سخن هفته

نابینا!
===
-وقتی بچه بودم،خدا را دیدم،
فرشتگان را دیدم،

رازهای جهان های لاهوتی وناسوتی را پیش چشم تما شا کردم،
تصورم این بود که،
همه آدمیان چنین می بینند،
سر انجام پی بردم
که آنها نابینایند...
شمس تبریزی
===
منبع:چهل قانون ملت عشق/الیف شافاک/ ترجمه زهره قلی پور

آمار سایت
افراد آنلاین : 1
<==================> تعداد نوشته ها : 1336
<==================> بازدید امروز : 69
<==================> بازدید دیروز : 179
<==================> بازدید این هفته : 69
<==================> بازدید این ماه : 248
<==================> بازدید کل : 2006221
<==================>
بایگانی

تبریک…

                عطر یاس                 

——————————————————————————————

حمید مصطفی زاده

چه کسی گلبرگ های شقایق و عطر یاس را نمی ستاید ؟

چه کسی ترنم باران و بارش آبشاران و جوشش چشمع ساران را نمی ستاید ؟

مگر می توان لطافت گل و صلابت کوه را تحسین نکرد ؟

مگر فاطمه ( سلام الله ) ریحانه ی اشرف مخلوقات نیست که بتوان او را تحسین نکرد و محبتش را در دل نپروراند ؟

در روایت آمده است که وجه تسمیه فاطمه ( سلام الله علیها ) این است که محبت او باعث جدایی از آتش دوزخ است .

اما محبت زهرا ، دوست داشتن صرف او نیست ،

کجا محبت است آن حبی که تبعیت و اطاعت را در  پی نداشته باشد ؟

کجا محبت است آن  حبی که تولی و تبری و عشق به الله و کفر به طاغوت را با هم نداشته باشد ؟

کجا محبت است آن  حبی که مرا با بت های سرکش درونم درگیر نکند ؟

کجا محبت است آن حبی  که در من قدرت تحمل بلا در راه ولا را نیفزاید ؟

خلاف حکمت الهی نیست

راهی که زهرا با بازوان ورم کرده و پهلوی شکسته و صورت نیلی رفته ،

 علی با فرق شکافته رفته ،

 حسن با جگری پاره پاره رفته ، حسین با رگ های بریده رفته ، من با پاهایم نروم ؟

آن جا که زهرا ( سلام الله علیها ) در راه امام زمان خود و دفاع از حریم ولایت او جان می دهد ، ما در کجای این مسیر ایستاده ایم ؟

مگر زهرا اسوه نیست ؟

مگر ما ادعای ارادت به او را نداریم ؟

پس بیایید در خود اندیشه کنیم ، آیا در ادعای محبت زهرا ( سلام الله علیها ) صادقیم ؟

حمید ، عشق باقی گرت در سر است ،

بدان : عشق بی فاطمه ابتر است .

==================================================

السلام علیک یا فاطمه الزهرا

بازتاب نور رحمت

باب علم و باب رحمت هست باب فاطمه
روح و ریحان جنان است عطر ناب فاطمه
 
حسن یوسفهای عالم انعکاس حسن اوست
هست  نور  مهر  و  مه  هم  بازتاب فاطمه
 
نازد هرکس  بر کسی ، من هم بنازم بر علی
مفتخر هستم  که  هستم  من خراب فاطمه
 
من ندارم  جز ولای مصطفی  سرمایه ای
هست  تنها  افتخارم  ،  انتخاب  فاطمه
 
قبل از آیین محمد  بود  زن  محکوم مرگ
زنده  کرد   ا و  را   طلوع  آفتاب  فاطمه
 
نی هویت داشت زن . نی ارزش و قدروبها
هدیه شد  او را  کرامت  از  حجاب فاطمه
 
می شد  او  محسوب  ،  ننگ اجتماع آدمی
شسته شد این ننگ و نکبت با گلاب فاطمه
 
بود ویران  رکن  قصر ارزش  و  ارج  زنان
کرد  آباد این بنا را  خشت  و  آب  فاطمه
 
زنده زنده دفن می شد زن به قعر خاک و گل
زندگی   بخشید   او   را    انقلاب   فاطمه
 
بود  زن  کالای  بی مقدار  بازار  هوس
رست از آن ذلت به لطف انتساب فاطمه
 
آرزو  دارم  که  باشم  زنده  با  عشق  علی
کاش  باشد مرگ من هم  در رکاب فاطمه
 
کاش گردد  روز محشر . پای میز محکمه ،
شامل   حالم   دعای  مستجاب   فاطمه .
 
روز  رستاخیز  .  هنگام   وقوع   واقعه ،
بوده باشم  کاش در ظلّ  سحاب فاطمه
 
موسم  هجران سرآید  کاش روز جمعه ای
ناگهان  از  ره  رسد  عهد  شباب  فاطمه
 
رو کند یوسف به کنعان و شود پیراهنش ،
مرهم  زخم  دل  پر اضطراب   فاطمه .
 
عقده بگشاید حمید از دل و ریزد اشک شوق
در  رکاب  مصلح  کل   بر  تراب  فاطمه  .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>