مواظب مهربانی هایمان باشیم!
۱-تاسه نشه…!
پنج شنبه بعداز ظهر همراه خانواده برای زیارت راهی قم شدیم بعداز فرودگاه در استراحتگاه برای نماز نگه داشتم تا امدیم پایین ماشین پژویی نگه داشته بود راننده مرد سالخورده با ظاهری شهرستانی وخانمی کنارش بود از ایشان کمی جوانتر به نظر می رسید راننده صدایم کرد گفت از شهرستان امدم ماشینم خراب شد دارو ندارم را صرف هزینه اش کردم الان نه پول بنزین دارم ونه غذایی برای خوردن محبت کنید مبلغی به من قرض بدهید به محض رسیدن به مقصد به شماره کارتت واریز می کنم.
به حرمت سنش درجا مبلغ درخواستی را واریز کردم وبا اصرار شماره کار خودش را داد گفتم حاجی مبلغ را بخاطر خدا دادم چنانچه واریز کنی اعتمادم را نسبت به همسنانت بیشتر خواهی کرد فقط بگو کدام شهرستان می روید گفت سنندج و حرکت کرد. بچه هام رفته بودند نماز خانه تا امدم برای نماز راهی شوم یکی دیگر درست سرجای اولی نگه داشت نسبتا جوان بود همراه با یک خانم صدام کرد با کلی مقدمات که پول بنزین ندارم… گفتم این ماشین واین شما بیا نصف کنیم تازه پر کردم گفت نه نه فقط مبلغی بدهید گفتم به جای روزدن به غریبه با تلفن به یکی بگو واریز کنند عیب نیست برای تو ؟ گفت راست میگی وحرکت کرد بعداز نماز به اتفاق برگشتنی گفتم سریع باشید که نفر سوم الان مقابلمان برای پول ترمز می زنند گفتند مگر به دومی ام دادید. دراین حین ماشین سومی هم نگه داشت تا امد حرف بزند گفتم اقا پول یک وقت نخواهی که سومین نفر هستی!!
……………………………………………………………………رحمان ستاری
۲-گدای انار!
ساعت ۷ شب بود از میدان ونک میگذشتم دیدم کنار یه میوه فروش که میوهای خوبی هم داشت پیر مردی ایستاده با صدای حزین
می گوید: یه انار برای من بخرید،یه انار برای من بخرید گفتم: فرصت مناسبی است یه انار بخرم احسان پدر ومادرم بکنم،یه انار بزرگی برایش خریدم به ۲۰ هزار تومان رفتم باز فردا از آن مسیر می گذشتم دوباره دیدم آن مرد آنجا ایستاده می گوید:یه انار برای من می خرید ،یه انار برای من میخرید شک کردم کمی اون کنار ایستادم دیدم این شخص بازار خوبی داره بعضی ها پول می دهند می گویند برو خودت بگیر بعضی یک کیلو می خرند می دند دستش،جالب اینجاست که متوجه شدم این پیر مرد با این میوه فروش هم دسته ،میوه ها را می گیرد وقتی کیفش پر می شود دوبار به میوه فروش پس می دهد باور کنید شاید اون میوه فروش هر کیلو میوه را بیش از۳۰ بار می فروشه دوبار بر می گردونن به خودش.
……………………………………………………………………………..
رسول انام پور