سخن هفته
عزاداری سنتی =================== برخی کارهاست که پرداختن به آنها، مردم را به خدا و دین نزدیک می‌کند. یکی از آن کارها، همین عزاداریهای سنّتی است که باعث تقرّبِ بیشترِ مردم به دین می‌شود. این‌که امام فرمودند «عزاداری سنّتی بکنید» به خاطر همین تقریب است. در مجالس عزاداری نشستن، روضه خواندن، گریه کردن، به سروسینه زدن و مواکب عزا و دسته‌های عزاداری به راه انداختن، از اموری است که عواطف عمومی را نسبت به خاندان پیغمبر، پرجوش می‌کند و بسیار خوب است. ==================== حضرت آیت الله خامنه ای
آمار سایت
افراد آنلاین : 3
<==================> تعداد نوشته ها : 547
<==================> بازدید امروز : 210
<==================> بازدید دیروز : 276
<==================> بازدید این هفته : 894
<==================> بازدید این ماه : 10231
<==================> بازدید کل : 653032
<==================>
بایگانی

دغدغه های مردم حماسه آفرین کی تمام می شود؟!

دوست میان‌سالی، تعریف می‌کرد که در عمر ۳۴ سالة انقلاب اسلامی، حتی یک بار هم نشده راهپیمایی بزرگ ۲۲ بهمن را از دست داده باشد و این اتفاق مبارک را جزو روزهای خوب زندگی‌اش می‌داند و می‌گوید:‏

بیشتر سال‌ها، در راهپیمایی عظیم تهران حضور داشتم. یک سال در کرج میهمان اقوام بودیم و من دوست نداشتم عهدشکنی کنم و در خانه بمانم. با میزبان خداحافظی کردم و سوار بر اتوبوس، به سمت میدان آزادی حرکت کردیم. پشت سر ما، دو مرد عاقل و بالغ نشسته بودند و صحبت‌هایشان حسابی گل کرده بود و به انقلاب، راهپیمائی، حضور و عدم حضور مردم در صحنه‌های مختلف انقلاب رسیده بود.

یکی از این عزیزان با قاطعیت تمام می‌گفت: تمام صحنه‌های نمایشی سیمای جمهوری اسلامی ایران از اینگونه راهپیمائی‌ها، بزرگ‌نمائی، غلو، مونتاژ تصاویر و… است و یا حضور فرمایشی! برخی از افراد با حربة تهدید و تطمیع و یا گسیل نیروها از شهرها و روستاهای دیگر به تهران، برای قدرت‌نمایی حکومت و….

دوست همراه او هم گاهی صحبت‌های او را تأیید می‌کرد و هر از چند گاهی نیز، برخلاف میل او، داد سخن می‌داد که از خوب یا بد حادثه، اتوبوس ما رسید به پل محمّدعلی جناح، وقتی از بالای پل، انبوه جمعیت اطراف میدان آزادی و خیابان‌های منتهی به میدان را دیدند، اندک اندک نظرات، تأیید و تکذیب‌هایشان به هم نزدیک‌تر شد. پیاده شدند تا برای رسیدن به مقصد مشترکشان، از میان خیل جمعیت عبور کنند، من هم به آن‌ها نزدیک شدم و گفتم که در طول مسیر، بحث‌های شیرین و تلخ سیاسی و اجتماعی آن‌ها را می‌شنیدم، ولی نمی‌خواستم من هم اظهار نظری داشته باشم. محدودیت‌های خاص روز ۲۲ بهمن باعث شد که خودتان به عینه خلاف برخی از پیش‌داوری‌ها و گفته‌ها و شنیده‌های ناصواب در مورد حضور میلیونی مردم در راهپیمائی‌‌ها را ببینید. از چهره‌ها، شعارها، لهجه‌ها، گویش‌ها و… مردم حاضر می‌توان فهمید که همه با عشق و ایمان به راهی که سال‌ ۵۷ خودشان یا پدران و مادرانشان برای پیروزی انقلاب پیموده‌اند، همه ساله با شور و شعور همیشگی در جشن انقلاب شرکت می‌کنند، نه زوری هست، نه تطمیعی، نه نیروهای شهرها و روستاهای دیگر و…

دوستم می‌گفت با تقاضای من، این دو مرد نازنین، حدود نیم ساعتی در میان خیل عظیم راهپیمایان ۲۲ بهمن بودند تا با چشم خود، شاهد خلاف آنچه در ذهن داشتند، یا شنیده بودند، باشند.راوی می‌گفت از همان سال، ارتباط خانوادگی ما با آن بنده خدا حفظ شد و خیلی از سال‌ها، به اتفاق خانواده، در جشن پیروزی انقلاب شرکت می‌کنیم.

حالا چرا نوشته را با این قصه ـ قصه که نه؛ با این ماجرای واقعی آغاز کردم، غرض، ورود به بحثی است که بی‌ارتباط با هم نیستند:

۳۴ سال است مردم نجیب ایران با عبور از گردنه‌های سخت انقلاب، فراز و فرودهای بی‌شماری را پشت سر گذاشته، سختی‌های بسیاری را تحمل کرده، از خوشی‌های زندگی گذشته‌اند و همراه و همگام انقلاب، با عبور از توطئه‌های همیشة دشمنان، طعنه‌ها، شیطنت‌ها و بی‌مهری‌های برخی از هموطنان آگاه یا ناآگاه خود را هم به جان خریده‌اند، امّا هرگز خم به ابرو نیاورده و چون کوه؛ استوار و سرافراز، در همة صحنه‌های نظامی، سیاسی و اقتصادی، با حضور مؤثر و سازنده، وفاداری و پشتیبانی خود را از نظام اسلامی و دستاوردهای آن بروز و ظهور داده‌اند تا مسئولین نظام که مستظهر به چنین پشتیبانی عظیمی هستند، همواره با گردنی افراخته، بر جهان و جهانیان فخرفروشی کنند، که انصافاً هم جای گردن‌افرازی و فخرفروشی دارد!‏

نسل‌های اوّل و دوّم انقلاب، خوب یادشان هست که این کشور و این مردم صبور، در حیات ۳۴ سالة انقلاب، چه بحران‌ها و مشکلات طاقت‌فرسایی را پشت سر گذاشته‌اند که هر کدام می‌توانست طومار هر حکومت غیرمردمی را برای همیشة تاریخ بپیچد و نه از تاک نشانی باشد و نه از تاک نشان! امّا انقلاب اسلامی، به برکت همین پشتوانة عظیم مردمی، سرافراز و سربلند، بر شانه‌های استوار همین مردم، استوار مانده است.

همین مردم پشتیبان انقلاب، امسال نیز در جشن آغاز سی و پنجمین سال انقلاب، همچون همة سال‌ها، کاری کردند، کارستان که رهبری معظم انقلاب اسلامی از آن به «حادثه عظیم» یاد کردند:

«… من لازم می‌دانم از این حادثه عظیمی که به وسیلة ملت ایران در سی و پنجمین بیست و دو بهمن اتفاق افتاد، با عظمت یاد کنم و از عظمت این نعمت بزرگ، از خدای متعال شکرگزاری کنم…. اینکه ما از یکایک مردم تشکر می‌کنیم که وظیفه بنده و امثال بنده است، نه به معنای این است که نسبت ما به انقلاب، نزدیکتر از نسبت مردم است… نه، انقلاب مال خود این مردم است…»

مردمی که به قول رهبر فرزانه انقلاب، با شجاعت، با بصیرت، با موقع‌شناسی در همة صحنه‌ها حضور پیدا می‌کنند، شایستة بهترین‌ها هم هستند. امسال حضور پررنگ مردم در جشن انقلاب پیام واضح و آشکاری برای سردمداران و دولتمردان هم داشت که با وجود همة مشکلات کمرشکن اقتصادی، با دلی پر، از بی‌مهری، بی‌توجّهی و کم توجهی مسئولان به وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم و گرانی‌های افسارگسیخته که زندگی روزمره‌شان را فلج کرده است، امّا با لبی خندان در برابر دشمنان و بدخواهان نظام، پا به میدان گذاشتند تا دلبستگی مجدد خود را به نظام، به اثبات برسانند.

من، در میان خیل عظیم راهپیمایان ۲۲ بهمن، با قشرهای مختلفی همصحبت بودم. عموم مردم از وضعیت اقتصادی و مشکلات معیشتی ناشی از تورم و گرانی‌های یک‌سال اخیر گله‌مند بودند. مرد میانسالی که فرزند ۶ ساله‌اش را با پرچم جمهوری اسلامی گریم کرده بود و در یک دست، عکس امام و در دست دیگر عکس رهبری را گرفته بود، می‌گفت: من از نظر مالی هم هیچ مشکلی ندارم، ولی با توجّه به شغلم، مردم را در فشار سختی می‌بینم، آمده‌ام فقط بگویم نمی‌خواهم کشورم به سرنوشت عراق، افغانستان و… دچار شود، ایران را با همة مشکلات و دشمنی‌ها، باید خودمان بسازیم و آباد نگه داریم، به شرطی که مسئولین هم درد مردم را حس کنند و فکر درمانش باشند.‏

سال ۹۱ با همة فراز و نشیب‌ها و سختی‌هایی که برای قشر متوسط و محروم جامعه داشت، به پایان می‌رسد، ولی دغدغه‌های اقشار مختلف جامعه برای برآمدن از عهدة هزینه‌های سرسام‌آور زندگی همچنان پا برجاست. کاهش شدید و مداوم قدرت خرید مردم، نفس مردم را بند آورده و هر روز سبد خانوارشان را خالی و سفرة زندگیشان را کوچک و کوچکتر می‌کند. این‌ها، همان ملتی هستند که با دل‌های نگران از وضعیت نابه‌سامان اقتصادی، با مشت‌های گره کرده برای کشور و حکومت در صحنه‌های حضور، آبروداری می‌کنند و عزت می‌آفرینند، پس باید عزتشان در جامعه و پیش خانواده حفظ شود و دغدغه‌های به حقشان برای زندگی آبرومندانه پاسخ داده شود و درگیر و دار بگو مگوهای سیاسی مسئولان و احزاب فرصت‌طلب، گرفتاری‌هایشان به فراموشی سپرده نشود.

این مردم از بی‌توجّهی مسئولان به مشکلات روزمره‌شان سخت گله‌مند هستند، از فاصله‌های طبقاتی که روز به روز در جامعه می‌بینند، دلخورند، از عدم تقسیم منابع خدادادی و ثروت ملّی به تناسب کار و توان افراد در ادارات دل‌ خوشی ندارند، از اینکه در سایة بی‌برنامگی و بی‌تدبیری مسئولان اقتصادی، گروه‌ها و افرادی، یک شبه ره صدساله را می‌پیمایند و به آب و نوایی می‌رسند، دلگیر هستند، از اینکه در سایة رانت‌خواری، افرادی بی دردسر و زحمت، ثروت‌اندوزی می‌کنند، دل پری دارند، از اینکه بین قول و فعل مسئولان فاصله‌های نجومی می‌بینند، خوشحال نیستند، از اینکه با حرف‌های غیرکارشناسی مسئولی، امورات زندگیشان مرتب بالا و پایین می‌شود، احساس نگرانی می‌کنند، از اینکه کارمند و کارگر حقوق‌بگیر با بی‌ثباتی اقتصادی در جامعه، روز به روز، توان خرید خود را ناتوانتر می‌بیند، بر نگرانی‌ها و دغدغه‌هایش افزوده می‌شود، از اینکه تولیدکننده ایرانی در سال حمایت از تولید و سرمایة ایرانی، در سایة بی‌توجّهی یا سیاست‌های اقتصادی بی‌ثبات، سرمایة خود را در سراشیبی سقوط و نابودی می‌بیند، زانوی غم بغل می‌کند و در برابر واردات بی‌رویة کالاهای خارجی، سر تسلیم فرود می‌آورد، از اینکه سرمایه‌اش را در کار دلالی به کار نبسته است، احساس بدی پیدا می‌کند! مردم از اینکه هیچکدام از برنامه‌ریزی زندگیشان با بی‌برنامگی مسئولان، به هدف نزدیک نمی‌شود، حرصشان می‌گیرد، گروهی از مردم از اینکه خانه و لوازم خانه‌شان را یک ماه پیش نفروخته‌اند تا ماشین بخرند و یک ماه بعد، دو برابر بفروشند، خودشان را نفرین می‌کنند!، افرادی از اینکه عجب اشتباهی کرده‌اند که یک سال قبل دار و ندارشان را تبدیل به پول بی‌ارزش نکرده و برای ثبت‌نام سکة ۵۶۰ هزار تومانی اقدام نکرده‌اند تا امسال با یک میلیون تومان علی‌الحساب، مجبور به ثبت‌نام نشوند، به فرصت‌های از دست رفته، حسرت می‌خورند! و….‏

چرا باید اینگونه باشد؟! چرا هر روز باید با اعمال و گفتار نسنجیده برخی مسئولان و سیاست‌های غلط تصمیم‌گیران اقتصادی و غیراقتصادی جامعه، عطش مردم را برای رسیدن به خواسته‌های معقول و گاهی غیرمعقول، شعله‌ور کنیم و دل‌نگرانی از زندگیشان را افزایش؟!

مردمی که همة این دغدغه‌های کمرشکن و پیل‌افکن را بر دوش می‌کشند، وقتی پای مصالح نظام به میان می‌آید، مردانه پا به میدان می‌گذارند و از انقلابی که خود نهال آن را با باغبانی امام راحل کاشته‌اند، پرورش داده‌اند و به درخت شاور ۳۵ ساله تبدیل کرده‌اند، پاسداری می‌کنند، شایستة اینگونه بی‌مهری نیستند. این مردم در سال‌های گذشته، خصوصاً سال ۹۱، فشارهای اقتصادی و گرانی کمرشکنی را تجربه کرده‌اند که حقشان نبوده و نیست. سال ۹۱ به پایان می‌رسد، امّا از پایان مشکلات و دغدغه‌های اقتصادی مردم خبری نیست.

مردمی که در صحنه‌های پرتلاطم و طوفانی ۳۴ سالة انقلاب، همیشه کشتی انقلاب را به ساحل نجات رهنمون شده‌اند و حماسه‌ساز بوده‌اند، شایستة آن هستند که در سایة تدبیر مسئولان نظام، عزتمند زندگی کنند، نه با تشویش، دلهره و نگرانی. پس، مسئولین عزیز، شما هم نگران نگرانی‌ها و دل‌نگرانی‌های مردم نجیب و حماسه‌ساز و عزت‌آفرین باشید، چرا که به حماسه‌آفرینی این مردم حالاحالاها نیاز داریم!‏

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

دانش آموختگان اسمرود