خط قرمز!!
“”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"
محمّدولی سهرابی
خاطره خواندنی آقا ذوالفقار ازدوران خاطره بازی
معلمی،مرا یاد یک خاطره از دورا ن دبیرستان
انداخت:
معلم زیست شناسی به نام آقای دهقانی داشتیم
که معمولا آرام ومهربان بود.روزی در کلاس،همکلاسیمان
آقای رحیم علبدوستی،که کارمند بانک مرکزی در خلخال
شد،با خودکار آبی در دست،گفت:
خودکارم را می ببینید که آبی است وآبی می نویسد؟!
تایید کردیم وگفت:
اما همین خودکار آبی حالا قرمز می نویسد! متعجب شدیم
ومنتظر شعبده بازی رحیم شدیم که با خودکارآبی نوشت:
“قرمز“!!دیگر تعجب نکردیم،اما شیطنت من گل کرذ
وتشویقش کردم که چون خیلی جالب است،برای معلم هم اجرا کن.
همین کار را کرد وآقای دهقانی چنان ناراحت وبر افروخته شد که
گفت:
باشه؛ان شاءالله در برگه امتحانی خردادماه که برگه زیست شناسی
را گرفتی و دیدی خودکار آبی من هم در برگه خط قرمز در برگه ات کشیده
آنگاه خواهی فهمید که معجزه شده!!
آقا رحیم از آن تاریخ نگران روز موعود ومعجزه وعده داده شده بود که
خرداد ماه دید،از معجزه خرداد خبری نیست که نیست وچقدر خوشحال شد!!