سخن هفته

نابینا!
===
-وقتی بچه بودم،خدا را دیدم،
فرشتگان را دیدم،

رازهای جهان های لاهوتی وناسوتی را پیش چشم تما شا کردم،
تصورم این بود که،
همه آدمیان چنین می بینند،
سر انجام پی بردم
که آنها نابینایند...
شمس تبریزی
===
منبع:چهل قانون ملت عشق/الیف شافاک/ ترجمه زهره قلی پور

آمار سایت
افراد آنلاین : 2
<==================> تعداد نوشته ها : 1336
<==================> بازدید امروز : 113
<==================> بازدید دیروز : 179
<==================> بازدید این هفته : 113
<==================> بازدید این ماه : 292
<==================> بازدید کل : 2006265
<==================>
بایگانی

سرگذشت نسل تمام شده/۳

اشاره:

“سر گذشت نسل تمام شده”عنوان نقدی است از  محمد بهارلو بر  رمان بلند، فخیم وارزشمند کلیدر ،اثر محمود دولت ابادی که البته خود رمان کلیدر ،شاهکار فاخر ادبیات ایران وجهان است .

وقتی این عنوان را خواندم ،دیدم سرگذشت مردان کلیدر ،چقدر شبیه مردان گذشته روستاوسرزمین ابا واجدادی  ماست .

مردانی که طعم تلخ فقر وخشکسالی ومرگ ورنج را با عشق وشادی در آمیخته اند وسور وسوگشان در اوج همدلی ویکدلی به زندگی معنا داده وتنها یادگاری در  صفحات خاطرات ما بر جا گذاشته اند.

حکایت مردان گذشته ما سر گذشت نبرد نابرابر سختی ها وناملایمات با زندگی است. وهمیشه این اراده وپایداری بوده که سر فرازانه پیروز،به در آمده است.

قصددارم در چند مقال، زندگی در گذشته   روستایمان را پی بگیرم.به یقین،شما نیز تجربه مشترک چنین زندگی درروستایمان را دارید؛بسم الله… اگر همره مائید.

==========================================

سوگ ها 

==========================================

ذوالفقار ستاری اسمرود

==========================================

قسمت سوم

==========================================

از سر کار خانم عظیمی برای ارسال این عکس تاریخی سپاسگزارم

==========================================

روزهای داغ تابستان است .روزهای کار وتلاش،شبانگاه خسته وبی رمق به خانه می رسند وبا اندکی غذا تن به خواب می سپارند .ولی این شبها نیم نگاهی به آسمان  دارند، ماه غصه جانکاهی دارد  ،هرروز ناتوان تر می شود،ودر نهایت به هلالی بدل می شود،هلال محرم ، اهالی فهمیده اند ماتم سید الشهدا آغاز شده است .کدخدا دنبال عالم روحانی رفته ،مسجد اب وجارو شده ،فانوسها واگر باشد چراغ زنبوریها که فقط برای عزیزترین مهمان روشن می شود آماده است ،چه مهمانی عزیز تر از پسر فاطمه .

شبها دیگر خستگی معنا ندارد ،عشق ودلدادگی است که همه چیز را دگرگون کرده است ،

سالخورده ها پای منبر، چنان دل به نطق خطیب منبر می سپارند که تا سالها گفته اورا اویزه گوش می کنند ونقل محافل.

جوانها به یاد پایمردی یاران حسین در شب عاشورا، به شاه حسین گویی در جلوی مسجد می پردازند ان چنان به هیجان وپرتپش فغان  از دل بر می اورند که سکوت شب شکافته وتا فرسنگها سوز دلشان می رسد.

بنای مسجد کاه گلی است ، البته به پیشنهاد عالم مسجد ، هم عهد شده اند که تجدید بنا کنند.ناظمان خردسالان را به سکوت می نشانند ،بیش از چهل خانوار همه در مسجدند مگر بیماری یا مسافری ،

روز طشت گذاری فرا میرسد به یاد علمدار کربلا،علمها  بر افراشته ،طشتها بر دست کهنسالان ، زن ومرد سوگوار مظلومیت اقا ابو الفضل .

ودر نهایت عاشورا همه جلوی مسجد گرد آمده اند .با صدا ی:بوگون کربوبلا ویران اولوبدی     حسین اوز قانینه غلتان اولوبدی

عزاداری آغاز می شود مادران در سوگ قاسم جوان  وسوگ علی اکبر وعلی اصغر چونان فرزند مرده ها شیون سر می  دهند، مردان برادر مرده اند ،به یاد ابالفضل وفادار .

اخلاص وبی الایشی چنان در مراسم موج می زند که آدمی تصور میکند حوادث کربلا در همین مکان اتفاق افتاده است .

دیگر مراسمات سوگ روستا،متاثر از محرم است، برادر مرده ،به یاد

ابوالفضل نامدار، فرزندجوان از دست داده  به یاد علی اکبر وقاسم ، پدراز دست داده  به یاد سید الشهدا، همه روضه کربلا می خوانند نمک مجلس است .

در جلسه بعد به سور ها می پردازیم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>