سخن هفته

عزاداری سنتی >>>>>>>>>>>>>>>>>>>> برخی کارهاست که پرداختن به آنها، مردم را به خدا و دین نزدیک می‌کند. یکی از آن کارها، همین عزاداریهای سنّتی است که باعث تقرّبِ بیشترِ مردم به دین می‌شود. این‌که امام فرمودند «عزاداری سنّتی بکنید» به خاطر همین تقریب است. در مجالس عزاداری نشستن، روضه خواندن، گریه کردن، به سروسینه زدن و مواکب عزا و دسته‌های عزاداری به راه انداختن، از اموری است که عواطف عمومی را نسبت به خاندان پیغمبر، پرجوش می‌کند و بسیار خوب است. >>>>>>>>>>>>>>حضرت آیت الله سیّد علی خامنه ای

آمار سایت

افراد آنلاین : 3
<==================> تعداد نوشته ها : 666
<==================> بازدید امروز : 622
<==================> بازدید دیروز : 572
<==================> بازدید این هفته : 1194
<==================> بازدید این ماه : 9764
<==================> بازدید کل : 853666
<==================>

بایگانی

تبریک

موفقیت دو جوان شایسته اسمرود

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::>

توفیق ورود به دروازه های علم ودانش
نیزیکی از موهبتهای الهی است
که در سایه تلاش ورقابت سالم
نصیب شایستگان در این عرصه می شود.
باکمال شادمانی،باخبر شدیم:

 خانم ثنا سهرابی اسمرود

فرزند محمد ولی

پزشکی دانشگاه علوم پزشکی البرز

از مدرسه فرزانگان یک تهران
با کسب رتبه ۳۵۲ از منطقه یک -تهران

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

آقای علی آزمون اسمرود

فرزند عسگر

                                     پزشکی دانشگاه علوم پزشکی رشت                          

با کسب رتبه ۱۲۲ از منطقه سه-اردبیل
در رقابت با ۶۵۰ هزاز نفر، در گروه علوم تجربی
باشایستگی،موفق به قبولی در
رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی البرز
و
پزشکی دانشگاه علوم پزشکی رشت
شده اند.
این موفقیت بزرگ علمی را به

ثنا خانم سهرابی

و

آقای علی آزمون

خانواده محترمشان وخانواده بزرگ اسمرود
شادمانه تبریک می گوئیم.
امید که در سایه الطاف الهی،شاهد موفقیت های روز افزون
این جوانان شایسته اسمرود، درعرصه های علوم پزشکی
و زندگی باشیم.

………………………………………………………………………………

هیات مدیره”موسسه ی خیریه ی شهدای اسمرود”

 

 

با مسافران…

با مسافران مشکی پوش

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

         رحمان ستاری اسمرود                   

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

توضیح:عکسهای گزارش آقا رحمان توسط
آقای مهندس محمد رحیمی تهیه شده است که
از زحمات آقای رحیمی هم بسیار سپاسگزارم.

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

حمد وسپاس خدای منان را یک باردیگر توفیق داد تا در مراسم تاسوعا وعاشورای. حسینی هم ولایتیهای عزیزی که از دور و نزدیک به دیار غریب امده بودند شرکت کنم جمع باصفایی بود بچه های دیروز جوان شده بودند و جوانان میان سال واقعا جای پیران وپدران. دوران جوانی ما خالی بود از خداوند برای همه در گذشتگان طلب مغفرت دارم زمان چه تند می دود ادم انتهای زندگی را می بیند مسافرین مشکی پوش عزادار باپذیرایی در ایستگاه صلواتی. اقبلاق ضمن صحبت واحوال پرسی وچاق سلامتی یک بیک به سمت اسمرود سرازیر می شدند احسان ایستگاه صلواتی از جانب حاج انامپور. بود همشیره ایشان و متعلقه حاج رسول بسیار زحمت کشیدند خداوند اجر شان. دهد. فضای دیار حزن انگیز بود اما تهی ار زیبایی نبود اسمرود فرزندان خودرا در کنار هم یافته بود صحبتهای دسته جمعی. عراداری کنار هم منظره اجتماع درگذستگان این دیار را تداعی می کرد. اغلب افراد به اسم همدیگر را نمی شناختند اما سن بالاهای مثل ما به چهره همه را تقریبا می شناختیم انهم به قبیله این چهره به اسدیان ها نزدیک است این چهره به اشاقی اولر و همینطور. نماز ظهر در کمال همدلی. باشکوه پشت سر اقای دکتر سهرابی برگزار شد سپس سفره احسان در چند ردیف گسترده شد جوانان عمدتا عهده دار خدمت رسانی بودند. غذای نذری واحسان انهم دراین مکان ودراین مسجد لطف دیگری دارد بعداز ناهار دسته جات چند نفره. در جهتهای گوناگون به سمت صحرا راهی شدند. ما هم به اتفاق. اقای دکتر وحاج انامپور واقامحمدولی به سمت قیالی بولاق سلانه سلانه ره سپردیم به سر چشمه می رسیم با همان تقلای گذشته می جوشد. چه تنهای خسته را از خستگی. می رهاند. چه روزه داران تشنه را رفع عطش می نمود با این جوشش زیبا شاید به خاطر احیانا رهگذری است که از اینجا تشنه گذر نکند. دم غروب که می شد زنان ودخترکان کوزه بدوش راهی این چشمه می شدند تا برای بایرچی ها اب خنک برده باشند. با محمد ولی امتداد دره را تا ابتدای ان که از چشمه ای سرچشمه می گیرد ادامه می دهیم. دره تمام می شود اما چشمه نیست اب ان از زیرزمین منحرف ودرچند ده متر جلوتر از زمین بیرون می زند. در اثر فرسایش ورانش زمین طبیعت تغییر شکل داده اما دوران کودکیمان را که در اینجا جا گذاشته ایم خاطراتش  یکی یکی از خواب چهل ساله برمی خیزند اشنایی می دهند از کنار صخره ها چشمک می زنند بعداز چند عکس یادگاری مسیر را برمی گردیم باید به مسجد برویم دسته عزاداری محمود اباد هر ان ممکن است از راه برسد.

عصرگاه تقریبا همه به مسجد برگشته امدن دسته عزاداری محمود اباد به انتظار نشسته بودند با پدیدار شدن دسته. از قبیر صاندیق. برای پیشواز دسته عزاداری تشکیل شد. مداحان ورزیده تر شدند خوب می خوانند از جمع گه گاهی اشک می گیرند. تا رود چای باغچاسی زنجیر زنان وسینه زنان به استقبال می رویم. عزاداری کاملا سنتی لذت ان به اعماق جان راه می کشد وارد مسجد شدیم حاج اعظم عظیمی این واعظ شهیر این خطه با دعوت قبلی از سوی حاج انامپور. از راه می رسند عزاداری باصوت دل نشین اقای نوری پایان بخش شد سپس خطیب نامور قدیمی برعرشه منبر نشست. قوت کلام و لحن و لهجه.خاصشان علا رغم پیری کما فی السابق است. مسجد مملو از جمعیت بگوش نشسته اند همه چیز تداعی گذشته دارد فقط جای پیران درگذشته خالی است. از محاسن پیران قدیم از تلاش برای تحصیل فرزندان اهالی از اگاهی مردمان دیارمان سخن به میان اورد پیرو جوان همه درسکوت گوش فرا داده بودند. با اتمام منبر. دسته عزاداری مهمان را بدرقه نموده. حلقه اهالی چون نگینی سید بزرگوار را درمیان گرفته بود همه اسمرودیهای قدیم را می شناخت همه را با پدرانشان می شناخت بعد از ساعتی با بدرقه اهلی اسمرود را ترک کردند.

ساعات. روزعاشورا از صبح تا غروب همه. سنگین است. اصحاب ویاران امام حسین. از ساعات اولیه جمعی وانفرادی درگیر معرکه جنگ هستند. هرکدام شهید می شود جنازه او به کنار خیمه ها منتقل می شود شیون و گریه ازدرون وبیرون خیمه ها بلند است هر دقیقه و ساعتی که می گذرد از تعداد یاران کم می شود وبر حزن واندوه افزوده می شود تا به ساعتی می رسیم که علمدار کربلا هم درراه سقایی برو بچه های خیمه ها شهید می شود امام جمله انکسر الان. ظهری به زبان می اورد. علی اکبر قطعه قطعه بر زمین افتاده. قاسم شهید شده. همه یاران ازدست رفتند. وامام است یکه تنها و ایندشت بلاخیز و به پهنای خود دشمن خونخوار که حتی بر طفل شیر خواره رحم نمی کند صبح به اتفاق اقای دکتر وحاج انامپور. اقا محمد ولی واخویها من برای مراسم عاشورا راهی اسمرود شدیم صبح سنگینی شروع کردیم.با  توقفهای ممتد از کوردییر به بعد به مسجد رسیدیم. بغضی نهفته داشتم اما شرایط گریه کردن فراهم نبود. دسته عزا داری در گردا گرد یادمان شهید صیقت. اوج گرفته بود. اقای قامت اسدی علم را ایستاده به من سپرد تا برای درگذشتگان خود بر سر مزارشان فاتحه بخواند. صورتم درمماس با پارچه های علم باعث شد کمی از درون فرو بریزم. کمی سبک شوم اینجا بود تصمیم گرفتم چند دقیقه ای ذکر مصیبت کنم اما مانده بودم از کجا شروع کنم. از کی بگویم واز کجا بگویم. درمسیر برگست شیرین زبانیهای رقیه نسبت به پدر یادم افتاد و قلبم را سخت فشرد تا اینکه به مسجد رسیدیم بعداز فروکش مداحی. شروع کردم خودم در مسیر بغضم خالی شده بود اما گریه بعضی از این جوانان عزادار به گریه ام می انداخت. خداوند می داند عشق ابی عبدالله

در دل جوانان و نوجوانان زبانه می کشد.

………………………………………………………………………

………………………………………………………………….

=============================================

عکسهای زیر هم حاصل تلاش خود آقا رحمان
است،که هنر عکاسی اش قابل تقدیر است:

………………………………………………………………..

……………………………………………………………………

========================================

 

محرم…

       محرم در دیار صفا        

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::>

       ذوالفقار ستاری اسمرود        

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::>

اشاره:عکسهای این گزارش به همت 

آقای مهندس حسین اسدی

تهیه وارسال شده است که ضمن

تشکر از زحمات ایشان،منتظر فیلم 

 وعکس شما نیز هستم.

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::>

سلام‌ بر تشنه دشت بلا ،حسین،

سلام بر لاله های به خون خفته سرزمین نینوا،سلام بر پروانگان حریم عشق وآزادگی

چه بگویم از انسانی که با قلم حی لم یزل،بر تارک تاریخ جاودانه شده، وآن را که خدا بخواهد عزیز گرداند”تعز من تشا”چه کسی میتواندآن گونه که هست توصیفش کند؟!

تاسوعا وعاشورا فقط اسم روزند،روز نهم وروز دهم، وچه بسیار از این روزها که در گاهشمارها سپری شده انداگر نام نامی آزادمردی چون حسین(ع) براین روزها سایه نیفکند.

اما این دو روز، برای ما که از اهالی دیار سادگی وصفا هستیم معنای دیگری می دهد .

روز تاسوعا باردیگربه رسم دیرین دلهای اسمرودیهاهوای زادگاه کرده است ،هیاهوی شهر را خوش نمیدارند نه اهل طبل وسنج وتنبورند ونه سازگاربا نوحه ها وعزاداریهای آنچنانی .

از دورونزدیک خودرا به خاک وطن رسانده اند ، اولین ایستگاه، آقبلاق ،جلوی منزل برادران ستاری است به صرف آش نذری که آقایان انامپور تدارک دیده اند .

آرام آرام جلوی مسجد پر می شود ازدلدادگان مکتب حسین ،  پس از صرف احسان عزاداران محمودآبادی از راه می رسند .مهمان ویژه مسجد حاج سید اعظم عظیمی است ، مراد ومرشد اسمرودیها، او که سالها برمنبر مسجد با خلوص و پاکی به وعظ وخطابه پرداخته است وشاید دینداری پدران ما مدیون تعالیم ایشان است، محبوبیت ویژه ای دربین اهالی دارد.پس از خیر مقدم گویی دکتر فرامرزسهرابی به منبر می رودوخاطراتی از روزهای ساخت مسجد، کمکهای مردمی در دفاع مقدس، عزت وبزرگواری اهالی، وبیان درسها وعبرتهای عاشورا داد سخن می دهد. وسخنانش چه شیرین بر دلها می نشیند.

مراسم تا ساعت ۶ بعد از ظهر ادامه می یابد وعزاداران بدرقه می شوند .

هواسردوسوزناک ومه آلود است وبیتوته شبانه در مسجد برای بعضی ها امکان پذیر نیست .عده ای نذری خودرا می دهند وقصد عزیمت به خلخال دارند

مبالغ خوبی جمع آوری می شود ،به نظر حقیر سنگ فرش نمودن محوطه مسجد از واجبات هست، که انشاالله امیدهست برای سال بعد انجام شود.الحمدالله سالهای گذشته کارهای خو بی انجام شده واز این بابت از هیئت امنای مسجد ممنونیم .

مواردی بد سلیقگی وبی نظمی هم درمراسم  مشاهده می شود که امیدواریم برای سالهای بعد رفع شود: همچون نبود آشپز درپخت غذا و متصدیان دایمی آبدارخانه برای پذیرایی منظم وبا کیفیت که شاید باعث نارضایتی عده ای می شد. البته این امر هیچ منافاتی با تشکر  از جوانان زحمت کش آشپز خانه ندارد .

اشکال بعدی هم انداختن ظروف یکبار مصرف وپاکت اب میوه وکیک وکلوچه در محوطه مسجد وگذرگاهها بود که بعدها توسط باد وباران به  رودخانه ها وباغها منتقل می شود که درسالهای اخیر  صحنه های زشتی ایجاد کردند که واقعا حیف است طبیعت بکر روستا آلوده به این مظاهر بد صنعت وانسان ماشینی گردد .

صبح عاشورا با قرائت زیارت عاشورا  صرف صبحانه نذری ودرنهایت تشکیل دسته ،حوالی ساعت ۱۱ آغاز شد .

دسته عزاداری به طرف آرامستان روستا ویادمان شهدا حرکت کرد  .نوحه ها و سوگواره های سنتی وهمیشگی، حزن وغم این روز را بیشتر می کرد.

پس از اتمام مراسم سر مزار یکی از رفتگان دو قطعه سنگ سرقبر دیدم که تا به حال متوجه نشده بودم واحساس کردم خیلی قدیمی است و ارزش تاریخی دارد .امیدواریم از غارت درامان باشد چون در سالهای اخیر تعدادی از این سنگهای ارزشمند ناپدید شده اند .

به مسجد بر گشتیم ظهر عاشورا فرا رسید تا اذان دقایقی نمانده است اقای رحمان ستاری پشت تریبون رفت و روضه وقایع روز عاشورا را بیان کرد  وانصافا هم روضه سوزناکی ایراد کردند که حزن واندوه عزاداران کامل شد ودلهای آماده با اشک وناله قرین شد.

ودرنهایت مراسم این دوروز با صرف احسان به پایان رسید وامیدی برای برپایی ان در سالهای بعد در دل عاشقان اباعبدالله  زنده ماند .

اجرتان با امام حسین وحضرت عباس

…………………………………………………………..

…………………………………………………………………………….

……………………………………………………………..

……………………………………………………………….

…………………………………………………………………..

…………………………………………………………………………

………………………………………………………………………..

…………………………………………………………………….

………………………………………………………………..

…………………………………………………………………….

……………………………………………………………………

………………………………………………………………….

………………………………………………………………………..

……………………………………………………………………..

……………………………………………………………………………

 

……………………………………………………………………

……………………………………………………………..

……………………………………………………………………….

…………………………………………………………………….

…………………………………………………………………………

…………………………………………………………………….

 

 

با کاروان…

      باکاروان کربلا      

>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>

                         رحمان ستاری اسمرود                                    

ادامه مطلب

سخن…

تقلید!

ادامه مطلب

یاد…

یاد ویادمان                              

 

ادامه مطلب

خط…

سلام

وقت بخیر آقای سهرابی عزیز

ادامه مطلب

دو شعر…

             دو شعر از:الله بخش عسگزی اسمرود                  

———————————————————————————————–

(۱)

      …ظالیم الیندن                       

ادامه مطلب

گل آقا

    گنجینه تاریخ                      

                          رحمان ستاری                                                  

ادامه مطلب

قول…

    قول وقرار با درخت!    

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::>

        رحمان ستاری اسمرود                    

ادامه مطلب

دانش آموختگان اسمرود