اشاره:آقای ستاری ضمن ارسال بخش چهارم این مجموعه،نوشته بودند:
“هر وقت احساس کردید خسته کننده وکسل کننده است،بفرمائید تا ادامه
ندهم”
و من در پاسخ نوشتم:
“سلام
مراسم،آیینها ،سنتها وارتباطات اجتماعی روستا را در قالب نوشته به زیبائی نقاشی می کنید وبسیار لذت بخش و خواندنی است.حتما حدود ۵۰۰نفر میانگین باز دیدکننده روزانه هم لذت می برند،اما ابراز نمی کنند!! البته برخی کاربران غیر اسمرودی،گاهی جور اسمرودی ها را می کشند!
هرچند نوشتن سخت وقت گیر است،اما لذت بخش است،منتظر ادامه کار هستم.”
جا دارد همینجا به اندازه لذتی که از نوشته های آقا ذوالفقار برده ام،از ایشان قدر دانی کنم،چرا که به زیبائی،تمام سنتها،آداب ورسوم وآئینهای دیرین اسمرود رادر قالب الفاظ،هنر مندانه،همچون فیلم وتابلو نقاشی،در معرض تماشا گذاشته اند.
—————————————————————————————-
توضیح:عکسها را از وبسایت روستای چنار به عاریت گرفته ام،که مناسب این
قال ومقال بود.با این توضیح که اتفاقا با یکی از عاشیق های مورد اشاره
آقا ذوالفقار،هفته پیش در مجلس ختمی در چنار،لحظاتی همکلام شدم وگفتم:
همیشه در عروسی های اسمرود،که معمولا سه روز هم طول می کشید
با دختران وپسرانِ کودکِ همسن وسال،دنبال شما در کوی وبرزن راه می افتادیم
وصفا می کردیم.او کسی نبود جز عاشیق عیمران{عمران چناری} عکس
مرحوم عاشیق نایب را هم که بادُهلش در مجلس عروسی می بینید،خداوند
رحمتشان کند که اسمرودی ها خاطرات خوش عروسیشان را مدیون این دو
هنرمندِچناری هستند.
توضیح دیگراینکه مادر خدا بیامرز من اهل روستای چنار بود.
====================::::::======================
سورها

====================::::::======================
دلخوشی ها کم نیست
====================:::::======================
ذوالفقار ستاری اسمرود
====================:::::======================
قسمت چهارم
====================:::::======================
سیب هست ایمان هست تا شقایق هست …
این طبیعت است که در روستاحکمفرماست ،اگر سازگار باشد،ایام بکام است وروزگار بر وفق مراد .حتی از زمانی که باد خزان بر می آشوبد تا به هنگامی که نسیم بهار می نوازد،اگر آردوآذوقه به کمال، وعلوفه حشم مطمئن باشد ، تاخت وتاز زمستان هم می تواندنوید بخش روزهای خوبی باشد . صبحها مشغول تغذیه ورسیدگی به گاو و گوسفندان وظهرها ی آفتابی دمی به صحبتهای شیرین اهالی در وسط روستا (تنگه)دل سپردن ، وشبها به شب نشینی های دلپذیر، سپری می شود.
نقل حکایات توسط بزرگان ،وشرح روزمرگی های زندگی، روزها وشبهای خوشی برای اهالی رقم می زند .
شادی ورضایتشان به اندازه وسعت قناعت ودل ساده آنان است. تا ابری نیست، بادی نیست ،خورشید می تابد وتکه نانی هست وسلامتی برقرار ، سرخوشند ودلشاد.

ازعیدهای اسلامی چون مبعث وغدیر خم وقربان وولادتهای ائمه گرفته، تا عیدهای سنتی ایرانی مثل شب چله که نقل وسنجد وگندم برشته، زینت بخش کرسی گرم زمستانشان است، همه ،سازدلشان راکوک می کند وبرمرکب استیلا بر نامرادیها می نشاند.
از این روزاست که شاید شمارش معکوس برای گوش سپردن به آواز بهارآغاز می شود. چله بزرگ ۴۰ روز، چله کوچک ۲۰ روز وماه نوروز ۲۹روز .
روزهای زمستان با کرسی همزاداست دور کرسی، شکستن گردو ،سابیدن کشک ،کوبیدن کنجد (بزرگ)، صدای بره ها وگوساله ها از آغل ،زوزه گرگها،غوغای بادوبوران، موسیقی گوشنوازی است که آرامش وگرمای خانه را دوچندانلذت بخش می کند.
بر گزاری آیینهای زیبایی چون خِدِر نبی ،پختن حلیم وسمنو وقوودوآشی،روزهای انتظار برای فرارسیدن وعده یلی، وجان گرفتن آب وآتش وخاک و باد
می گذرد ونهایتا چهارشنبه سوری وعید نوروز فرا می رسد .
از رفت وروب لباس وفرش ولحاف گرفته تا سفید کردن چهره خانه با خاک سفید{آلاوا} وخرید عید که ساده است وبه اندازه تمام شادیها نشاط آور .
برای هر کودکی تن پوشی ساده از کفش وپیراهن تمام دنیاست ،بازیهای عید ورستاخیز طبیعت.
معمولا عروسیها درفصل بهار (عروس فصلها) اتفاق می افتد
.
پسر نجیب واهل کار است وتا پدر ومادر قدم پیش نگذارند، سخن گفتن از ازدواج برایش سبکسری است.
دختر ،عفیف وبا حیا که فقط در چشمه ای یا مراسمی به چشم مادر وخاله وخواهر داماد می درخشد ومقدمات عروسی چیده می شود .
از مراسم خواستگاری وبله برون وشیرنی خوران گرفته تا عقد ونامزدی، شاید کمتر از دوسه بار،آن هم دزدکی ،عروس وداماد از نزدیک همدیگر را
می بینند.
زمان عروسی فرا می رسد ،پیک ،به دنبال مهمانها از ده های همجوار ،و عاشیق فرستاده می شود. از دور دستها سه چهار روز طول می کشد برسند.
زنان ودختران لباسهای رنگارنگ می پوشند؛ هرچه قدر لباس ها درازتر ،سنگین تر، دختران وعروسان وزنان ارزشمندتر هستند ،عروس هم لباس درخور ایل وتبار ودینش می پوشد وروبند می زند. آینه وپول بر چهره اش که نشان از روشنایی وبرکت در زندگیش هست آماده سوار شدن بر اسب بختش
می شود .
عاشیق ها می نوازند، از مدح ائمه واولیا شروع می کنند و در تعریف داماد وعروس وایل وقوم سخن می گویند .
بساط مهمانی در خانه داماد صمیمانه بر پاست .

شاباش بیشتر برای گروه عاشیق ها وسپس پول عروسی (توی پایی).لحظات سر خوش کننده ای برای اهالی رقم می خورد. گاه تا سه روز عاشیق ها می نوازند .
پس از عروسی هم آیینهایی توسط زنان اجرا می شود.
عروس در خانه پدر داماد تا سالها زندگی می کند ؛با احترام ومتانت .
حرف پدر خانواده در همه مواردحجت است وبدین ترتیب پایداری خانواده قوام می گیرد وزندگی ادامه دارد.
====================:::::=====================
ادامه دارد