سخن هفته
{نجات} ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: خدایابه ماپایه ومایه ده//نجات از غم و قرص همسایه ده ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: حکیم قاسمی کرمانی ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: *پی نوشت: اگر من جای حکیم قاسمی بودم،نجات همسایه را هم از غم وقرص ازخدا می خواستم،فعلا نه دسترسی به حکیم هست ونه من شاعرم!!
آمار سایت
افراد آنلاین : 3
<==================> تعداد نوشته ها : 576
<==================> بازدید امروز : 170
<==================> بازدید دیروز : 659
<==================> بازدید این هفته : 2140
<==================> بازدید این ماه : 6496
<==================> بازدید کل : 691963
<==================>
بایگانی

…تو رفتی

…هرچه بود،گذشت                                           

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

بهاربود وتوبودی وعشق بودوامید
بهار رفت وتورفتی وهرچه بود گذشت

:: ::

…به گریه گفتمش ولی چه زود گذشت

چندی پیش کربلائی آزمون را در شهریور به

آفریدگارش سپردیم وشهریور ۲۵ سال پیش نیز با یکی از مردانِ مرد روستایمان-شادروان

مشهدی اصلان همراهی خداحافظی کرده بودیم وتا آنجائی که در یادداشتهای۳۰ ساله

روزانه من ثبت شده،شهریور گوئی فصل جدائی برای اسمرودی هاست .

۲۶ شهریور سال ۹۳ هم یکی از آن روزهای این فصل جدائی است که دفترِ زندگی بزرگمردی

دیگرازروستا رابه دست دادارلایزال سپردیم واینک در چهارمین سالگرد درگذشت پدر عزیزمان شاد روان                   

                            “حاج گلعلی سهرابی اسمرود”

ضمن گرامیداشت یاد ونام آن سفرکرده وفرزند دلاورش- شهید صیقت سهرابی،شهدای

عزیز اسمرود وهمه درگذشتگان از این روستا،صلوات وفاتحه ای نثارشان می کنیم.

هنگام تورق برخی دستنوشته های پدر،به یاد داشتی برخوردم که گویی پدر برای ارائه

در مجلس عزاداری حضرت امام حسین(ع) در مسجد اسمرود آماه کرده است.از دوران کودکی

یاد دارم که تا آمدن روضه خوان روستا ورفتن به منبر- بخصوص سالهائی که روضه خوانها

روضه سه روستارا باهم وبه نوبت،در یک شب می خواندند، مرحوم پدر تا آمدن روضه خوان

بحثهای تاریخی،دینی،تاریخ عاشورا و… را از روی کتابهای مخصوص  ویا از روی یادداشتهایش

به ترکی در مسجد برای اهالی بیان می کردند وبسیار هم مورد استقبال  قرار می گرفت.

مرحوم صفت… سوران ومرحوم موسی شکوهی یوزناب{روضه خوان های زمان} به شوخی

به پدر می گفتند :

مشهدی وجه الله بدون منبر بازار ما را بی رونق کرده است!

دستنوشته ای که تقدیم می شود،حکایت مجلس گردانی مرحوم پدر،احتمالا در دهه سال۶۱

یعنی پس از خبر شهادت شهید صیقت در اسمرود است؛با این توضیح که به احتمال زیاد، پس

از رفتن به منطقه عملیاتی جنوب- فکه،برای جستجوی پیکر شهید واجازه برگزاری مجلس

بزرگداشت شهید،نوشته شده است.

مرحوم پدر در این نوشته که تلاش کرده در قالب شعر بیان شود،کوشیده است باارتباط دادن

صحنه جنگ در محرم سال ۶۰ هجری وروزگار ۸سال دفاع مقدس،آنچه را به چشم خویش در

زمان حضور در مناطق عملیاتی جنوب دیده،شنیده ویا خوانده است،در قالب الفاظ موزون به

تصویر بکشد.

شرمنده از اینکه فرصت ،حوصله وتوان تایپ راندارم وباعث آزار چشمهای شهلای نازنین شما

می شوم.؛چون دستخط پدر هم برای روخوانی خودشان نوشته شده است،نه اسکن وکپی

پس از حدود ۳۰ سال در سایت آفتاب اسمرود، در سال ۹۷!

=================================================

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

دانش آموختگان اسمرود