شبکههای خشم و توقع
==================================================
✍️ظریفی میگفت در این چند سال کارهای مهمی انجام دادهام؛ مثلاً سه سال پیش بیامو نخریدم، پارسال بنز آخرین سیستم، امسال هم نتوانستم به جزایر قناری سفر کنم. اصولا ما هر سال با خانواده قرار میگذاریم که به یک جای دنیا سر نزنیم. اما شاید اگر همین فرد ماجرای سهبرابر شدن عوارض خروج از کشور را میشنید، در شبکههای اجتماعی شروع میکرد به اعتراض. از جمعیت حدود ۸۰ میلیونی ایران، پارسال تنها ۹ میلیون نفر از کشور خارج شدند. یعنی چیزی حدود ۸۹ درصد مردم جایی نرفتهاند. بنابراین روی کاغذ فقط باید برای همان ۱۱ درصد مهم باشد که عوارض خروج سه برابر شده ولی چرا ندای اعتراض این گونه در شبکههای اجتماعی به جیغ بنفش تبدیل شد و همه دارند درباره آن اظهار نگرانی میکنند؟
✍️شاید یکی از مهمترین دلایل این امر تسری برخی نارضایتیها از میدان واقعیت به عرصه مجازی و بازگشت آن به میدان واقعیت به شکل «نارضایتی حقیقی- مجازی » باشد؛ یعنی در واقع نارضایتیهای واقعی ما از وضع زندگیمان در شبکههای ارتباطی امروز (به ویژه رسانههای اجتماعی) تبدیل به نارضایتیهایی مجازی میشود و این نارضایتی مجازی دوباره به میدان واقعیت جامعه بازمیگردد و لباس حقیقی به خود میپوشد.
✍️در عصر سلطه تلویزیون شاید نگاه «ژان بودریار » در زمینه «وانموده »ها اغراقآمیز به نظر میرسید، ولی امروز در فضای مجازی بیش از همیشه شاهد تقلید بازنماییها از هم و جایگزینی آن با واقعیت هستیم. مثلاً قهرمانهایی ساختهایم در فیلمها و کارتونها که پس از چندی خودمان مقهور تسلط آنها شدهایم. همه دوست داریم شبیه عروسکهای باربی لاغر و خوش صورت باشیم. در حالی که خود باربی به قول بودریار یک نشانه خیالی است و ریشه در واقعیت بیرونی ندارد اما چنان با آن مواجه میشویم که گویی واقعیت و الگوی انسان همین عروسک است.
✍️بدویترین واکنش به این ماجرا این است که شبکهها را ببندیم و آن را سرچشمه درد بدانیم و شعارهای ریاکارانه بازگشت به اصالت فطری بشر بدهیم. اما راه حل کاستن از این فشارها بستن شبکهها نیست. چرا که علت را فقط نمیتوان در مولفههای جبرگرایانه تکنولوژیک دید. یکی از مولفههای مهم این شبکهها «جریان قدرت » در آن است. در این زمینه جامعهشناس سرشناس اسپانیایی «مانوئل کاستلز » طی چند دهه اخیر نظریهپردازیهای مشهوری انجام داده است. به قول کاستلز قدرت در جامعه شبکهای به دست کسانی میافتد که ظرفیتهای ارتباطی میان شبکهها و گروههای درون شبکه را کنترل میکنند
✍️بدون فکر کردن به اینکه آیا این توقع یا خواسته، برخاسته از نیاز واقعی ما هست یا نه، ما تنها در این فضا شاهد اغراق در توقعات فزایندهایم. توقعاتی که به این شکل لجامگسیخته میتواند به عرصه واقعی راه پیدا کند و جنبشهایی ناگهانی را پدید بیاورد. اشتباهترین واکنش بیتوجهی به این توقعات و جریان سازنده جنبش است. باید با آن تعامل و طی این تعامل تا حدی عطش توقعات را فهمید و ارضا کرد. در غیر این صورت شبکههای دامنزننده به توقعات تبدیل به شبکههای خشم و نومیدی میشوند.
==================================================
علی شاکری