشت‌ماه ۱۳۵۳ مجبور به اعلام برائت شد و گفت: «من چپگراتر از چپی‌ها هستم»؛ جمله‌ای که آن روز به «تیتر یک» روزنامه اطلاعات تبدیل شد و بازتاب گسترده‌ای نیز در محافل سیاسی و رسانه‌ای ایران داشت.

هویدا در منگنه گرانی‌ها

چند روز بعد، یعنی در ۷اردیبهشت‌ماه ۱۳۵۳ فاز تازه‌ای از تغییرات در کابینه دولت رقم خورد و هویدا علاوه‌بر خارج کردن چهره‌هایی مانند عبدالعظیم ولیان، فتح‌الله ستوده، فرخ‌رو پارسا و… از بدنه دولت، ۳ وزارتخانه جدید شامل «رفاه اجتماعی»، «صنایع و معادن» و «بازرگانی» تاسیس کرد تا شاید بتوان با برخی تغییرات ساختاری، تورم فزاینده، آن‌هم در شرایط افزایش شتابان درآمدهای نفتی را تاحدودی مهار کرد.

در خردادماه اما موج «کمبود» و «گرانی» به برنج رسید و وزارت تازه‌تاسیس بازرگانی، مجبور به خرید ۶۰هزارتن برنج از پاکستان شد. همزمان سیلوهای گندم کشور نیز خالی بود و دولت برای خرید ۵۰۰هزارتن گندم اقدام کرد.

در نخستین روز مردادماه ۱۳۵۳ اطلاعات در گزارشی، از اقدام جدید وزارت بازرگانی با هدف مهار قیمت‌ها خبر داد؛ «لایحه صندوق حمایت از مصرف‌کننده با مجلس تقدیم شد». دولتی‌ها مدعی بودند براساس این لایحه ۹ ماده‌ای، دولت زیان افزایش قیمت‌ها را به دوش خواهد کشید و با این کار، از نوسان‌ها در بازار کالاهای اساسی جلوگیری و قیمت‌ها را نیز خواهد شد.

فردای آن روز، یعنی در دومین روز مردادماه ۱۳۵۳، تهدیدهای نخست‌وزیر خطاب به اصناف، به یکی از تیترهای صفحه اول روزنامه اطلاعات تبدیل شد؛ «گران‌فروشان به شدت مجازات خواهند شد». آن روز امیرعباس هویدا در جمع روسای اتاق‌های اصناف سراسر کشور، «مبارزه با افزایش قیمت‌ها» را سیاست دولت دانست و عنوان کرد که دولت و مردم از عملکرد اتاق اصناف راضی نیستند. هویدا همچنین به اصناف ۲۵روز فرصت داد تا قیمت‌ها را تعدیل کنند، درغیر این‌صورت سر و کارشان با قانون خواهد بود. نخست‌وزیر همچنین تاکید کرد که برای برخورد شدید با گران‌فروشان و محتکران از شاه «کسب اجازه» کرده و دراین زمینه هیچ‌گونه اغماضی نخواهد شد.

اصناف: ما گران‌فروش نیستیم

چند روز پس از تهدیدهای هویدا، یعنی در ۵مردادماه ۱۳۵۳، اتاق اصناف برای اینکه نشان دهد خط و نشان‌های نخست‌وزیر را جدی گرفته است، اعلام کرد نرخ میوه و تره‌بار ۲۰درصد کاهش می‌یابد. این خبر در روزی اعلام شد که در صفحه نخست روزنامه اطلاعات خبر جالب توجهی به چشم می‌خورد؛ «با ترقی قیمت نفت در خلیج‌فارس، درآمد ایران ۱۷۰میلیون دلار افزایش یافت».

افزایش درآمدهای نفتی ایران اما با یک خبر ناخوشایند برای شاه همراه بود؛ عزل ریچارد نیکسون، رئیس‌جمهور آمریکا کلید خورد و محمدرضا پهلوی در حال از دست دادن یکی از اصلی‌ترین حامیانش در ساختار حکومتی ایالات‌متحده بود.

فشارهای دولت بر اصناف اما با انتقادهایی ازسوی آنان همراه شد و به اجتماعی جنجالی فعالان این حوزه در اتاق اصناف انجامید. فعالان اصناف تاکید داشتند که وصله گران‌فروشی به آنان نمی‌چسبد و اتهام گران‌فروشی زدن به آنان برای همه به نوعی سرگرمی تبدیل شده‌است. فعالان اصناف براین اعتقاد بودند که دولت قصد دارد ناکامی خود را در اجرایی‌سازی سیاست‌های اقتصادی کارآمد، به گردن اصناف بیندازد.

ادامه مطلب

۵۲سال…

 

       ۵۲ سال پیش در ایران(۱)     

شاهنشاه آریامهر:

اگر قیمتها کنترل نشود

ارتش وارد میدان می شود!

پاییز ۱۳۵۲ شاه در جریان یک سخنرانی ضمن اعتراف به «گرانی کمرشکن» از گرانی۴۰۰درصدی در برخی کالاهای مصرفی خبر داد و تاکید کرد چنانچه دولت در مهار تورم موفق نشود، ارتش و نیروهای انتظامی را عهده‌دار چنین کاری خواهد کرد.

به گزارش اطلاعات آنلاین، «گرانی افسارگسیخته» به‌ویژه در کالاهای مصرفی مردم، معضلی بود که از ابتدای دهه۵۰ زندگی ایرانیان را تحت‌تاثیر قرار داد؛ آن‌هم در شرایطی که درآمدهای نفتی ایران جهش قابل‌توجهی را تجربه می‌کرد. بررسی آمارها نشان می‌دهد درآمد نفت، که در سال ۱۳۴۲، پانصد و پنجاه و پنج میلیون دلار و در سال ۱۳۴۷، نهصد و هشتاد و پنج میلیون دلار بود، در آغاز دهه ۵۰ به ۱.۸ میلیارد دلار رسید و طی سال‌های بعد نیز روند رو به رشد خود را ادامه داد، اما معیشت مردم نه‌تنها بهبود نیافت، بلکه «تورم» به چالش بزرگی برای جامعه تبدیل شد.

«شوک نفتی» و به‌دنبال آن، «جهش درآمدهای نفتی» در ابتدای دهه۵۰خورشیدی «بیماری هلندی» برای اقتصاد ایران  به ارمغان آورد. توزیع ناعادلانه درآمدهای هنگفت نفتی، نه‌تنها نتوانست گرهی از معیشت مردم بگشاید، بلکه فساد اقتصادی گسترش یافت و روند افزایشی قیمت‌ها، به تشدید شکاف طبقاتی در جامعه منجر شد.

    پیکان و ژیان گران شدند!    

روند افزایش قیمت‌ها در سال ۱۳۵۲ شتاب گرفت و روزانه خبرهای مختلفی از گرانی‌ها منتشر می‌شد. ۱۳شهریورماه ۱۳۵۲، در شرایطی که «جنگ نفت» با اقدام لیبی در «دوبرابر» کردن بهای نفت خام خود، کلید خورده بود،  روزنامه اطلاعات در گزارشی، از «افزایش قیمت پیکان» خبر داد.

با قیمت‌های جدید، مدل‌های مختلف پیکان از ۱۵هزار ریال تا ۱۸هزار ریال گران شد؛ اتومبیل «پیکان کار» ۱۵هزار ریال(قیمت قبلی ۲۰۲هزار و ۹۰۰ریال)، پیکان دولوکس ۱۶هزار ریال(قیمت قبلی ۲۳۹هزارو ۹۰۰ریال)، پیکان جوانان ۱۷هزار ریال(قیمت قبلی ۲۷۵هزار ریال) و «پیکان وانت» ۱۸هزار ریال(قیمت قبلی ۱۶۵هزارریال)، افزایش قیمت را تجربه کرد. این در حالی بود که نرخ برخی مدل‌های پیکان طی دو سه سال قبل از آن، ثابت مانده بود.

علاوه‌بر پیکان، محصولات ژیان نیز با افزایش قیمت مواجه شد. ژیان سواری که تا ۱۳شهریورماه ۱۳۵۲، ۱۶هزارو۷۵۰تومان قیمت‌گذاری شده بود، ۱۲هزار ریال افزایش قیمت خورد. این افزایش قیمت یک پیامد دیگر نیز داشت؛ اینکه قیمت لوازم یدکی این ماشین‌ها در آینده نزدیک با افزایش قابل‌توجهی همراه می‌شد.

چند روز بعد، یعنی در آخرین روزهای شهریورماه ۱۳۵۲ نیز برخی مقام‌های اقتصادی در گفت‌وگو با روزنامه‌ها، گرانی‌های فزاینده را تایید و اعلام کردند که طی ۴ماه اخیر، قیمت کالاهای مصرفی ۲۵درصد افزایش یافته است؛ روندی که در نهایت حتی صدای شاه را هم درآورد.

     ماجرای تهدید شاه چه بود؟     

شاه همچنین تاکید کرد که دولت به دلیل پرداخت مابه‌التفات کالاهای اساسی، با هدف جلوگیری از افزایش قیمت‌ها، به‌ویژه در کالاهایی مانند گندم، گوشت، قند و شکر، مصالح ساختمانی، نرخ اتوبوس و راه‌آهن، سالانه میلیاردها ریال زیان می‌کند؛ «براساس آمارهای رسمی، تنها در سال جاری (۱۳۵۲) رقم این زیان ۱۱میلیارد ریال است و پیش‌بینی می‌شود در بودجه سال آینده (۱۳۵۳) به ۱۷میلیارد ریال برسد».

او همچنین خبر داد که دولت برای جلوگیری از افزایش قیمت نان، در سال جاری (۱۳۵۲) ۳میلیارد و ۹۵میلیون ریال در موضوع خرید و فروش گندم زیان دیده است؛ رقمی که سال آینده (۱۳۵۳) به بیش از ۷میلیارد ریال می‌رسید.

 شاه همچنین از تشکیل «کمیته‌های خاص مبارزه با گرانی» در سراسر کشور خبر داد و «هشدار» داد که اگر این اقدام منجر به کاهش قیمت‌ها نشود، «ممکن است دستور دهیم این کار به‌طریق بسیار شدیدی توسط نیروهای انتظامی انجام شود».

با خواندن این ماجرا وحکایت این روزهای مردم حماسه آفرین !! وفلک زده،یاد این بیت از یغمایی افتادم:

جز وجود من- که گرددقیمتش هر روز کم

قیمت هرچیز*، در هر روز بالا می رود

====================

*البته جز خودکار بیک!!

مجلس…

مجلس یادبود

مرحوم مرتضی قلیزاده

ادامه مطلب

مقام…

       مقامی که ازدست رفت!     

؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛

محمدولی سهرابی اسمرود

ادامه مطلب