سخن هفته

عزاداری سنتی =================== برخی کارهاست که پرداختن به آنها، مردم را به خدا و دین نزدیک می‌کند. یکی از آن کارها، همین عزاداریهای سنّتی است که باعث تقرّبِ بیشترِ مردم به دین می‌شود. این‌که امام فرمودند «عزاداری سنّتی بکنید» به خاطر همین تقریب است. در مجالس عزاداری نشستن، روضه خواندن، گریه کردن، به سروسینه زدن و مواکب عزا و دسته‌های عزاداری به راه انداختن، از اموری است که عواطف عمومی را نسبت به خاندان پیغمبر، پرجوش می‌کند و بسیار خوب است. ==================== حضرت آیت الله خامنه ای

آمار سایت

افراد آنلاین : 2
<==================> تعداد نوشته ها : 543
<==================> بازدید امروز : 200
<==================> بازدید دیروز : 481
<==================> بازدید این هفته : 1481
<==================> بازدید این ماه : 8090
<==================> بازدید کل : 650891
<==================>

بایگانی

سرمشق…

سرمشق یادگاری              

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

             دکتر اذن الله آذر گشب اسمرود      

»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»

برای مرحوم حاج گلعلی سهرابی از خداوند متعال مغفرت وافر مسئلت داریم. ایشان حق بزرگی بر گردن اهالی اسمرود داشتند. ایشان معلم اول و معلم قران بودند و نبوع خاصی در تحریر و انشای لوایح و عریضه ها داشتند و از گلستان و بوستان سعدی بهره وافر برده بودند. یادم هست در کلاس شاید ششم ابتدایی بود که به من و فرامرز یک سرمشق برای رسم الخط دادند تحت این عنوان:

 

وقت آن است که خون موج زند در دل لعل
زین تغابن که خزف می شکند بازارش
البته باید اعتراف کنم که تا مدت ها تفسیر این بیت را نمی دانستم. ولی انصافا باید گفت که چه معنا و عمق مفهومی در این شعر نهفته بوده و هست.

=================================================

سلام دکتر آذر گشب عزیز
قدرشناسی هنر مردان نیک روزگاراست و هنری است بزرگ

که الحمدالله شما این هنر را دارید،سپاس از قدر شناسیتان.

یکی از دلخوشی های اصلی پدر،شنیدن ونقل موفقیت های تحصیلی اعضای خانواده،دوستان و فرزندان اسمرود بود وبا شنیدن هرموفقیتی،انبساط روحی خاصی پیدا می کرد ومعمولا هم با آب وتاب برای همگان نقل می کرد.خاطرات دوران تحصیل جنابعالی وآقا فرامرز،ماجرای ساختن خانه ای در هرو آباد،شیرینی ها وتلخی هائی که با مرحوم علی صابر نیا در آن دوران داشتند، همیشه نقل ونقل محافل ومجالس ایشان با دیگران بود.

معمولا هر از چندگاهی از ما جویای احوال شما می شد.سبک درس خواندنِ خوب شما وآقا فرامرز را در طول دوران تحصیل و قران آموزی واستعداد آقای بهاء الدین محمدی را همیشه در ذهن داشت وبرای تشویق ما به درس خواندن مثال می زد.

از تدبیر،همت وخیر خواهی مرحوم علی صابر نیا -بخصوص در حق اسمرودی ها همیشه به نیکی یاد می کردند.اگر کسی کوچکترین قدم در راه آبادانی روستا بر می داشت،هر گز فراموش نمی کرد وبه مناسبتهای مختلف، یادی از کار نیک دیگران می کرد.
بی شک یکی از مردان بزرگ اسمرود هم که در بالندگی، تشویق واهتمام به علم آموزی جوانان اسمرود نقش داشتند ، مرحوم علی صابر نیا بودند که من در هر محفل ومجلسی یادی از این مرد بزرگ می کنم.خداوند رحمتشان کند.سبب خیر شدی،تا با یادی از مرحوم صابر نیا،برایشان طلب مغفرت بکنیم.

——————————————————————————————————

 

…تو رفتی

…هرچه بود،گذشت                                           

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

بهاربود وتوبودی وعشق بودوامید
بهار رفت وتورفتی وهرچه بود گذشت

:: ::

…به گریه گفتمش ولی چه زود گذشت

چندی پیش کربلائی آزمون را در شهریور به

آفریدگارش سپردیم وشهریور ۲۵ سال پیش نیز با یکی از مردانِ مرد روستایمان-شادروان

مشهدی اصلان همراهی خداحافظی کرده بودیم وتا آنجائی که در یادداشتهای۳۰ ساله

روزانه من ثبت شده،شهریور گوئی فصل جدائی برای اسمرودی هاست .

۲۶ شهریور سال ۹۳ هم یکی از آن روزهای این فصل جدائی است که دفترِ زندگی بزرگمردی

دیگرازروستا رابه دست دادارلایزال سپردیم واینک در چهارمین سالگرد درگذشت پدر عزیزمان شاد روان                   

                            “حاج گلعلی سهرابی اسمرود”

ضمن گرامیداشت یاد ونام آن سفرکرده وفرزند دلاورش- شهید صیقت سهرابی،شهدای

عزیز اسمرود وهمه درگذشتگان از این روستا،صلوات وفاتحه ای نثارشان می کنیم.

هنگام تورق برخی دستنوشته های پدر،به یاد داشتی برخوردم که گویی پدر برای ارائه

در مجلس عزاداری حضرت امام حسین(ع) در مسجد اسمرود آماه کرده است.از دوران کودکی

یاد دارم که تا آمدن روضه خوان روستا ورفتن به منبر- بخصوص سالهائی که روضه خوانها

روضه سه روستارا باهم وبه نوبت،در یک شب می خواندند، مرحوم پدر تا آمدن روضه خوان

بحثهای تاریخی،دینی،تاریخ عاشورا و… را از روی کتابهای مخصوص  ویا از روی یادداشتهایش

به ترکی در مسجد برای اهالی بیان می کردند وبسیار هم مورد استقبال  قرار می گرفت.

مرحوم صفت… سوران ومرحوم موسی شکوهی یوزناب{روضه خوان های زمان} به شوخی

به پدر می گفتند :

مشهدی وجه الله بدون منبر بازار ما را بی رونق کرده است!

دستنوشته ای که تقدیم می شود،حکایت مجلس گردانی مرحوم پدر،احتمالا در دهه سال۶۰

یعنی پس از خبر شهادت شهید صیقت در اسمرود است؛با این توضیح که به احتمال زیاد، پس

از رفتن به منطقه عملیاتی جنوب- فکه،برای جستجوی پیکر شهید واجازه برگزاری مجلس

بزرگداشت شهید،نوشته شده است.

مرحوم پدر در این نوشته که تلاش کرده در قالب شعر بیان شود،کوشیده است باارتباط دادن

صحنه جنگ در محرم سال ۶۰ هجری وروزگار ۸سال دفاع مقدس،آنچه را به چشم خویش در

زمان حضور در مناطق عملیاتی جنوب دیده،شنیده ویا خوانده است،در قالب الفاظ موزون به

تصویر بکشد.

شرمنده از اینکه فرصت ،حوصله وتوان تایپ راندارم وباعث آزار چشمهای شهلای نازنین شما

می شوم.؛چون دستخط پدر هم برای روخوانی خودشان نوشته شده است،نه اسکن وکپی

پس از حدود ۳۰ سال در سایت آفتاب اسمرود، در سال ۹۷!

=================================================

کارنامه…

کارنامه محرم//۹                                    

============================================

اخلاق و بزرگ منشی در سیره امام حسین( ع)           

============================================

و ما نظایر اینها را در سیره ائمه اطهار ع و پیغمبر اکرم ص زیاد می‌بینیم؛ با دشمن هم که روبرو می‌شوند دست از آن معالی اخلاق و مکارم اخلاق خودشان بر نمی‌دارند.

اینهاست که نشان می‌دهد که اینها در یک سطح دیگری بودند و در سطح دیگری فکر می‌کردند. آنها خودشان را پاسدار حق و حقیقت می‌دانند.

امام حسین ع و استخدام وسیله‌ برای امام حسین مسأله این نیست که کشته بشود یا کشته نشود؛ مسأله این است که دین کشته نشود، یک اصل ولو اصل کوچک دین کشته نشود.

صبح عاشورا می‌شود. شمربن ذی الجوشن که در بدسرشتی شاید در دنیا نظیر ندارد، شتاب دارد که قبل از شروع جنگ بیاید اوضاع را ببیند. فکر کرد از پشت خیمه‌ها بیاید بلکه دست به جنایتی بزند. ولی نمی‌دانست که قبلًا امام حسین تعبیه‌ای دیده است؛ دستور داده خیمه‌ها را نزدیک یکدیگر به شکل خط منحنی در بیاورند، پشتش هم یک خندق بکنند و مقداری نی خشک در آنجا بریزند و آتش بزنند که دشمن نتواند از پشت سر بیاید.

وقتی آمد، با این وضع مواجه شد. ناراحت شد و شروع کرد به فحّاشی کردن.

بعضی اصحاب جواب دادند، البته نه فحّاشی. یکی از بزرگان اصحاب گفت: یا اباعبد اللَّه! اجازه بدهید الآن با یک تیر همین جا حرامش کنم.

فرمود: نه.

خیال کرد حضرت توجه ندارند به این جهت که او چه آدمی است. گفت: یا ابن رسول اللَّه! من این را می‌شناسم و می‌دانم چه شقیی است.

فرمود: می‌دانم. پس چرا اجازه نمی‌دهید؟ فرمود: من نمی‌خواهم شروع کرده باشم. تا در میان ما جنگ برقرار نشده است، هنوز به صورت دو گروه مسلمان روبروی یکدیگر هستیم. تا آنها دست به جنگ و خونریزی نزنند، من دست به جنگ نمی‌زنم.

——————————————————————————————————–

شهید مرتضی مطهری

کارنامه…

کارنامه محرم//۸                                     

=======================================

حسین منی و أنا من حسین          

از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است:
“حسین منی و انا من حسین” حسین از من است و من از حسینم.
معنای جمله نخست روشن است,حسین از من است، یعنی فرزند من و نواده من است. درباره جمله دوم ( من از حسینم) گفته اند, یعنی بقای دین من و آیین من بوسیله حسین است؛ و دین اسلام از حسین(ع) قوت می گیرد و با شهادت او از نابودی مصون می گردد و باقی می ماند. و از اینجاست که گفته اند: دین اسلام, “محمدی الحدوث” و “حسینی البقا” است, که اگر شهادت عاشورا – با آن ابعاد ویژه – نبود, در اثر حکومت کسانی مانند یزید و… بمرور زمان اثری از اسلام و قرآن برجای نمی ماند.

——————————————————————————————————–

محمدرضا حکیمی/قیام جاودانه, ص ۶۶-۶۷

 

کارنامه…

کارنامه محرم//۷                                              

==========================================

عبرت های عاشورا                        

هم می خواندند اما در میان آنان از آزادگی و اخلاق خبری نبود.

گویا اگر در برابر حسین (ع)، کافرانی آزاده قرار داشتند

هیچگاه چنان فاجعه ای رخ نمی داد.

————————————————————————————-

کارنامه…

کانامه محرم//۶                                          

==============================================

جریان لیلا و حضرت علی اکبر علیه السلام             

نمونه دیگر از تحریف در وقایع عاشورا که یکی از معروف‌ترین قضایا است و حتی یک سند تاریخ هم به آن گواهی نمی دهد، قصه لیلا، مادر حضرت علی اکبر است.

البته ایشان مادری به نام لیلا داشته اند ولی یک مورخ نگفته که لیلا در کربلا بوده است. اما ببینید که چقدر ما روضه لیلا و علی اکبر داریم، روضه آمدن لیلا به بالین علی اکبر.
حتی من در قم، در مجلسی که به نام آیت الله بروجردی تشکیل شده بود که البته خود ایشان در مجلس نبودند، همین روضه را در آنجا شنیدم که علی اکبر به میدان رفت. حضرت به لیلا فرمود که از جدم شنیدم که دعای مادر در حق فرزند مستجاب است، برو در فلان خیمه خلوت آنجا موهایت را پریشان کن، در حق فرزندت دعا کن شاید خداوند این فرزند را سالم برگرداند!

——————————————————————————————————–

منبع: حماسه حسینی؛ استاد مطهری

کارنامه…

کارنامه محرم//۵                                

===========================================

فقط عمر سعد!!                          

===========================================

دکتر  علی شریعتی می گوید:
در حادثه کربلا با سه‌ نمونه شخصیت روبه رو می‌شویم:
اول: حسین (ع)
حاضر نیست تسلیمِ حرفِ زور شود. تا آخر می‌‌ایستد. خودش و فرزندانش کشته می‌شوند. هزینه انتخابش را می‌‌دهد… و به چیزی که نمی‌خواهد تن‌ نمی‌‌دهد. از آب می‌گذرد، از آبرو نه‌!
دوم: یزید
همه را تسلیم می‌خواهد. مخالف را تحمل نمی‌‌کند. سرِ حرفش می‌‌ایستد. نوه‌ پیغمبر را سر ‌‌میبرد. بی‌ آبرویی را به جان میخرد تا به چیزی که می‌‌خواهد برسد
سوم: عمرِ سعد
به روایتِ تاریخ تا روز ٨ محرّم در تردید است. هم خدا را می‌خواهد هم خرما! هم دنیا را می‌خواهد هم اخرت. هم می‌خواهد حسین (ع)را راضی‌ کند هم یزید را. هم اماراتِ ری را می‌خواهد، هم احترامِ مردم را. نه‌ حاضر است از قدرت بگذرد، نه‌ از خوشنامی. هم آب می‌خواهد هم آبرو. دستِ آخر اما عمرِ سعد تنها کسی‌ است که به هیچکدام از چیزهایی که می‌خواهد نمی‌‌رسد. نه سهمی از قدرت می‌‌برد نه‌ از خوشنامی!
ما آدمهایِ معمولی‌ راستش نه جرات و ارادهِ حسین (ع) شدن را داریم، نه قدرت و ابزارِ یزید شدن را اما در درونِ همه ما یک عمرِ سعد هست! من بیش از همه از عمر سعد شدن می ترسم…!!

کارنامه…

کارنامه محرم//۴                                        

========================

دلیل قیام                                     

===============================================

چرا امام صادق (ع) با چهار هزار شاگرد دست به قیام علیه حکومت ظالم وقت خود نزدند ولی امام حسین (ع) با هفتاد و دو یار با وفای خود  علیه دستگاه حکومت جبار زمان خود قیام کردند؟
مجموعه رفتارهای امامان(ع) در برابر حاکمان و خلفا را می توان در دو کلید واژه خلاصه کرد: ۱٫ صبر، ۲٫ قیام؛ که هر دو با انگیزش و تلاش برای اصلاح امت انجام می گرفته است. با این تفاوت که اقدام برای قیام تنها در زمانی اتفاق می افتاد که احتمال پیروزی باشد و یا حداقل از نابودی اسم و رسم پیامبر(ص) جلوگیری شود.
اما با واقع بینی در تاریخ دوره امامان(ع) امکان پیروزی بر دشمنان بسیار دور از واقعیت بود چنان که قیام های متعدد علویان به شکست انجامید. بنابراین تنها در موردی که شدت دشمنی به اندازه ای بود که بیم محو حتی نام پیامبر(ص) بود قیام انجام می گرفت که حداقل اصل اسلام به نسل های بعد برسد. چنین واقعه ای تنها در زمان امام حسین(ع) اتفاق افتاد که یزید برای ریشه کنی اصل اسلام توطئه کرد و به طور آشکار اعلام کرد.

یکی از دلایل عدم قیام مسلحانه از سوی حضرت امام صادق(ع) این است که آن حضرت نیروی کافی برای قیام مسلحانه نداشت و اگر امام صادق(ع) قدرت نظامی داشت به طور قطع قیام مسلحانه می کرد. در زمان حضرت امام صادق(ع) تعدادی از علویان قیام مسلحانه کردند و هیچ کدام پیروز نشدند چون قدرت نظامی کافی در اختیار نداشتند و حضرت امام صادق(ع) به اینها تذکر داده بود که شما پیروز نخواهید شد ولی آنان براساس محاسبات خودشان اقدام کردند و شکست خوردند. حضرت امام صادق(ع) شرایط و اوضاع آن زمان را بهتر از دیگران تشخیص می دادند و برای همین به قیام مسلحانه دست نزدند.وتنها امام صادق نبود که قیام نکرد، امیرالمومنین و

امام حسن(ع) هم همینجور بود .

کارنامه…

کارنامه محرم//۳                                           

=================================================

اخلاق حسینی                               

=================================================

حرّ بن یزید ریاحى با هزار سوار بر سر راه کاروان امام(ع) ظاهر شدند.

حضرتش به حرّ فرمود: «أ لنا ام علینا»؟؛ به سود ما آمده‌اید یا به زیان ما؟
حرّ گفت: بلکه بر زیان تو اى ابا عبد اللّه (لهوف صفحه۷۷)

حر کسی بود که مانع حرکت کاروان امام شد
اما در روز عاشورا، وقتی توبه کرد، امام او را پذیرفت.

=================================================

کارنامه

کارنامه

قسمت دوم                                                             

=================================================

سکوت نابجا!                                  

در حج قطره خون پشه ای بر احرامی یکی از اهل کوفه افتاده بود، چون بر عبدالله

بن عُمر وارد شد از او پرسید که آیا خون افتاده بر پیرهنم پاک است یا نجس؟ عبدالله گفت: از شما اهل کوفه در شگفتم، پارسال خون حسین بن علی  را بر خاک ریختند و امثال

تو سکوت کردید و حالا از من می پرسی که احرامی ات با این خون نجس است یا پاک؟!

———————————————————————————————————

ابن اثیر، علی بن ابی الکریم، الکامل فی التاریخ، بیروت،‌دار صادر، ۱۳۸۶ ه‍.ق

دانش آموختگان اسمرود