سخن هفته

نابینا!
===
-وقتی بچه بودم،خدا را دیدم،
فرشتگان را دیدم،

رازهای جهان های لاهوتی وناسوتی را پیش چشم تما شا کردم،
تصورم این بود که،
همه آدمیان چنین می بینند،
سر انجام پی بردم
که آنها نابینایند...
شمس تبریزی
===
منبع:چهل قانون ملت عشق/الیف شافاک/ ترجمه زهره قلی پور

آمار سایت
افراد آنلاین : 1
<==================> تعداد نوشته ها : 1336
<==================> بازدید امروز : 88
<==================> بازدید دیروز : 179
<==================> بازدید این هفته : 88
<==================> بازدید این ماه : 267
<==================> بازدید کل : 2006240
<==================>
بایگانی

من و…

 

من و دکتر شریعتی          

==========================================

دکترفرامرز سهرابی اسمرود                                       

==========================================

قسمت هفتم وپایانی                                                                     

==========================================

درشش قسمت قبلی “من و دکتر شریعتی” سیر و روند تاریخی آشنایی و انس گرفتن خود با آثار شریعتی و تجریه زیسته ام را مطرح کردم. در بخش پایانی، جمع‌بندی و نتیجه‌گیری بحث را دنبال می کنیم.

آنهایی که با کل آثار دکتر شریعتی آشنایی دارند، می دانند که او یک نویسنده توانا، یک سخنران قهار، یک متدولوژیست، یک تحلیلگر چند بعدی (از زوایای هستی شناختی، معرفت شناختی، انسان شناختی) است. دکتر شریعتی با دم دمسحایی خود، از حروف و کلمات بیجان، مفاهیم معنا دار و بلندی می سازد تا آنجا که روح مخاطب را تسخیر می کند. فرد دلسوخته ای که با زبان و کلامی تیز و آتشین تا عمق جان آدمی رسوخ می کند، دل را می رباید و حلاوت سخنش در کام می نشیند.

با عنایت به زمینه و بستر اندیشه دکتر شریعتی و مرور کلی آثار ایشان (نه نگاه جزیره ای و برداشت تقطیعی و یا احتمالا سیاسی و حزبی)، می‌توان گفت که مرحوم شریعتی نه تنها مخالف دین و روحانیت نبود، بلکه یکی از مدافعان جدی و اصولی دین و روحانیت بود. اما هم در برداشت از دین و روش تبلیغ آن اشتباهاتی داشت و هم در تحلیل روحانیت و نوع تعامل با آن. از آنجایی که دکتر شریعتی فردی دلسوز و صادق بود،در اواخر عمرش وصیت کرد تا یکی از علمای راستین و فرزندان برجستة مکتب اهل بیت عصمت و طهارت ـ استاد گرانقدر، جناب آقای محمدرضا حکیمی ـ مسئولیت بررسی و اصلاح آثار او را بپذیرد. کمتر کسی است که محمد رضا حکیمی را نشناسد و با آثار آن بزرگمرد اندیشه و عرفان (از جمله: مقام عقل در قرآن، کتاب شش جلدی الحیات که شامل چهار عرصه مذهب، انسان، زمان، و زندگی  است و توسط مترجم مشهور-آقای احمد آرام ترجمه شده است، مکتب تفکیک و…) آشنا نباشد. من پای سخنان ارزشمند آن عالم فرزانه در نشست های ماهانه “دفتر مطالعات اسلامی در بهداشت روان” در انستیتو روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران نشسته ام. همچنین از مطالب کتاب “مقام عقل” ایشان در تدوین کتاب خود “هوش معنوی در آموزه های اسلام” بهره فراوان برده ام که در سال ۱۳۹۷ چاپ خواهد شد. دکتر شریعتی خطاب به ایشان می گوید:

برادرم، مرد آگاهی و ایمان، اخلاص و تقوا، آزادی و ادب، دانش و دین، محمدرضا حکیمی

… و اما برادر! من به اندازه‌ای که در توان داشتم و توانستم در این راه رفتم… آنچه هم از من نشر یافته، به دلیل نبودن امکانات و کم بودن فرصت، عجولانه و پر غلط و بد چاپ شده است … اینک من همة اینها را ـ که ثمرة عمر من و عشق من است و تمام هستی‌ام و همة اندوخته‌ام و میراثم ـ با این وصیت شرعی، یک جا به دست شما می‌سپارم و با آنها هر کاری که می‌خواهی بکن. فقط بپذیر … ودیعه‌ام را به دست کسی می‌سپارم که از خودم شایسته‌تر است… سرپرستی و تربیت همة این عزیزتر از کودکانم را به تو می‌سپارم و تو را به خدا و … خود در انتظار هر چه خدا خواهد (مشهد ـ آذر ماه ۱۳۵۵).

در قسمت پنجم بحث من و دکتر شریعتی گفتم که آثار این دو نویسنده مسلمان (دکتر شریعتی ودکترشهید مطهری)به نوعی مکمل یکدیگرند، هرچند هردو در کلیت آثارشان بطور مستقل هم تمام و کمال می نمایند، ولی هر کدام وزنی و ارزش منحصر به خود دارند. مطهری بعد شناختی اسلام را بطور عمیق تر بررسی می کند و خمیرمایه خرد و اندیشه را می سازد و استحکام می بخشد، ولی شریعتی آن خمیر مایه را ورز می دهد، به رسش می رساند و پخته و آماده تحویل می دهد که شیرینی آن بکام آدمها خوش آید. نمونه مجسم و عینی این برداشت، دعاهای دکتر شریعتی است که روح را جلا

می دهد و آدم را از عالم ناسوت بر می دارد و سبکبال با خود به عالم جبروت و لاهوت می برد. هنوز هم تکرار دعاهای آن سفرکرده، نامکرر است و با گذشت زمان ،ارزش بیشتری پیدا کرده است. بقول مولوی:

محرم ناسوت ما لاهوت باد    آفرین بر دست و بر بازوت باد

می توانیم بگوییم که شریعتی زیباست و در پرتو مطهری زیباتر است. هر چند به اعتراف خود شریعتی آثارش «خام» است، اما چون بوی خوش عشق به دین و ارزش‌های الهی و حساسیت نسبت به سرنوشت مردم از آن به مشام جان می‌رسد و در میان محققان و روشنفکران دینی جایگاه ویژه ای دارد، می توان گفت که در حوزة مسایل اعتقادی و اجتماعی، چون شمشیر دولبه ای است که امکان برداشت های متناقض را فراهم می کند. اما، بر اساس اصل بدیهی «اجتماع نقیضین محال است» می توانیم یقینی و صادق بودن مبحث معرفتی دکتر شریعتی را بدست آوریم.  برای در امان ماندن از آفت استفاده تقطیعی از آثار ایشان نیز راهکار ارائه شده از سوی خودشان ـ یعنی وصیت به استاد حکیمی ـ باید عملی شود و آن عزیزدانشمند فرزانه خود  همتی دیگر کنند، یا با صلاحدید خود، مسئولیت انجام این وصیت را به کسی دیگر واگذار کنند.

از نگاه من ،دکتر شریعتی و دکتر مطهری وجوه مشترک بسیار زیادی دارند که به وجوه افتراقشان برتری و تسلط دارد. تعبیری که من از این دو بزگوار دارم و خود را مدیون هردو قهرمان عرصه روشنفکری دینی می دانم، این است که اندیشه های دکتر مطهری به مثابه دریای عمیقی است که برای بهره مندی از گوهرهای ناب درون آن هم بایدغواصی بلد بود و هم در آن باید غور کرد. به همین ترتیب، اندیشه های دکتر شریعتی اقیانوس بسیار بزرگ و بیکرانه است که عمق آن کمتر است و باز صدفها و الماس های درخشنده ای در آن می توان یافت. برای رسیدن به اهداف برتر و متعالی انسانی (جسمانی، روانی، اجتماعی و معنوی)، دریافت و بهره مندی بهینه از آثار گرانسنگ هردو اندیشمند بزرگ و کسب لذت اندیشه، شایسته است که در عمل هم باید دریا نوردی و غواصی آموخت و هم باید اقیانوس پیمایی کرد تا در تلاطم موجهای سهمگین اندیشه ها تعادل از دست نرود و مسیر انحراف پیدا نکند.

بنابراین، تشنه کامان معارف دینی و اجتماعی قبل از ورود به کویر اندیشة شریعتی، ابتداباید از چشمه‌ساز زلال و مطهر اندیشة ناب شهید مطهری سیراب شوند و توشه‌ای از معرفت آن شهید اندیشه فراهم سازند؛ که اگر چنین کنند، دیگر هراسی از گم شدن قبله در قلب اقیانوس اندیشه‌های کویری آن وکتر شریعتی عزیزی که ابوذروار زیست و ابوذر وار رخت از جهان بر بست، نخواهد بود. آیت الله خامنه ای  -رهبر انقلاب که خود اسلام شناس، نویسنده و روشنفکر مسلمان و خطیبی تمام عیار است، در این خصوص راهبرد حل مساله را بدرستی چنین ترسیم می کنند*:

“بیاییم شریعتی را با مطهری بیامیزیم. شریعتی را در کنار مطهری مطالعه کنیم. ترکیبی از زیبایی‌های شریعتی را با بتون آرمة اندیشة اسلامی مطهری به وجود بیاوریم. آن به نظر من همان مرحلة نوینی است که نسل ما به آن نیاز دارد.”

در پایان، به روان پاک و اندیشه های زلال حضرت امام خمینی(س)، دکتر مطهری و دکتر شریعتی که عزت و کرامت و آزادی مسلمانان بویژه ایرانیان را در جهان جان تازه ای بخشیدند، درود می فرستیم. به پایان آمد این دفتر، حکایت همچنان باقیست…

——————————————————

* مقام معظم رهبری. روزنامة جمهوری اسلامی. ضمیمة جنگ هفته. ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ (به نقل از: دکتر علی شریعتی از دیدگاه شخصیت‌ها. به کوشش: جعفر سعیدی. ص ۹۹٫

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>