سخن هفته
عزاداری سنتی =================== برخی کارهاست که پرداختن به آنها، مردم را به خدا و دین نزدیک می‌کند. یکی از آن کارها، همین عزاداریهای سنّتی است که باعث تقرّبِ بیشترِ مردم به دین می‌شود. این‌که امام فرمودند «عزاداری سنّتی بکنید» به خاطر همین تقریب است. در مجالس عزاداری نشستن، روضه خواندن، گریه کردن، به سروسینه زدن و مواکب عزا و دسته‌های عزاداری به راه انداختن، از اموری است که عواطف عمومی را نسبت به خاندان پیغمبر، پرجوش می‌کند و بسیار خوب است. ==================== حضرت آیت الله خامنه ای
آمار سایت
افراد آنلاین : 2
<==================> تعداد نوشته ها : 553
<==================> بازدید امروز : 208
<==================> بازدید دیروز : 447
<==================> بازدید این هفته : 1898
<==================> بازدید این ماه : 8116
<==================> بازدید کل : 662417
<==================>
بایگانی

هوای…

هوای گریه                                

*********************************************************

گذری ونظری بر محرم سال ۹۷ اسمرود          

*********************************************************

ذوالفقار ستاری اسمرود                                                                      

*********************************************************

اشاره:پس از چندین سال توفیق حضور در جمع با صفای عزاداری اسمرود،امسال این مجال دست

نداد، دلم در حال وهوای اسمرود ماند وتاسوعا وعاشورایش.اما امسال نیز با گزارش دلنواز

آقای ذوالفقار ستاری،همسفر و هم قدم شما هم ولایتی های ولایتمدار اسمرود شدیم تا از

این سفر معنوی شما هم سهمی داشته باشیم.

از آقا ذوالفقار به خاطر ارسال این گزارش خوب سپاسگزارم.آقا ذوالفقار موفق به ارسال عکس

از مراسم امسال نشده واین کارِ  نیک رابه شما عزیزان سپرده است؛همه شما بزرگواران گوشی

به دستِ حاضر در مراسم امسال می توانید با ارسال عکسهای مراسم،در تکمیل این گزارش

خوب آقا ذوالفقار سهیم باشید.منتظر عکسهای خوب شما هستم.

البته فعلا برای مصور کردن گزارش مراسم،از عکسهای سالهای گذشته این ایام استفاده

کرده ام،اما عکسهای ارسالی شما از مراسم امسال،به یقین حال وهوای دیگری خواهد داشت.

******************************************************

توضیح:عکسهای گزارش تزئینی ومربوط

به مراسم سال های گذشته است.

**************************************************************

بی سروسامان توام یاحسین
دست به دامان توام یا حسین

صبح روز تاسوعای حسین است ، روزی متعلق به ابرمرد عشق وحماسه در تاریخ بشریت، عباس ابن علی-جان عالم به فدایش -
آسمان بغض گرفته، ابرهای متراکم خشم آلود، هوای گریه دارند .سوز سرمای ملایمی احساس می شود.
باز دلها میل به سوگ نشستن برای عزیز فاطمه (س) در جوار عینعلی بابا کرده است .چه آرامش وقراری بهتر از عزا بر سرور وسالار شهیدان!

هر که دل آرام دید،از دلش آرام رفت
چشم ندارد خلاص، هرکه در این دام رفت
یادتو می رفت و ماعاشق وبی دل بدیم
پرده برانداختی ،کار به اتمام رفت

حرکت می کنیم ، به آقبلاق که می رسیم، برادران ستاری به رسم پارسال، ایستگاه صلواتی برپا ساخته اند وبساط حلیم وچای آماده است. عزاداران رهگذر،اندکی توقف می کنند، پذیرایی می شوند وراه می افتند.

“خدا قبول کند”


به روستا می رسیم ،جلوی مسجدماشینهای زیادی پارک شده اند، اینجا عشق وپاکی واخلاص باریده و سکوت مطلق برهوت خاموشی روستا، جانی دوباره گرفته است. ، طبیعت راکه نگاه می کنی ،گوئی سالهاست که به خواب رفته است ،چقدر تشنه حضورصاحبانش هست ،مسجد دوباره آغوش خودرابرای زائرینش گشوده است. جای خالی مردانی از جنس صداقت خالیست .لحظاتی مرحوم مشهدی فیروز را دیدم که در حیاط مسجد آبگوشت بار گذاشته ،حاج بابا رادیدم آرام ونجیب گوشه ای نشسته ،مشهدی اصلان وکربلایی قربان ومشهدی سیف الله ومشهدی یدالله ونورمحمد ،سراج عمو وافصل عمو،مرحوم بهارعلی و…
دوباره از توهم وخیال بخود آمدم.


کسانی دیده می شوندکه اولین بار قدم به این وادی گذاشته اند -دیار عینعلی بابا ،می خواهند شنیده هایشان از این روستارا به چشم ببینند، چقدر برایشان تازگی دارد ! البته تعلق سببی دارندو شاید سالهای بعدمسافران دائمی، گرچه ناشناسند ولی آشنای فرزند زهرایند،عزیزومهمان ما.


در پایین دست حیاط مسجد، سازه ای به چشم می خورد، می گویند غسالخانه است ،به همت هیئت امنای مسجد ساخته شده و در حال تکمیل است.تعمیراتی هم درسرویسهای بهداشتی وآشپز خانه انجام داده اندکه خدا خیرشان دهد.
کمبود آب بیداد می کند، جوانان باکالن های آب به دوش ،به چشمه قایالی بولاق راهی می شوند؛ چندین کالن آب برای وضو وطهارت آماده است، نمازبرپا می شود، وپس از صرف احسان ناهار که آقایان همراهی ورضایی تدارک دیده اند ،دسته عزا داری تشکیل می شود.طشت گذاری برپا ودسته عزا به طرف محمود آباد حرکت می کند .عده ای پیاده وافرادی به قصد شرکت دادن خانمها وخانواده ها ،با ماشین عازمند .


نم نم باران جاده را خیس کرده غبار وخاک نشانده، ولطافت خاصی به دشت ودمن داده است .پیاده روی به قصد عزای حسین (ع) عجب صفایی دارد!!
به محمودآباد می رسیم با ( اهل عزادار سلام علیک ……) مهمان کریمانه آنها می شویم.
برگشتیم به روستا، پس از نماز واحسان و شام آقایان اسدیان “خدا قبول کند”دفتر ثبت نذورات گشوده شد.
باز به رسم دیرین نیاز سنجی های خوبی شده بود؛ از دیگ وکپسول گرفته تا قند ،چای ،دمپایی ،سطل ،کیسه زباله و…. هدیه کرده بودند .وچقدراین ریزه کاریها رفع نیاز می کرد .


نذورات نقدی هم به قدر وسع هرکس بی مضایقه بود.من که رسید وجه می نوشتم، به جهت تعجیل وتسبیق اهداکنندگان نذورات ،در تقریر خسته شدم “خداوند جزای خیرشان دهد”سلام وصلوات به روح تمام درگذشتگان نثار شد . به نیت آنهایی که به هر دلیل امکان حضور نداشتند ودلشان به عشق حضور در این مکان بی ریا می تپید.
باران یکریز می بارید که عزاداران پراکنده شدند .


صبح عاشورا با احسان صبحانه آقای موسی اسدیان “خداقبول کند”آغاز شد، دسته عزاداری ساعت ده ونیم تشکیل شد . طبق سنت هرساله جهت زیارت یادمان شهید صیقت واهل قبور، روانه شدیم وظهر با نماز جماعت واحسان ناهار اقای مباحعلی رحیمی مراسم به اتمام رسید. دوباره غربت وتنهایی برروستا سایه افکند .

به امید توفیق حضوردر عزاداری سالهای بعد …

*********************************************************

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

دانش آموختگان اسمرود