سخن هفته

نابینا!
===
-وقتی بچه بودم،خدا را دیدم،
فرشتگان را دیدم،

رازهای جهان های لاهوتی وناسوتی را پیش چشم تما شا کردم،
تصورم این بود که،
همه آدمیان چنین می بینند،
سر انجام پی بردم
که آنها نابینایند...
شمس تبریزی
===
منبع:چهل قانون ملت عشق/الیف شافاک/ ترجمه زهره قلی پور

آمار سایت
افراد آنلاین : 3
<==================> تعداد نوشته ها : 1336
<==================> بازدید امروز : 113
<==================> بازدید دیروز : 179
<==================> بازدید این هفته : 113
<==================> بازدید این ماه : 292
<==================> بازدید کل : 2006265
<==================>
بایگانی

آبرو داری…

آبرو داری کردند،این مردم نجیب

درود وسلام خداوند بر مردان وزنانی که در چهل وپنجمین سالگرد انقلاب اسلامی هم،در شرایط نه چندان مناسب اقتصادی حاکم بر زندگیشان،باز هم در دفاع از آرمان های متعالی امام وشهیدان، برای کشور عزت وآبرو آفریدند.

 قشر نه چندان برخوردار جامعه،که صاحبان اصلی انقلاب هستند وبیشتر از همه تحت فشار وگرانی، با قدم های استوار، باز هم به میدان آمدند؛برای ابراز وجود واعلام حضور.

امسال هم با وفا به عهدی که ۴۵ سال است نشکسته ام،با استقبال از مهمان ها  در سر کوچه،روانه میدان آزادی شدم.۳-۴ سالی است با دلشوره ودغدغه خاطراز قهر احتمالی مردم از ادامه راه،به راهپیمایی ۲۲بهمن می روم، اما آنهایی که باید بیایند، پا پس نکیشده اند وبا عزمی راسخ،آمده اند،برای استواری انقلاب.آیا این عزم واراده ستودنی، ودست وپایشان بوسیدنی نیست؟

مسئولان ودولتمردان،اگر قدر این حضور را ندانند،بدون شک با عملکرد

ناصوابشان، سیلی سختی از همین حماسه آفرینان

خواهند خورد.چنین مباد.

====================================

               غیر از معجزه…             

—————————————رحمان ستاری

  دیروز صبح تا ساعت ۱۰ لحظه شماری می کردم که درجشن انقلاب شرکت کنم.  از اول انقلاب تا حالا به تعداد انگشتان یک دست شاید دراین مراسم شرکت کردم. اولین انهم  درسال ۸۸ بود اوضاع درهم و برهم بود مدام از سوی جریان فتنه دربوق می دمیدند وجریان اسب تروا را پیش می کشیدند تا جشن ۲۲ بهمن را تحت الشعاع قراردهند.
 یادم میاد تا صبح نخوابیدم  در حیات منزل درخت انجیربود ازشاخه ان  یک چوب نیمه کلفت جداکردم اندازه تقربا ۷۰ یا ۸۰ سانت بریدم ساعاتی از شب طول کشید پوستش را جدا کردم با چاقو تما برامدگی ها را صاف کردم سپس به تمرین جا سازی در زیر شلوار پرداختم تا هنگام راه رفتن مزاحمم نگردد. صبح اول وقت راه افتادم، یکسره میدان ازادی ،چون وعده گاه  عجق وجقها انجا را اعلام کرده بودند.  به میدان ازادی رسیدم لحظه به لحطه برتراکم جمعیت در میدان افزوده می شد تمام دور میدان نیروهای انتظامی به فاصله یک متر ازهم ایستاده بودند کاملا  وضعیت امنیتی حاکم بود درون جمعیت ونزدیک انتظامیها  مثلا می پاییدم و دردل هل من مبارز می طلبیدم که الحمدلله بدون هیچ مشکلی مراسم برگزار شدو به منزل برگشتم .
تا رسید به دوران اقای روحانی که دوسه بار احساس تکلیف کردم سالهای ۹۷ و ۹۸ بود واین دوسال دوران اقای رئیسی همیشه یک روز تعطیل را زورم میامد می گفتم  واجب کفایی است ،هستند کسانی می روند.  امسال که درخلخال بودم انصافا جمعیت زیاد بود این جشن را  در ۳۰ سال اخیر اینجا تجربه نکرده بودم. هنگام راهپیمایی بسیار شنیدم می گفتند جمعیت نسبت به پارسال خیلی زیاد است  از نوجوان و جوان تا سالخورد ه چه زن وچه مرد، انهم در زمانه ای که همین نسل حتی خرید نان را از طریق سفارش پیک موتوری و خرید از دیجی کالا و وغیره انجام می دهند ومطمئن هستم چندین برابر این جمعیت با همین عقیده اما زورشان میاد ویا امکانش را ندارند.  انصافا این حضور با این وضعیت نارضایتی و گلایه مندی  غیر از معجزه چیز دیگری نمی تواند باشد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>