سخن هفته
تفاوت...! <:::::::::::::::::::::::::> مردمی که می خواهند کشورشان یک شبه و در عهد یک پادشاه یا یک رئیس جمهور به بهشتی توسعه یافته تبدیل شود، نه هرگز توسعه خواهند یافت و نه زمینه های رفتن به بهشت را آماده می کنند. مردم انگلستان در طول هزار سال پادشاهی کشورشان، تنها یک شاه را کشته اند، آن هم با محاکمه رسمی و علنی و با امضای نمایندگان پارلمان. و ما در طول سیصد سال گذشته هر ۲۵ سال یک بار، یک شاه را کشته ایم یا فراری داده ایم ،یا دق مرگ کرده ایم یا تبعید،راستی تفاوت در شاهان ما بوده است یا در مردمان ما؟! <:::::::::::::::::::::::::> نقل قول از نویسنده است که متاسفانه نامش را ثبت نکرده ام.
آمار سایت
افراد آنلاین : 5
<==================> تعداد نوشته ها : 439
<==================> بازدید امروز : 413
<==================> بازدید دیروز : 560
<==================> بازدید این هفته : 413
<==================> بازدید این ماه : 7073
<==================> بازدید کل : 548760
<==================>
بایگانی

استاندار…

استاندارِ سبکبار!

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

ذوالفقار ستاری اسمرود                                                        

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

از درسهایی که موقع تدریسم در دبیرستان، خودم بیشتر از دانش آموزان لذت می بردم، نمایشنامه ای ادبی بود که مراسم استقبال از سلمان فارسی برای استانداری  در شهر مداین راتصویر سازی کرده بود.

عمربن خطاب پس از فتح ایران، سلمان را برای استانداری مداین انتخاب می کند

مردم مداین که عمری چهره شهر را در استیلای شاهان ساسانی، شهری خشن وبی روح دیده اند، وبر چنین بساطی عادت کرده اند، وقتی می شنوند استانداری از مدینه براین شهر انتخاب شده وقرار است به زودی وارد شهر شود. روز موعود، همه مردم،  زن ومرد،بر کوی وبام جمع می شوند، خود را برای استقبال از استاندار جدید آماده می کنند. همه لباس نو به تن کرده اند وجشن مفصلی بر پا ساخته اند، افسران وسربازان  به صف منظم، در دو سوی میدان شهر با آرایش نظامی ایستاده اند. گروه موسیقی مارش نظامی می نوازد .

دیده بان شهر از بالای تلی، عبور هر جنبنده ای را خبر می دهد ومنتظر ورود استانداربا هیئت همراه هست که هرچه سریعتر به گروه استقبال گزارش کند .

نگاه تیزبین خود را به افق دور ست بیابان دوخته، ولی هر چه دقیقتر تیز بینی میکند، نه تنها هیاتی با دبدبه وکوکبه خاص حکومتی نمی بیند، بلکه حتی سراب بیابان هم خودراازچشم او،دریغ می کند .

مردم منتظرلحظه به لحظه توسط پیکی  از او ،مشاهدات خود را می پرسند.واو هردفعه می گویدخبری نیست .

بالاخره سیاهیی در سینه بیابان نمودار می شود،جنبده ای پدیدار می شود، نزدیکتر می رسد ،مسافری خر سوار است، دیده بان اهمیتی به او نمی دهد. مسافر، پیر مرد  ژنده پوشی است، خودرا به جمع مردم منتظر می رساند. یکی

می پرسد؛

پیرمرد ؛کجا می روی  ؟دیگری می پرسد از کجا می آیی ؟چگونه تنها وبی یاوراین بیاببان را پیمودی؟ یکی می پرسد تشنگی را چگونه طاقت آوردی ؟

وآن دیگری

در بیابان گروهی اسب سوار ،با لباس باشکوه حکومتی ندیدی که شخص بزرگی را به اینجا مشایعت کنند؟!

-پیرمرد اسمت چیست ایل ونژادت کدامست؟

پیرمرد، هاج و واج به این هیبت وعظمت نظاره می کند، ودرنهایت با چند کلمه، خلاصه وار جواب می دهد:

از مدینه می آیم وعازم مداین هستم. بنده ای هستم از بندگان خدا، قرار است استاندار مداین باشم،  از طرف خلیفه مسلمین عمر ،مامورم که در خدمت مردم مداین باشم .

یکی  می گوید مداین این جاست ؛چگونه بی همراه وبی توشه به اینجا رسیدی ؟

پیر مرد می گوید: برای سفر به خدمت بندگان خدا سبکبار باید رفت.

افسرتشریفات می گوید: پیرمرد،برو کنار،  ما حوصله مطایبه وهزل نداریم، باید آیین استقبال ازسلمان_ استاندار را تمرین کنیم.

ودر نهایت کسی از میان جمع فریاد می زند: آری راست می گوید، او سلمان است  .

دراین لحظه افسر موسیقی دستور اجرای مارش نظامی می دهد. مردان وزنان گل می پاشند. نقل ونبات در فضا معلق

می سازند.

وسلمان می گوید: چرا خودرا برای بنده ای از بندگان خدا دربند کرده اید ؟!بندگی مخصوص پرودگار یکتا ست که در قدرت و عظمت بی بدیل است، ولاغیر …وهمچنان نوای مارش برفضا حاکم است….

One Response to استاندار…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

دانش آموختگان اسمرود