من و دکتر شریعتی
=================================================
قسمت چهارم
=================================================
دکترفرامرز سهرابی اسمرود
استاد دانشگاه علامه طباطبایی تهران

ا=================================================
گفتیم که دکتر شریعتی دربارة یک موضوع خاص، در زمان و مکان متفاوت، اظهارات متناقضی دارد که برخی خوانندگان آثار شریعتی که با کل نظرات او بصورت گشتالتی (کلی) آشنایی ندارند، و یا زمان و شرایط آن دوره را درک نکرده اند، تحت تأثیر بخشی از مواضع منفی او، گمان کنند که شریعتی فردی ضد روحانی بود و برخی دیگر تحت تأثیر بخشی از مواضع مثبت او نسبت به موضوع قرار گیرند، و اورا صددرصد طرفدار متعصب روحانیون بدانند. منصفانه باید گفت که به نظر می رسد، هیچکدام از هردو کرانه این منحنی در سطح بهنجاری قرار ندارند، و ممکن است دچار افراط و تفریط شوند. نمونه عینی این تناقض را در موضع گیری دکتر شریعتی در باره “روحانیت” ملاحظه می کنیم (در این قسمت، از مطالب باشگاه اندیشه استفاده کرده ام):
ابتدا، اظهارات منفی شریعتی دربارة روحانیت را مرور می کنیم و سپس نگرش های مثبت او را به همان قشر از جامعه مد نظر قرار می دهیم:
اظهارات منفی شریعتی دربارة روحانیت:
۱ خداوند اراده کرده است که دین خویش را از دست دکانداران و دینفروشان حرفهای… نجات دهد و اسلام را از انحصار نسل فرسوده و منحط و عوام و عقب ماندة روبه زوال درآورد و در زمان طرح کند. و بر وجدان زنده و بیدار و مغز آگاه و دانشمند این نسل عرضه کند و ایمان را از مرداب گندیده و راکد افکار پوسیده و کتابهای پوسیده و قالبهای پوسیده بیرون آورد (۱)
۲ آنچه برای من بزرگترین امید تسلیت بخش نیرودهنده است… روشنفکرانی خواهند بود که اسلام علیوار و خط مشی حسینوار را به عنوان مکتب فکری نهضت اجتماعی و ایدئولوژی انقلابی خود انتخاب کردهاند؛ چه اکنون خوشبختانه تز «اسلام منهای آخوند» در جامعه تحقق یافته است و این موقعیت موجب شده است که اسلام از چارچوب تنگ قرون وسطایی و اسارت در کلیساهای کشیشی و بینش متحجر و طرز فکر منحط و جهانبینی انحرافی و خرافی و جهالت … آزاد شود.(۲)
این دو نمونه ای از حملات تند شریعتی علیه روحانیت است(۳) که در نگاه نخست (یعنی قبل از مراجعه به حجم گستردة دیدگاه های مثبت او دربارة روحانیت) از شریعتی تصویری کاملاً ضد روحانی ترسیم میکند.
اما در برابر این مطالب، شاهد اظهارات متعدد و مکرر دیگری هستیم که باز در نگاه نخست از شریعتی چهرهای کاملاً طرفدار سرسخت روحانیت به نمایش میگذارد.
اظهارات مثبت شریعتی دربارة روحانیت:
۱علمای شیعه پاک ترین گروه یا طبقة روحانی از میان همة ادیان و مذاهب عالم در گذشته و حال به شمار میروند (۴)
۲ از خصوصیات علمای شیعه یکی درگیر بودن مداوم آنها با نظام حاکم در طول تاریخ بوده است و یکی تقوای بارز و آشکارشان که هنوز هم این چهره را حفظ کردهاند (۵)
۳ علمای شیعه در طول هزار سال تاریخ اسلام همواره مشعلدار قیام علیه ظلم و پاسدار جنبش عدالتخواهی و آزادی اجتماعی و فکری و رهبری علم و تقوا در حکومت و مبارزة مستمر علیه نظامهای استبدادی و اشرافی خلافت و حکومتهای دستنشانده یا وارث خلافت ظلم و غصب بودهاند و پیشاپیش همة نهضتهای تودههای محروم و تسلیمناپذیر؛ نمونهاش: سربداران در قرن هشتم هجری (۶)
۴ پیشاپیش هر نهضت مترقی ضد استعماری در این کشورها همواره بدون استثنا قیافة یک یا چند عالم راستین اسلامی و بخصوص شیعی وجود دارد (۷)
۵ اولین رستاخیز، تنباکو است؛ و اولین چهرهای که در برابرش ایستاد میرزا حسین شیرازی، از توی همینهاست. و اولین ردپای استعماری که وارد ایران شد، بانک بود؛ و اولین کسی که طرح کرد که بانک را بگذارید بیاید، یک روشنفکر متجدد ضدمذهبی فرنگیمآب بود ـ میرزا ملکم خان ـ و اولین کسی که در برابر همین پدیده ایستاد، سیدجمال بود؛ که از همین جامعه است (۸)
۶ من به عنوان کسی که رشتة کارش تاریخ و مسایل اجتماعی است ادعا میکنم که در تمام این دو قرن گذشته در زیر هیچ قرارداد استعماری امضای یک آخوند نجفرفته نیست؛ در حالی که در زیر همة این قراردادهای استعماری امضای آقای دکتر و آقای مهندس فرنگ رفته هست. (باعث خجالت بنده و سرکار) (۹)
۷ کمتر کسی است که در این سالها به شدت و با تکیهای که من دارم از «روحانیت» به عنوان «تنها پایگاه فرهنگی و معنوی ما که در برابر هجوم استعمار فرهنگی غرب مصون و مستقل مانده» و «تنها جایی است که چهرههای علیواری اگر باشد باز در میان همینها هست»، دفاع کرده باشد و آنهم به تکرار و با استدلال (۱۰)
در باره اینکه چرا اظهارات شریعتی دربارة روحانیت تا این حد متفاوت و حتی متناقض است؟! در قسمت پنجم به دلایل احتمالی اشاره خواهد شد.
پی نوشت ها:
۱ . مکتوبات شریعتی، ص ۱۳۸٫
۲ . مجموعة آثار ۱ (با مخاطبهای آشنا)، ص ۷٫
۳ . برای آشنایی بیشتر با مواضع منفی شریعتی دربارة روحانیت ر.ک. به:
۱) نامهها / صص: ۸، ۱۱ تا ۱۳، ۲۴ تا ۲۶، ۲۹ تا ۳۲، ۴۲، ۷۳، ۹۶، ۱۴۵ و ۲۷۹٫
۲) تشیع علوی و تشیع صفوی / صص: ۳۹، ۴۳ (پاورقی)، ۵۶، ۱۰۱، ۱۱۵ تا ۱۲۰، ۱۲۱ تا ۱۲۴، ۱۳۲، ۱۳۳، ۱۵۲ تا ۱۷۴، ۱۸۳، ۱۸۵، ۱۸۷٫
۴ . مصاحبة شریعتی در حسینیة ارشاد در تاریخ ۲۳/۹/۱۳۵۰ (به نقل از: پوستین وارونه. دکتر حسین رزمجو. ص ۴۳)
۵ . تشیع علوی و تشیع صفوی. ص … (به نقل ازشریعتی در نگاه مطبوعات، ج ۱، ص ۳۹۰)
۶ . مصاحبة شریعتی در حسینیة ارشاد در تاریخ ۲۳/۹/۱۳۵۰ (به نقل از: پوستین وارونه، دکتر حسین رزمجو، ص ۴۳)
۷ . عقیده. ص . (به نقل از شریعتی در نگاه مطبوعات، ج ۱، ص ۳۹۴)
۸ . اسلامشناسی (به نقل از شریعتی در نگاه مطبوعات، ج ۱، ص ۳۹۱)
۹ . عقیده، ص . (به نقل از شریعتی در نگاه مطبوعات، ج ۱، ص ۳۹۴)
۱۰ . نامهها، صص: ۱۲۷ و ۱۲۸٫
=================================================
ادامه دارد