سخن هفته

نابینا!
===
-وقتی بچه بودم،خدا را دیدم،
فرشتگان را دیدم،

رازهای جهان های لاهوتی وناسوتی را پیش چشم تما شا کردم،
تصورم این بود که،
همه آدمیان چنین می بینند،
سر انجام پی بردم
که آنها نابینایند...
شمس تبریزی
===
منبع:چهل قانون ملت عشق/الیف شافاک/ ترجمه زهره قلی پور

آمار سایت
افراد آنلاین : 2
<==================> تعداد نوشته ها : 1336
<==================> بازدید امروز : 113
<==================> بازدید دیروز : 179
<==================> بازدید این هفته : 113
<==================> بازدید این ماه : 292
<==================> بازدید کل : 2006265
<==================>
بایگانی

شکسپیر…

 

شکسپیرو چارلی چاپلین

از نگاه آیت الله خامنه ای

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::>

ویلیام شکسپیر؛به قدر سعدی…

 

…………………………………………………………………………………………….

ویلیام شکسپیر را شاید جز آن معدود ادبای غربی دانست که در نگاه رهبر انقلاب جایگاه ویژه‌ای پیدا کرد. درام‌نویس انگلیسی بارها موضوع گفتارهای رهبر انقلاب بوده و شاید از این حیث رکوردار است.

 

به گزارش تسنیم، رسانه انقلاب به عنوان یک سایت در جهت توسعه فرهنگی جمهوری اسلامی ایران اخیراً اقدام به انتشار اینفوگرافی با موضوع جایگاه ویلیام شکسپیر در بیانات رهبری کرده است. این در حالی است که مرد مرموز انگلیسی در ایران همواره به عنوان قله فتح‌ناشدنی عرصه درام شناخته می‌شود.

 

به همان درجه که سعدی، حافظ و فردوسی مظهر تفکر و زبان ادبیات ایران اسلامی هستند و گفته‌های آنان زبانزد خاص و عام است، شکسپیر هم در تمدن انگلستان مقامی بسیار ارجمند دارد. حضرت آیت الله خامنه‌ای، رهبر انقلاب اسلامی در رابطه با این نمایشنامه‌نویس شهیر مسائل مختلفی را مطرح کرده‌اند و در خلال بیاناتشان به اندازه فرصت و ظرفیت حاضران تحلیل‌هایی کوتاه نیز ارائه داده‌اند که به شکل گرافیک اطلاع‌رسان توسط پایگاه تحلیلی رسانه و هنر انقلاب برای نخستین بار منتشر می‌شود.

 

در این اینفوگرافی به نقل از رهبر انقلاب آمده است:

«نوشته شکسپیر هم، برای آدمی که اهل ادبیات است، به قدر نوشته «سعدی» احترام و لذّت ایجاد می‌کند. بنده خودم شاید اکثر نوشته‌های شکسپیر را خوانده‌ام و احساس التذاذ و تعظیم و تکریم کرده‌ام.»

 

«یعنی اگر ما نویسنده زبردستی داشتیم، می‌توانست رمانی مثل رمان‌های تاریخی – مثل همین نمایشنامه‌های شکسپیری- بر اساس آن بنویسد. نمایشنامه‌های شکسپیر، داستان‌هایی تاریخی است که او آنها را به این شکل زیبا درآورده و غالباً هم از دیدگاه خود آنها، «ارزشی» است.»

«شما به نمایشنامه‌های معروف شکسپیر انگلیسی نگاه کنید، ببینید با چه نفسی و با چه زبانی و با چه دیدی در این نمایشنامه‌ها و سایر ادبیّات غربی به زن نگاه می‌شود! مرد در ادبیات غربی، سرور و ارباب زن و اختیاردار اوست، که بعضی از نمونه‌های این فرهنگ و آثار آن، امروز هم باقی است.»

 

«نمایشنامه‌های شکسپیر، همین «تاجر ونیزی» یا آن یکی «اتللو»، همه‌اش آثار ارزشی است؛ منتها ارزش غربی. مثلاً «رام کردن زن سرکش»، یکی از همان نمایشنامه‌های ارزشی است. در این نمایشنامه، از دیدگاه شکسپیر، همه‌ ارزش و اهمیت زن به این است که مطیع و برده مرد باشد. خانم‌ها خوب است تعدادی از نمایشنامه‌های شکسپیر را اگر نخوانده‌اند، بخوانند تا ببینند که زن در چشم غربی‌ها چیست!؟»

 

«از دیدگاه آنها، مرد سرور زن است! در همین نمایشنامه‌ اتللو، اتللو کیست؟ اتللو یک سیاهپوست بی‌اصل و نسب است و طرف مقابلش یک خانم اشرافی است به نام دزدمونا. زن، خانمی اشرافی و زیبا و مرد، یک سیاه گردن‌کلفت که در جنگ مهارت به خرج می‌دهد و سرباز خوبی است. به مجردی که اتللوی سیاهپوست، شوهر دزدمونای اشرافی می‌شود، دیگر زن باید به او بگوید «سرور من». بعد هم مرد، این‌قدر حق دارد که زن را به دست خودش خفه کند؛ برای اینکه سوءظنی به او پیدا کرده است. توجه می‌کنید؟ حالا اینها را مقایسه کنید با اسلام. در اسلام این مسائل و این خبرها نیست. بله؛ در اسلام هم ازدواج یک دختر اشرافی زیبای با اصل و نسب را با یک پسر زشت بی‌اصل و نسب که همان داستان معروف «جویبر» است، داریم؛ اما این دختر، وقتی که به همسری جویبر در می‌آید، شوهر «سرور او» نمی‌شود. در «اتللو» به مجردی که زن اشرافی به همسری سیاهپوست در می‌آید، مرد «سرور» زن محسوب می‌شود. این نگرش به زن را ملاحظه کنید! در آن دیدگاه، زن، همه ارزشش به این است که مرید و برده و مخلص ومطیع دربست شوهر باشد. اینها نشان دهنده نگرش غربی‌ها نسبت به زن است و چقدر هم نگرش بدی است!»

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

ارادت قلبی به چارلی چاپلین

 

……………………………………………………………………………………………..

آیت الله خامنه ای در دیدار هنرمندان و سینماگران {۷۳/۱۱/۰۳ }گفتند:  اگر من از «چارلی چاپلین» اسم بردم، به این دلیل است که چند اثر معروف او را آوردند و ما دیدیم. من قلباً به این مرد ارادت پیدا کردم. دیدم حقیقتاً کار عظیمی که این مرد کرده، مگر در قالبی به جز قالب هنر ممکن بود؟  با کدام زبانی می‌شود مضمونی را که در «عصر جدید» یا «دیکتاتور بزرگ» است، بیان کرد؟ او با این بیان، هم خودش فیلمها را کارگردانی کرده، هم در آنها به ایفای نقش پرداخته و هم نویسنده‌ی فیلمنامه بوده است. واقعاً در اوج است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>