سخن هفته
{نجات} ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: خدایابه ماپایه ومایه ده//نجات از غم و قرص همسایه ده ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: حکیم قاسمی کرمانی ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: *پی نوشت: اگر من جای حکیم قاسمی بودم،نجات همسایه را هم از غم وقرص ازخدا می خواستم،فعلا نه دسترسی به حکیم هست ونه من شاعرم!!
آمار سایت
افراد آنلاین : 4
<==================> تعداد نوشته ها : 564
<==================> بازدید امروز : 762
<==================> بازدید دیروز : 1099
<==================> بازدید این هفته : 2034
<==================> بازدید این ماه : 11603
<==================> بازدید کل : 679498
<==================>
بایگانی

آنچه نپاید…

آنچه نپاید،دلبستگی نشاید!

سلام بر خوانندگان،بینندگان وشنوندگان جان!

حدود سه هفته ای بود که درگیر جابه جایی واسباب کشی بودم و فارغ از دنیای مجازی.نه اینتر نتی بود ونه فرصتی برای پیگیری وسرک کشیدن به اخبار ورویدادهای این فضای لا یتناهی.حتی نتوانستم سایت آفتاب اسمرود را ببینم و به روز نگهدارم.

به هر حال این دوره خمودی ،خموشی وفطرت به سر آمد و دیدارها تازه شد.درود بر هزاران نفری که در این مدت سایت را بی مشتری نگذاشتند وحضور گرمشان  مجلس آرای محفل دوستانه اسمرودیها  وغیر اسمرودی ها شد.

از دوستانی که از طریق سایت،ای میل وتلگرام برایم پیام ومطلب و… فرستاده اند وفرصت پاسخ  وچاپ نداشته ام، عذر خواهی می کنم.

حالا که امکان گفتار فراهم آمده ،آنچه که در هنگامه یک اسبا ب کشی ساده برایم رقم خورد، شاید خالی از لطف نباشد که با شماهم به اشتراک بگذارم:

دلبستگی آدمی به خیلی چیزها در زندگی،گاهی وابستگی افراطی را به ارمغان می آورد که آدمی ناخواسته در قید وبند این تعلقات گرفتار می شود ودل کندن از این تعلقات در مقاطعی از زندگی سخت می شود.وقتی در بحبوحه اسباب کشی متوجه شدیم برخی از وسایل زندگی – استفاده شده ونشده،سالهاست همراه وهمسفر همیشگی ما در زمان نقل وانتقال است،دل به دریا زدیم تا از این تعلقات دل بکنیم تا سبکبال شویم-حتی به این بهانه که بار ماشین هم کم شود وهزینه ما هم کمتر!

این اتفاق در طول ۳۵ سال حضور من در تهران که معمولا هر ۶ یا ۷ سال  تکرار می شود وبه قول مرحوم پدرم که می گفت: محمد یکجا بند نمی شود وتا به نشانی خانه جدید عادت کنم،محمد مثل قدمعلی کهران بساطش را در نقطه دیگری پهن می کند وباعث درد سر من می شود!

 این جابه جایی هاباعث دردسر خود ما هم می شد که عمده این دردسر ها ،انبوه کتاب،دوره های روزنامه ونشریات مختلف بود که دل کندن از آنها برایم کار راحتی نبود ،اما وقتی به سنی می رسی که  تمام آرزوها وایده های بلند مدت را  با گذر ایام  در افقهای دور دست می بینی،مجبور هستی گزیده گزینی کنی تا زودتر به اهداف وبرنامه هایت برسی ،بنابر این مجبوری از خیر خیلی چیزها بگذری.؛وسایل خانه،لباس،کتاب و…تا سبکبار شوی.

حاشیه رفتم،می خواستم بگویم:

برخلاف مصرع:

آدمی پیر چو شد،حرص جوان می گردد…

عکس این قضیه هم صادق است و آدم به این نتیجه می رسد که در مرحله ای از زندگی بایدخیلی چیزها را  بگذاری وبگذری؛ همانی که بزرگان دینی ما هم  به آن توصیه می کنند؛ بخصوص برای سفر دور ودراز آخرت که باید خیلی سبکبار بود  تا بتوانی بار سنگین خروارها خاک را تحمل کنی!چطور شد در وادی موعظه و آخرت وگذر وگذار افتادم،شاید حاصل سه هفته بی خبری وبی بصری است،که آن هم عالمی دارد!

روز وروزگارتان خوش وعالمتان پر از شادی ونشاط

برای گریز از درگیری های خسته کننده یک ماه جابه جایی، وتماشای پائیزِ در گذر ایام،هوس تماشای برگ ریزان نیمه پائیز کردم ودل به کوهسار شهران زدم،به یاد پائیزهای زیبائی که در اسمرود پشت سر گذاشته ام؛هردو پائیزند،اما این کجا وآن کجا؟!

منتظر عکسهای پائیزی شما هم هستم؛بخصوص پائیز اسمرود.

===========================================

===========================================

===========================================

===========================================

===========================================

 

===========================================

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

دانش آموختگان اسمرود