سخن هفته
{نجات} ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: خدایابه ماپایه ومایه ده//نجات از غم و قرص همسایه ده ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: حکیم قاسمی کرمانی ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: *پی نوشت: اگر من جای حکیم قاسمی بودم،نجات همسایه را هم از غم وقرص ازخدا می خواستم،فعلا نه دسترسی به حکیم هست ونه من شاعرم!!
آمار سایت
افراد آنلاین : 3
<==================> تعداد نوشته ها : 561
<==================> بازدید امروز : 361
<==================> بازدید دیروز : 720
<==================> بازدید این هفته : 1654
<==================> بازدید این ماه : 6620
<==================> بازدید کل : 674515
<==================>
بایگانی

سخن…

طلبگی به روایت دکترعلی شریعتی

برخلاف امروز، که برای منبر رفتن و لباس علم

 

دین پوشیدن و مقام تبلیغ مذهب را احراز کردن، شرط

 

اصلی یا سکوت مطلق (بی ناطق بودن!) است و یا

 

صوت خوش و اگر کسی قدرت علمی آن را داشته

 

باشد که به کتب حدیث و سیره و تاریخ و اسناد

 

و منابع علمی مراجعه کند یک دانشمند محسوب

 

میشود، در گذشته، حتی نقل حدیث، احتیاج به جواز

 

رسمی از مقام ممتاز و مرجع علمی داشت و کسی

 

حق نداشت، تنها با مراجعه به کتب حدیث حتی کتب

 

معتبری چون “اصول کافی” که یکی از منابع چهارگانة

 

علمی در شیعه است، حدیثی را انتخاب نماید و

 

به صورت کتبی یا شفاهی نقل کند! زیرا، چنانکه گفتم،

 

مالک اعتبار یک حدیث در فرهنگ شیعه، اعتبار کتاب

 

یا نویسنده هایی که آن را نقل کرده نیست، بلکه سلسلة

 

روایت و اعتبار اسناد آن است.

 

از این نظر، اساتید بزرگ حوزه که خود مقام

 

رسمی علمی در علم روایت و درایت و رجال به شمار

 

می آمدند و شخصیت علمی و تحقیقی ممتازی در

 

علم الحدیث داشتند برای کسانی که مراحل درسی را

 

طی کرده و از نظر فکری و نیز اخلاقی و تقوای دینی

 

و علمی و قدرت استنباط و انتخاب و تشخیص، در

 

مکتب استاد آزمایش شده و شایستگی خود را به اثبات

 

ً رسانده بودند، رسما شهادتنامه هایی صادر میکردند و

 

در آن، مقام علمی، فضائل اخلاقی وی را یاد می نمودند

 

و مراتب اعتماد و اطمینان خود را نسبت به وی

 

گواهی می دادند و با ذکر سلسلة روایتی که خود بدان

 

پیوسته اند و معرفی آخرین حلقة این سلسله‌ـ که از او

 

جواز نقل حدیث گرفته اند و نیز معرفی خود به عنوان

 

ً کسی که به عنوان محدثی که رسما حق روایت دارند‌ـ

 

و اعالم کسانی که از آنان روایت میکنند، به  تلمیذ

 

خود،جواز، نقل حدیث میدادند و وی‌ـ که بدینگونه

 

دیپلم می گرفت‌ـ حق رسمی نقل حدیث به دست

 

می آورد و با تکیه بر آن، به عنوان محدث، در محیط

 

علمی و جامعة اسلامی، صاحب عنوان علمی می شد

 

و می توانست منبررود و تبلیغ کند و به نام اسلام، به

 

هدایت فکری و مذهبی مردم بپردازد.

 

آنچه در اینجا باید گفته شود، اول، علیرغم آزادی

 

خارق العاده ای که در نظام آموزشی اسلامی وجود

 

دارد، چنانکه می بینیم، ضوابط علمی و تحصیلی بسیار

 

ً دقیق و مدارک علمی کاملا رسمی و معینی در کار

 

ً است.ثانیا، چنان که از بررسی نظامهای آموزشی در

 

تاریخ تمدنها و فرهنگهای قدیم بر می آید، فرهنگ

 

اسلامی برای نخستین بار، به وضع چنین ضوابط

 

رسمی و گواهینامه های تحصیلی پرداخته است و

 

شباهت اصطالحات فنی آموزشی در نظام تعلیم و

 

تربیت اروپایی و نظام تعلیم و تربیت اسلامی حکایت

 

از آن دارد که این اصطلاحات از فرهنگ آموزش

 

اسلامی ترجمه شده است و تأثیر همه جانبة فرهنگ

 

و علوم و تمدن اسلامی، به ویژه پس از جنگهای صلیبی

 

و آغاز رنسانس و عصر جدید در اروپا این نظر را

 

تأیید میکند.چنانکه در نظام تعلیمات مدارس اسلامی،

 

رسم بر این بود که، پس از طی دوران تحصیل و دیدن

 

دورة درس، استاد “شهادت” میداد که شاگرد وی این

 

دوره را گذرانده است و این همان است که امروز در

 

اصطلاح اروپایی (Cartifica )می نامند و شگفتا که

 

ما امروز، دوباره همین اصطلاح را به فارسی ترجمه

 

کرده ایم و گواهینامه می گوییم!

 

و نیز “دوره”را که به مجموعة درسهای یک

 

موضوع اطلاق می شود، در فرانسه (Cours )و در

 

انگلیسی (Course )ترجمه کرده اند و اصطلاح

 

“درجة علمی” را (Classe ،)و اصطلاح”جواز” را،

 

(Licence )و مجتهد را(Docteur،)می خوانند.

————————————————-

منبع:روزنامه اطلاعات

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

دانش آموختگان اسمرود