سخن هفته
عزاداری سنتی >>>>>>>>>>>>>>>>>>>> برخی کارهاست که پرداختن به آنها، مردم را به خدا و دین نزدیک می‌کند. یکی از آن کارها، همین عزاداریهای سنّتی است که باعث تقرّبِ بیشترِ مردم به دین می‌شود. این‌که امام فرمودند «عزاداری سنّتی بکنید» به خاطر همین تقریب است. در مجالس عزاداری نشستن، روضه خواندن، گریه کردن، به سروسینه زدن و مواکب عزا و دسته‌های عزاداری به راه انداختن، از اموری است که عواطف عمومی را نسبت به خاندان پیغمبر، پرجوش می‌کند و بسیار خوب است. >>>>>>>>>>>>>>حضرت آیت الله سیّد علی خامنه ای
آمار سایت
افراد آنلاین : 4
<==================> تعداد نوشته ها : 666
<==================> بازدید امروز : 619
<==================> بازدید دیروز : 572
<==================> بازدید این هفته : 1191
<==================> بازدید این ماه : 9761
<==================> بازدید کل : 853663
<==================>
بایگانی

منظومه…

                 منظومه امامت               

…………………………………………………………………………………………………….

  ایّام شهادت اولین منظومه امامت،قامت سبز عدالت

مولای پر هیزکاران،امیر مومنان-حضرت علی(ع) تسلیت باد.

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

       علی(ع) شخصیت دو نیرویی       

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

حضرت على(ع) از مردانى اســـت که هم جاذبه دارد و

هم دافعه، و جاذبه و دافعه او سخت نیرومند است. شاید در

تمـــام قرون و اعصار، جاذبه و دافعه اى به نیرومندى جاذبه و

دافعه على پیدا نکنیم. دوستانى دارد عجیب، تاریخى، فداکار، با

گذشت، از عشق او همچون شعله هایى از خرمنى آتش، سوزان

و پرفروغاند. جان دادن در راه او را آرمان و افتخار مى شمارند

و در دوســـتى او همه چیز را فراموش کرده  اند. از مرگ على

سالیان، بلکه قرونى گذشت، اما این جاذبه همچنان پرتو مى افکند

و چشم ها را به سوى خویش خیره مى سازد.

در دوران زندگى اش عناصر شریف و نجیب، خداپرستانى

فداکار و بى طمع، مردمى با گذشت و مهربان، عادل و خدمتگزار

خلق، گرد محور وجودش چرخیدند که هر کدام تاریخچه اى

آموزنـــده دارنـــد و پس از مرگش در دوران خلافت معاویه و

امویان، جمعیت هاى زیادى به جرم دوستى او در سخت ترین

شـــکنجه ها قرار گرفتند، اما قدمى را در دوستى و عشق على

کوتاه نیامدند و تا پاى جان ایستادند.

سایر شـــخصیت هاى جهان با مرگشـــان همه چیزها

مى میرد و جسمشان در زیر خاک ها پنهان مى گردد؛ اما مردان

حقیقت خود مى میرند، ولى مکتب و عشق ها که برمى انگیزند،

با گذشت قرون تابنده تر مى گردد. ما در تاریخ مى خوانیم که

سالها بلکه قرن ها پس از مرگ على افرادى با جان از ناوک

دشمنانش استقبال مى کنند.

از جمله مجذوبین و شیفتگان على، میثم تمار را مى بینیم

که بیست سال پس از شهادت مولى بر سر چوبه دار از على

و فضائل و ســـجایاى انسانى او سخن مى گوید. در آن ایامى

که سرتاسر مملکت اسلامى در خفقان فرو رفته، تمام آزادى ها

کشته شده و نفسها در سینه زندانى شده است و سکوتى مرگبار

همچون غبار مرگ بر چهره ها نشسته است، او از بالاى دار فریاد

برمى آورد که بیائید از على برایتان بگویم. مردم از اطراف براى

شنیدن سخنان میثم هجوم آوردند. حکومت قداره بند اموى که

منافع خود را در خطر مى بیند، دستور داد که بر دهانش لجام

زدند و پس از چند روزى هم به حیاتش خاتمه دادند. تاریخ

از این قبیل شیفتگان براى على بسیار سراغ دارد.

این جذبه ها اختصاصى به عصرى دون عصرى ندارد. در

تمـــام اعصار، جلوه هایى از آن جذبه هاى نیرومند مى ینیم که

سخت کارگر افتاده است.

مردى است بنام ابن سکیت،

از علما و بزرگان ادب عربى است

و هنوز هم در ردیف صاحبنظران

زبان عرب، مانند سیبویه و دیگران،

نامـــش برده مى شـــود. این مرد

در دوران خلافت متوکل عباسى

مى زیسته – در حدود دویست سال

بعد از شهادت على – در دستگاه

متوکل متهم بود که شیعه است، اما

چون بسیار فاضل و برجسته بود، متوکل او را به عنوان معلم

فرزندانش انتخاب کرد.

 یـــک روز که بچه هاى متـــوکل به حضورش آمدند و

ابن سکیت هم حاضر بود و ظاهراً در آن روز امتحانى هم از

آنهـــا به عمل آمده بود و خوب از عهده برآمده بودند، متوکل

ضمن اظهار رضایت از ابن سکیت و بر اساس سابقه ذهنى که

از او داشـــت که شنیده بود تمایل به تشیع دارد، از ابن سکیت

پرسید این دو تا (دو فرزندش) پیش تو محبوب ترند یا حسن

و حسین، فرزندان على؟

ابن سکیت از این جمله و از این مقایسه سخت برآشفت،

خونـــش به جـــوش آمد، با خود گفت کار این مرد مغرور به

جایى رسیده است که فرزندان خود را با حسن و حسین مقایسه

مى کند؟! این تقصیر من است که تعلیم آنها را برعهده گرفته ام،

در جواب متوکل گفت: «به خدا قسم، قنبرغلام على به مراتب

از این دو تا و از پدرشان نزد من محبوب تر است.»

متوکل فى المجلس دستور داد زبان ابن سکیت را از پشت

گردنش درآورند.

تاریخ، افراد سراز پا نشناخته زیادى را مى شناسد که بى اختیار

جان خود را در راه مهر على فدا کرده اند. این جاذبه را در کجا

مى توان یافت؟ گمان نمى رود در جهان نظیرى داشته باشد.

على به همین شدت دشمنان سرسخت دارد؛ دشمنانى که

از نـــام او به خود مى پیچیدند. على از صورت یک فرد بیرون

است و به صورت یک مکتب موجود است، و به همین جهت

گروهى را به ســـوى خود مى کشد و گروهى را از خود طرد

مى نماید. آرى على شخصیتی دو نیرویى است.

————————————————————————-

شهید مرتضی مطهری

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

دانش آموختگان اسمرود