نقطه
==
یک نقطه بیش فرق رحیم ورجیم نیست
از نقطه بترس که شیطانی ات کنند
==
فاضل نظری
من و دکتر شریعتی
==========================================>
قسمت پنجم
==========================================>
دکتر فرامرز سهرابی اسمرود
==========================================>
در پی جویی این مساله که چرا اظهارات شریعتی دربارة برخی موضوعات از جمله موضوع “روحانیت” تا این حد متناقض است؟! با استفاده از مطالب سایت باشگاه اندیشه، دیدگاه های گوناگون دربارة اظهارات متفاوت شریعتی را می توان در ۴ زمینه و عامل چنین بر شمرد:
۱- تقیه شریعتی،
۲- تحول دیدگاه شریعتی،
۳- تقسیم روحانیت به دو گروه اصیل و غیراصیل،
۴- تفاوت دیدگاه به مثابه اختلاف پسر با پدر
احتمال اول: تقیه شریعتی
با توجه به برخی مخالفتهای تند تعدادی از روحانیان با شریعتی، ممکن است عدهای چنین پندارند که شریعتی از ترس مخالفان ناچار شده است تا در برخی مواقع به خاطر مصلحتاندیشی به تعریف و تمجید از روحانیت روی آورد. هر چند این احتمال به طور صد در صد مردود نیست، اما چون دفاع شریعتی از روحانیت، اولاً به سالهای قبل از درگیر شدنش با برخی روحانیان باز میگردد؛ و ثانیاً یک دفاع اصولی و مستدل است؛ لذا اظهارات مثبت او را به طور مطلق نمیتوان حمل بر تقیه کرد (نمونه موضع گیری دکتر شریعتی را در مقام دفاع از روحانیت در خارج از کشور در سایت باشگاه اندیشه ملاحظه کنید).
احتمال دوم: تحول دیدگاه شریعتی
عدهای نیز معتقدند که تفاوت و تناقض دیدگاه های شریعتی ناشی از تحول در دیدگاه اوست؛ ابتدا که اطلاعاتش دربارة روحانیت نادرست و ناقص بود، شروع به انتقاد کرد؛ و بعد که اطلاعاتش اصلاح و تکمیل شد، به حمایت برخاست:
آنچه که از بیانات دکتر شریعتی در زمینة مقابله با روحانیت به چشم میخورد، مربوط میشود به آن زمانی که مرحوم دکترشریعتی با جریان قوی روحانیت متعهد و مبارز آشنا نبود. بعد از آنکه آشنا شد این حالت سردی یا اصطکاک به کلی از بین رفت و یا بسیار ضعیف شد (۱).
هر چند این احتمال هم، مانند احتمال نخست، به طور کامل مردود نیست اما با توجه به این نکته که
حتی در دوران اصلاح و تکمیل اطلاعاتش هم (یعنی در اواخر عمر) شاهد حملات تند او علیه روحانیت هستیم. لذا نمیتوان حملات تند شریعتی را علیه روحانیت صرفاً ناشی از کاستی اطلاعاتش در یک دورة خاص دانست؛ همانگونه که نمیتوان دفاعیات او را هم ناشی از اصلاح و تکمیل اطلاعاتش در دورهای دیگر قلمداد کرد.
احتمال سوم:تقسیم تاریخی روحانیت به دوگروه اصیل و غیراصیل
عدهای نیز معتقدند که اظهارات شریعتی دربارة روحانیت، متناقض نیست؛ بلکه تناقضنما است و کلید فهم درست ادبیاتش را خود او در مباحث گوناگون به دست داده است. این نکتة مهم که در فهم درست دیدگاه شریعتی نسبت به روحانیت نقش اساسی دارد، در آثار گوناگون وی به طور مکرر و مؤکد آمده است.
هر چند برای مدلل کردن احتمال سوم، لازم است به مجموعة آثار شریعتی مراجعه کرد، اما تنها به خلاصة یکی از مصاحبههای او که در بارة روحانیت است و در تاریخ ۲۳/۹/۱۳۵۰ در پاسخ به این پرسش که: “جنابعالی در مواردی از نوشتجات روحانیت شیعه را تجلیل کرده و و در برخی دیگر انتقادات تندی را مطرح کرده اید. این تناقض چرا؟ گاه آن همه ستایش، گاه این همه سرزنش!” دکتر شریعتی پس از تعریف اصطلاح “روحانیت”، و “علمای اسلامی” می گوید:
اما راجع به علمای اسلامی، این را میخواهم ادعا کنم و ده ها قرینه و نمونة عینی بر اثبات آن دارم که از میان نویسندگان و سخنرانان و حتی علما و فضلای اسلامی معاصر، هیچ کس به اندازة من افتخار دفاع جدی و مؤثر عملی و فکری از این جامعةگرانقدری که امید بزرگ و سرمایة عزیز ماست، نداشته است. دکتر شریعتی دلیل گفته های خود را با اشاره مستند به متون ۸ اثر خود مطرح می کند که من دفاعیاتی که از اصالت آنان علمای اسلامی} و نقش اجتماعی آگاه آنان کردهام و آثاری که در قضاوت قشرهای وسیعی داشته است، حقیقتی است که تفصیل آن حاکی از خودنمایی است و هرگز از آن سخن نگفتهام و اینجا فقط برای اثبات ارادتی که به این جبهه میورزم ،بدان اشاره کردم و در عین حال هر که از خارج آگاهی دارد، از آن آگاه است. این بود نظر من نسبت به علمای مذهبی ما و آن هم نظرم نسبت به روحانیت بدان معنا (۲).
احتمال چهارم: اختلاف پسر با پدر
اگر براساس احتمال سوم بپذیریم که بخش کثیری از حملات شریعتی، ناظر به علمای سوء و درباری است، در احتمال چهارم این بحث مطرح میشود که: ضمن آنکه بخش دیگر انتقادات وی ناظر به علمای راستین است، اما این انتقادات از نوع حملات پیشین نیست، بلکه در حد اختلاف میان پسر با پدر میباشد؛ آن هم پسری که مدعی است به حرمت پدر و مصالح خانوادگی توجه دارد:
“این را همین جا بگویم که کسی چون من و امثال من که این حرفها را میزند، این جور عقایدی دارد، و اینچنین فکر میکند، ممکن است انتقاداتی به شیوة تبلیغ مذهبی یا شیوة تحلیل بعضی از مسایل اعتقادی داشته باشد. ممکن است با روحانی یا روحانیت در بعضی از مسایل اختلاف سلیقه داشته باشد. و ممکن است با فلان عالم مذهبی ـ روحانییی که عالم جدی مذهبی است و روحانی واقعی دین است، اختلافات فراوانی داشته باشم، و او به شدت به من بتازد و من به شدت به او حمله کنم، اما اختلاف من و او، اختلاف پسر و پدری است در داخل خانواده و وقتی که به همسایه و بیگانه میرسد، یک خانواده هستیم و کوشش میکنم تا اختلافات خانوادگی این نسل و نسل پیش را ـ که هر دو براساس یک ایمان، یک تعصب و دلسوز و یک هدف است ـ به کوچه و بازار نکشانم و در معرض عام مطرح نکنم، تا کسی که نه تنها با من یا با آن نسل پیش، یا اصلاً با این خانواده دشمن است، بهترین وسیله را در دست نگیرد” (۳).
در قسمت ششم “من و دکتر شریعتی”، موضوع گرایش و تعصب من نسبت به آثار شریعتی در گذشته و حال ارائه خواهد شد.
******
پی نوشت ها :
۱ . از مصاحبة اختصاصی سروش با حضرت آیتالله سید علی خامنهای (به نقل از: شریعتی در نگاه مطبوعات. جلد اول. به کوشش: حیدر شجاعی ـ قاسم میرآخوری. ص ۴۰۴). البته تحلیل مقام معظم رهبری در توجیه حملات شریعتی علیه روحانیت مبتنی بر دو علت است: یکی همانکه در احتمال دوم آمد و دیگری آنچه که در احتمال سوم آمد.
۲ . پوستین وارونه، دکتر حسین رزمجو، صص ۳۷ تا ۴۷
۳- نهضت امام خمینی. سید حمید روحانی، ج ۳، ص ۲۸۱