سخن هفته

نابینا!
===
-وقتی بچه بودم،خدا را دیدم،
فرشتگان را دیدم،

رازهای جهان های لاهوتی وناسوتی را پیش چشم تما شا کردم،
تصورم این بود که،
همه آدمیان چنین می بینند،
سر انجام پی بردم
که آنها نابینایند...
شمس تبریزی
===
منبع:چهل قانون ملت عشق/الیف شافاک/ ترجمه زهره قلی پور

آمار سایت
افراد آنلاین : 1
<==================> تعداد نوشته ها : 1336
<==================> بازدید امروز : 88
<==================> بازدید دیروز : 179
<==================> بازدید این هفته : 88
<==================> بازدید این ماه : 267
<==================> بازدید کل : 2006240
<==================>
بایگانی

من و…

 

من و دکتر شریعتی                        

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

قسمت ششم                                                                              

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

دکتر فرامرز سهرابی اسمرود                                                            

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

تعصب نسبت به آثار دکتر شریعتی

باید اعتراف کنم که در مورد اندیشه ها، آثار و روش شریعتی تعصب خاصی داشتم و دارم. روح جستجو گر ایشان، طرح موضوعات جدید با ادبیات جدید، آفرینندگی او در بیان مفاهیم، کلمات و گزاره ها، روح بلند او برای پرواز دادن مخاطبانش بسوی تعالی، سخنان آتشین او که آدمی را از دنیای خاکی می کَند و با منجنیق احساس و هیجان وصف ناشدنی به عالم تصور و خیال می پراند، جان تازه ای به انسان می بخشد.

بخاطر دارم  زمانی که من مدیر بخش فرهنگی جهاد سازندگی خلخال بودم، تمام کتابهای قابل دسترس ایشان را در نمایشگاه های کتاب و نیز در کتابخانه گروه فرهنگی جهاد سازندگی در معرض مطالعه عموم مردم قرار می دادیم. یک روز از ماموریت اجرای برنامه های روستایی برگشتم، دیدم یکی از بچه های سپاه پاسداران خلخال آمده و کتابخانه ما را از کتابهای دکتر شریعتی به اصطلاح پاکسازی می کند!. بر افروختم و با تعصب تمام چنان نهیبی به او زدم (اصلا تو میدانی در آن کتابها چه نوشته شده است؟ اگر نمی دانی از من بپرس!)، آن بنده خدا عقب عقب رفت و … کتابها سرجایشان برگشت. یاد آن روزها بخیر که آن برادر بعدها از دوستان من شد.

در ضمن کتابهای دکتر شریعتی را من به روحانی باسواد، با حال و عالم منطقه- حاج آقای سید اعظم عظیمی می رساندم و یکی از نقاط مشترک و اتصال من با این روحانی روشنفکر و خطیب توانا (که اهالی روستای اسمرود از علم و تدبیر ایشان و همکاری ایشان در ساخت مسجد اسمرود بهره ها برده اند و خدا حفظش کند) بحث در باره موضوعات کتابهای شریعتی بود. در هر فرصتی که پیدا می کردم یا به نوارهای سخنرانی ایشان گوش می کردم و یا کتابهای ایشان را مطالعه می کردم، کتابهای دکتر شریعتی همراه من در سفر و حضر بود، یادم نمی رود که کتاب اسلام شناسی ایشان را در مسیر سفر به اوشان و فشم مطالعه می کردم، در مینی بوس جا گذاشتم!. پس از مدتی که در محیط دانشگاه با گروه های مختلف فکری و سیاسی بحث می کردیم، من احساس کردم که برای بحث مبنایی دینی و فکری با آنها ، مطالعه کتابهای دکتر شریعتی لازم است ولی کافی نیست و با کتابهای دیگر نویسندگان، بویژه کتابهای دکتر مطهری انس گرفتم که بنیان های عقیدتی را بصورت فلسفی و منطقی مطرح می کرد و ما را در مقابل مادیون و حتی مذهبیونی که یا خیلی تند بودند (مثل گروه فرقان) و آنهایی که روحیه انقلابی نداشتند (مثل اعضای انجمن حجتیه آن زمان) مجهز و توانمند می ساخت.

ناگفته نماند که یکی از اعضای گروه فرقان همکلاسی ما بود بنام آقای “امراللهی”، (او و دوستان فرقانی اش بطور مداوم با ما بحث می کردند که بهشتی و باهنر و مطهری عامل امپریالیسم هستند و سرمایه دار که مثلا بهشتی ماشین “اوپل” دارد، حتی دیوارهای خانه بهشتی هم با فرش تزیین شده است!!!، از اینگونه بحثها و یا به اصطلاح افشاگری ها و اتهامات و در واقع ترور شخصیت در اوایل انقلاب بسیار رایج بود) که صبح آقای مفتح را در جلوی دانشکده الهیات دانشگاه تهران ترور و شهید کرده بود، وقتی به دانشکده رسید به ما گفت مفتح را ترور کردند!!! من که مسولیت بخش فرهنگی انجمن اسلامی دانشکده را برعهده داشتم و خطاط انجمن نیز بودم، اولین اطلاعیه شهادت مفتح با مطلع شعری با خط نستعلیق نوشتم که

“شب پره گر وصل آفتاب نخواهد    از حسن جمال آفتاب نکاهد”

و آن را بر دیوار غذاخوری دانشکده نصب کردم. چند روز بعد در تلویزیون دیدم که همان امراللهی که اولین خبر ترور مفتح را در دانشکده پخش کرد، دستگیر شده و با او مصاحبه می کنند که پس از محاکمه، اعدام شد.

با آشنایی و خواندن آثار دکتر شریعتی، حقیقتا احساسات پاک انقلابی گل می کرد و هیجان برخاستن  و مبارزه  و جهاد کردن به آدم دست می داد و با مطالعه آثار دکتر مطهری پای استدلال انسان محکم تر و استوارتر می شد. گذر زمان و تجربه انقلاب نشان داد هر مبارز انقلابی که علاوه بر آثار امام، آثار این دو بزرگوار را مطالعه و بر اساس رهنمودهای آنان حرکت و زندگی کرد، در طول مبارزات انقلابی، پیروزی انقلاب و پس از پیروزی انقلاب و متعهد بودن به ارزشهای انقلاب ازجمله نیروهایی بودند و هستند که در انقلاب همچنان ثابت قدم ماندند و خواهند ماند. درحالی که کسانی که فقط به آثار دکتر شریعتی اکتفا کردند و یا آن را سطحی خواندند و مبانی عقیدتی خود را با مطالعه آثار حضرت امام و دکتر مطهری محکم ، بیشتر از دیگران در فراز و نشیبها و دوره های بحرانی انقلاب و تلاطم های سیاسی در معرض لغزش و افراط و تفریط قرار گرفتند. در قسمت هفتم که پایان بخش بحث خواهد بود، جمع بندی مطالب ارائه می شود.

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>