سخن هفته
عزاداری سنتی >>>>>>>>>>>>>>>>>>>> برخی کارهاست که پرداختن به آنها، مردم را به خدا و دین نزدیک می‌کند. یکی از آن کارها، همین عزاداریهای سنّتی است که باعث تقرّبِ بیشترِ مردم به دین می‌شود. این‌که امام فرمودند «عزاداری سنّتی بکنید» به خاطر همین تقریب است. در مجالس عزاداری نشستن، روضه خواندن، گریه کردن، به سروسینه زدن و مواکب عزا و دسته‌های عزاداری به راه انداختن، از اموری است که عواطف عمومی را نسبت به خاندان پیغمبر، پرجوش می‌کند و بسیار خوب است. >>>>>>>>>>>>>>حضرت آیت الله سیّد علی خامنه ای
آمار سایت
افراد آنلاین : 3
<==================> تعداد نوشته ها : 666
<==================> بازدید امروز : 632
<==================> بازدید دیروز : 572
<==================> بازدید این هفته : 1204
<==================> بازدید این ماه : 9774
<==================> بازدید کل : 853676
<==================>
بایگانی

…تا…

…تا ملائک                         

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

رحمان ستاری اسمرود                                               

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

لیالی قدر آرام آرام از راه می رسد  هما شبی که قران کریم  نازل شد  همان شبی که ملایک به اذن پروردگارشان روی به زمینیان می کنند همان شبی که از درک آن عاجزیم  اما  ایمه معصومین با ادعیه های خود به ما آموخته اند در این شب با خدا چه بگوییم واز معبود خویش چه بخواهیم آنها آداب این شب را بر ما مشق نموده اند ما که خود زبانمان در پیشگاه پروردگار الکن است تا چه رسد به اینکه مصداق ما ادراک ما لیله القدر باشیم.

کلمات و واژه های مشقمان مشتاق یک دل صاف که از آن به سوی اسمان پر بکشند تا ملایک صاحبان چنین خیزشگاه را تحسین کنند معبود مهربان ما از دل زنگار گرفته بندگانش آگاه هست در این ماه مبارک هم دست ما را می گیرد گام بگام به شب قدر نزدیکمان می کند تا دل را از بند غیر خود برهانیم ود زندگی تنها اورا بجوییم هیجده شبانه روز مار برسر سفره رحمت بیکرانش می نشاند سپس وارد شب قدر می نماید سرخوش آن دل که با بارقه ای از امید به لطف پروردگار به این شب نزول ملایک وارد شود.

شگفتا که لطف ایزدی چنان کریمانه هست اگر دلی برای شب نوزدهم هنوز آماده نشده شب بیست ویکم را وباز نشد  شب بیست وسوم را مهلت قرار داده است  تا دل بندگانش بلاخره برای یکی از این شبها آماده دریافت نور ازلی گردد پروردگار مهربان برای صافی دل این چنین زمینه سازی می کند واینکه از اعماق دل به او چه بگوییم واز او چه بخواهیم از طریق اولیایش به زبان ما می گذارد تا مدال شایستگی در بندگی را از طریق خوان نعمتش بگیریم اما افسوس باز غافل از این غافله بندگی می شویم.

معبودا تو همه قدمها را برای ما برداشتی به رحمت و بخشش بندگان  ماه رمضان قرار دادی  از طریق اولیای خود نوع حرف زدن بخودت را یاد دادی تا به شب قدر با دل پاک برسیم آن یک قدم که صاف کردن دل هست تو خودت یاور باش  به طرفه العینی ما را به حال خود ما وا مگزار .

خدایا یک دل یقین به لطف و کرمت به ما عنایت کن پروردگارا دل ما خانه توست اما انسانیم وفراموشکار به هر غفلتی برای غیر تو در باز می شود خدا تو خود این دلرا برای غیر خود برای همیشه درب بسته نگهدار پروردگارا شب قدر این ماه مبارکت را امسال برای ما متفاوت قرا بده.

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

شب قدر،شب بهار توبه هاست        

——————————————————————————————–

عبدالکریم سروش                                                                         

در اصل، این شب‌ها بهار توبه است و از هر وقت دیگری مطلوب‌تر است که انسان‌ها به آمرزش خواستن رو بیاورند.

اگر کسی در این شب‌ها موفق به توبه‌ی واقعی شود، شب او شب قدر است.

یعنی دلش و حالش و جانش عوض شده‌است و همچنان که گفته‌اند، تقدیر سال و بلکه همه‌ی عمر آینده‌اش را رقم زده‌است.

اصلی‌ترین بهره‌ای که می‌توان برد، بهترین و شریف‌ترین میوه‌ای که از شاخسار رحمت خداوندی در این شب‌ها می‌توان چید، توفیق در توبه است که عبارت است از به خود آمدن و در پیش خود و خداوند، شخصیت خود را عریان نهادن و دفتر گذشته‌ی خود را ورق زدن، و در برابر خود عصیان کردن، و از افراط‌ها و تفریط‌ها ندامت حاصل کردن، به کژی‌ها و نقص‌های خود اعتراف کردن و از خداوند مغفرت خواستن و پشیمانی و تلخی ندامت را با ژرفای جان احساس کردن، و عزم اکید بر ترک گناهان و تغییر مسیر در باقی‌مانده‌ی عمر ورزیدن است.

توبه یکی از اصیل‌ترین مفاهیم دینی است. بیرون از دین، ما دگرگون شخصیت و تغییر منش و رفتار داریم، اما چیزی به نام توبه نداریم.

این مفهوم، یک مفهومی است که تنها در بستر اندیشه‌ی دینی می‌روید و انجام آن فقط برای انسان دیندار میسر است. بشارتی که خداوند به توبه‌کاران داده است و کرامت و مغفرتی که نصیب آنان می‌کند و آن پاکی و قدسیتی که پس از توبه دست می‌دهد، تنها برای یک انسان دیندار درک‌شدنی و حاصل‌شدنی است.

پیامبران هم در ابتدای ظهور و بعثت‌شان یکی از مهم‌ترین دعوت‌هایشان، دعوت به توبه بود و ندای «توبوا الی الله» سر می‌‌دادند. این توبه، هم روی‌دل با خدا کردن بود و دست از معبود‌های کاذب شستن و هم از گناهان عذر خواستن و دل را از گرد رذیلت پیراستن. عارفان و سالکان هم گفته‌اند که نخستین مرحله از مراحل سلوک، توبه است.

پس از این که تنبهی در کسی حاصل شد و در اثر ترغیب و توصیه‌ی صاحب‌دلی عزم کرد که در جاده‌ی سلوک دینی و اخلاقی پا بگذارد، باید که در مرتبه‌ی اول، بر خود و گذشته‌ی خود پا بنهد و تولد نوینی پیدا کند. توبه، پا نهادن بر گذشته‌ی خویش است.

ابتدا توبه کردن از گناه داریم و این نازل‌ترین مرتبه‌ی توبه است که البته مرتبه و مرحله‌ی فوق‌العاده مهمی است و آن را نباید کوچک شمرد؛ چراکه مبیّن و متضمن شجاعت به اعتراف و شجاعت در مقام عمل است. سپس توبه از خیال را داریم، یعنی بر درِ دل نشستن و بیگانه را اذن ورود ندادن.

تکیه کردن بر خداوند در مقام توبه، از ویژگی‌های اندیشه‌ی دینی است. این فضیلت بیرون از دین یافت نمی‌شود. انسان اگر می‌توانست با خویشتن خویش هم‌آوردی کند و به تنهایی قدم بر سر نفس خود گذارد و گذشته‌ی خود را بشوید و جامه‌ی چرکین پیشین خود را درآورد و جامه‌ی پاک و پیراسته‌ی تازه بر تن کند، در مقام توبه این همه عذر نمی‌تراشید و این‌قدر از آن دور نمی‌ماند و این‌قدر اسیر غفلت نمی‌شد.

این کار به تنهایی شدنی نیست. نفس ما، یعنی همان که به ما جفا کرده است، بی‌جهت برنمی‌گردد و وفا نمی‌کند. کس دیگری را باید در میان آورد.

از جای دیگر باید مدد جست. قرآن به ما آموخته است که خداوند توّاب است. او نیز به سوی توبه‌گران گرایش دارد و توبه‌ی آنها را می‌پذیرد. توّاب بودن خداوند یعنی این که در واقع، توبه از او شروع می‌شود و حداقل هنگامی که از این سو کسی بر توبه عزم می‌کند، خداوند نیز از آن‌سو دستش را می‌گیرد.

در این کشاکش دوسویه است که شخص از غربت و تنهایی، از ضعف و زبونی، بیرون می‌آید و نیرویی تازه می‌یابد. بر پیشینه‌ی خود که بر او چیره بود، غالب می‌شود و از پوستهی پیشین خود می‌شکفد و بیرون می‌رود. اما توبه کردن در پیشگاه خداوند، تنها مددخواهی از وی نیست. اقرار کردن به گناه نیز می‌باشد.

پس در توبه، در وهله‌ی نخست، مفهوم گناه نهفته است.

اگر کسی یا کسانی به امری به نام گناه معتقد نباشند، توبه هم برای آن‌ها معنای روشنی نخواهد داشت. این تفکر را ادیان آموزش داده‌اند.

مولانا فرمود:

تو مگو ما را بر آن شه بار نیست

با  کریمان  کارها  دشوار  نیست

(مثنوی، دفتر اول، بیت ۲۲۱)

«با کریمان کارها دشوار نیست».

این لطیف‌ترین پیامی است که از عمق یک تجربه‌ی دینی برمی‌خیزد. کسانی که خداوند را می‌خوانند، او را باید به صفت کریم بخوانند و بدانند که راهشان برای ورود به محضر میزبانی کریم، کوتاه است و همان‌گونه که امام سجاد در دعای ابوحمزه ثمالی گفته‌اند:

«أَنَّ الرَّاحِلَ إِلَیْکَ قَرِیبُ الْمَسَافَةِ وَ أَنَّکَ لا تَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِکَ إِلا أَنْ تَحْجُبَهُمُ الْأَعْمَالُ دُونَکَ

کسی که به سوی تو سفر می‌کند، راهش نزدیک است و تو از کسی پنهان نمی‌شوی. بلکه مردم، به واسطه‌ی اعمالشان، از تو پنهان و دور می‌گردند.»

—————————————————————————–

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

دانش آموختگان اسمرود