باز اول مهر…
========================
ذوالفقار ستاری
======================
همان قدر که زمان دانش آموزی استرس داشت همان اضطراب
در معلمی هم هست نه یک سال نه ۵ سال نه ده سال
سی سال ….
پسرکان و دخترکانی که هرکدام از خانواده ایی سر کلاس حاضر شده اند
یکی خوشحال
یکی غمگین
یکی بیمار
یکی رنجور
یکی افسرده
یکی گریان
یکی خندان
و یکی یتیم
یکی فرزند طلاق
یکی تک فرزند
یکی از شهر
یکی از روستا
و یکی ….
باید با آنها خندید
با آنها گریست ،با آنها زندگی کرد
معلم یک بازیگر است
بازیگری که از جان و روح خود مایه می گذارد
معلمی که تمام حال خراب خود را پشت در کلاس رها می کند!
او در کلاس ،پدر یا مادر سی _چهل پسر یا دختر می شود
که هریک دنیایی عجیب و غریب دارند !
واین پروسه حداقل ۳ بار در روز تکرار می شود و…
سپس ۹ ماه در سال
و سرانجام سی سال ..
سی سال می گذرد می بینی خود خاکستر شده ای اما ققنوس ها از خاکسترت پرواز می کنند وبلندای آسمان را فتح کرده اند
و چه شیرین است نظاره ی این پرواز
پیشاپیش خدمت یکایک شما همکاران عزیزم شروع مهرماه و آغاز سال تحصیلی را تبریک عرض می کنم ….روز و روزگارتان خوش
==================================
…ویک خاطره
اوایل خدمت یک روز در کلاس نهم املا می گفتم جمله این بود :
” فردوسی حکیم است وحکیم به جهان گذران به چشم خرد می نگرد”
دانش آموزی ” است ” را به صورت ” “عثط” نوشته بود .
صداش کردم گفتم : پسر تو “است” را اول ابتدایی یادگرفتی چرا اینجوری نوشتی؟
گفت: بله آقا میدونم
من با خودم گفتم در نهم از اون “است” های ساده املا نمی گویند، حتما این است نهایی است.
یک بار هم دانش آموزی کلمه انقراض را به صورت انقراز نوشته بو د
گفتم برو هزار بار کلمه درست رو تکرار کن وبنویس
ده دقیقه به زنگ مونده بود اومد گفت آقا ۲۸۷ بار نوشتم بازم بنویسم؟
گفتم آره هزار بار
گفت آقا غلط کردم تا آخر عمرم این کلمه را غلط نمی نویسم .
سادگی ومهربانی های بچه ها یادش به خیر.