سخن هفته
{دانا ترین!} ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ من از همه معاصرانم داناترم زیرا تنها خود می دانم که چیزی نمی دانم! ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ بایزید بسطامی ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ تا بدانجا رسید دانش من که بدانم همی که نادانم ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
آمار سایت
افراد آنلاین : 3
<==================> تعداد نوشته ها : 577
<==================> بازدید امروز : 280
<==================> بازدید دیروز : 442
<==================> بازدید این هفته : 2692
<==================> بازدید این ماه : 7048
<==================> بازدید کل : 692515
<==================>
بایگانی

… وقتی سبد خا نوار ما هر روز سبکتر می شود!!

وقتی با خانواده در پیکان قراضه‌ای در مرکز شهر نشستیم و در ترافیک سنگین شهر از هر دری، سخنی به میان آمد، نوبت هزینه‌های سنگین زندگی در تهران رسید. من ضمن تایید صحبت‌های راننده، به این نکته هم اشاره کردم که متاسفانه ، ملت ما اندکی هم تجمل‌گرا شده و با اراده خود گاهی زندگی را برخود سخت می‌کند، راننده زود برآشفت و گفت: آقا صدایت از جای گرم بلند می‌شود، ۹۰ درصد مردم ما الان زیر خط فقر زندگی می‌کنند! گفتم: ۹۰ درصد آمار غیرقابل قبول است! از ترافیک سنگین شهر استفاده کرد و از کیف دستی اش فیش حقوقی‌اش را بیرون آورد و گفت: معلم هستم، لیسانس دارم و ۱۵ سال سابقة کار . با دو بچة مقطع راهنمایی و دبیرستان و حقوق حدود ۶۰۰ هزار تومان، جنوب شهر در خانة اجاره‌‌ای ۵۰متری زندگی می‌کنم و ماهی ۴۰۰ هزار تومان هم اجارة خانه می‌دهم و این وضعیت ماشین من است و ناچارم تا ۹ شب هم مسافرکشی کنم تا حداقل نیاز خانواده ۴ نفره را مهیا کنم، زیادند مثل من و مشت نمونه خروار است!<!–more–>

آقای بهمنی ـ کارمند ۱۰ سال سابقه را سال‌هاست ندیده‌ بودم، او هم درحوزه فرهنگی فعالیت دارد و ۲ فرزند ۹ و ۱۸ ساله و حاشیة تهران با قسط ماهانه ۱۲۰ هزار تومان ، صاحب خانة ۳۵ متری شده و از وضعیت گرانی و هزینه‌های بالای زندگی می‌نالد و می‌گوید: شرمنده خانواده‌ام هستم و بالاخره راه چاره را در این دیدم که با استفاده از مزایای انتقال، شهرستان دیگری را برای زندگی انتخاب کنم.

پیرمرد بازنشسته با ۳۰ سال سابقه در صف خرید میدان میوه و تره‌بار شهرداری، وقتی قیمت ۴ قلم میوه و یک هندوانه متوسط را حدود ۲۵ هزار تومان می‌شنود، برآشفته می‌شود و می‌گوید: سبد خانوار من هر روز ماشاءا … سبکتر از روز قبل می‌شود، چون با قیمت‌های موجود، هر روز مجبورم وزن خریدهایم را سبکترکنم!

با صحبت او، دردودل همه باز می‌شود، یکی از افزایش قیمت نان می‌گوید و مرد میانسالی از این افزایش حمایت می‌کند و دیگران چنان بر او می‌تازند که گویی خطای نابخشودنی مرتکب شده است، من هم به حمایت از او، برای ضایعات بیشتر نان در کشور وارد بحث می‌شوم و هر دو متهم به حمایت از گرانی و گرانفروشی!

همسایه‌مان می‌گوید: سال‌هاست هنگام خرید،بندرت قیمت تک تک اجناس را از مغازه دار می‌پرسم، اما اخیراً و با توجه به شرایط موجود و شاید تهدید خانمم، به مغازه‌دار می‌گویم قیمت تک تک اجناس را بلند بگو تا بتوانم مقایسه قیمت دیروز و امروز با فردا را داشته باشم ! مغازه‌دار می‌گوید: به نظرم همان روش قبلی بهتر است و حسنش این است که فشار خونت هر روز بالا نمی‌رود!

وقتی کارشناس برق و الکترونیک با ۸ سال سابقة کار و فارغ‌التحصیل از دانشگاه معتبر می‌گوید: با وضعیت گرانی‌های اخیر، از عهدة مخارج زندگی تنها فرزندم بر نمی‌‌آیم، فرزند بیشتر پیشکش، باید دولتمردان ما معنی و مفهوم این نگرش‌های نگران کننده را دریابند!

آقای نیک منش ـ همسایة کارمند ما می‌گوید: نمی‌توانم برای فردای خانواده‌ام برنامه‌ریزی داشته باشم که با حقوق کارمند‌ی‌ام، از عهده‌ی خرج و برج زندگی برآیم. دولت‌ ماه‌هاست به قیمت لبنیات و مرغ گیرداده که قیمت‌ها را پایین می‌آورد و بالا می‌برد و به قیمت اسفند بر می‌گرداند و آخر کار هم اتفاق خاصی در عمل نمی‌افتد، غافل از این که گرانی‌ فقط منحصر به مرغ و شیر نیست، قیمت همه چیز زنجیروار به هم وصل است و همه چیز هم وصل به دلار و شاید هم به استکبار جهانی!

اجاره خانه مستاجران ، بالا و پایین شدن قیمت سکه و دلار، پی‌گیری نشست‌های۱+۵ ، بحران سوریه، انتخابات مصر، خیزش‌های جهان اسلام، سفر پوتین به اسرائیل، بحران اروپا و … در کنار دغدغه‌های روزمره زندگی ایرانی‌ها، گوئی به حلقة ناگسستنی زندگیمان تبدیل شده و سکون و آرامش زندگی‌مان را به پیچیده‌ترین امور سیاسی پیوند زده و دل‌نگرانی‌هایمان را دو چندان کرده است!

من شاید بارها در همین صفحه از عدم پای‌بندی‌ما ایرانی‌ها به رعایت الگوی مصرف درخیلی از امور زندگی داد سخن داده‌ام و همچنان بر این عقیده هستم که خیلی از ماها متاسفانه در مصرف بهینه نعمت‌های خدادادی، آنچنان که شایستة یک فرد مسلمان است، رعایت اصول صحیح مصرف را نمی‌کنیم. اما در کنار این عقیده، باید بگویم: گرانی‌های افسار گسیخته جامعه، رفته رفته تاروپود و زندگی خانواده‌های ایرانی را از هم می‌گسلد و نگرانی‌های ناشی از این لجام گسیختگی خلق و خوی شهروندان ایرانی را هم تحت تاثیر قرار می‌دهد و اگر مسئولان امور با قبول زحمت، در هفته چند ساعتی را در میان تودة متوسط و اصطلاحاً اقشار آسیب‌پذیر جامعه ، سپری کنند، آثار زیانبار روحی و روانی ناشی از فشار گرانی بر گرده مردم را به خوبی حس خواهند کرد.

در جامعه‌ای که کارمند و کارگر حقوق‌بگیر جامعه نتوانند برای یک ماه از سال برای هزینه‌های زندگی خود برنامه‌ریزی داشته باشند، یقیناً برای فصل و سال زندگی و کار خود نیز نخواهند توانست برنامه‌ریزی بکنند و دغدغه‌های زندگی این چنینی، فرصتی برای بروز و ظهور توانائی‌ها و خلاقیت‌های افراد درجامعه نخواهد گذاشت و به ناچار خمودی، خموشی، روزمرگی، بی‌انگیزگی و … مسیر توسعه و تعالی و پیشرفت را به مسیر دیگری رهنمون خواهد ساخت.

ممکن است یک روز صحبت از گرانی گوشت باشد و مرغ و روزی دیگر برنج و روغن و شیر و فردا یک کالای دیگر، اما به هوش باشیم اگر این بیماری واگیربا تدبیر و درایت درمان نشود، پس‌ لرزه‌های اقتصادی ، فرهنگی ، روحی و روانی گرانی، ارکان مستحکم خانواده‌های صبور ایرانی را هم متزلزل خواهد ساخت.

گرانی هر روز حلقه‌اش را برگردة اقشار آسیب‌پذیر جامعه تنگتر می‌کند، هرچند دولت، بانک مرکزی، وزارت صنعت و تجارت و … با استناد و به گزینه‌های علمی و اقتصادی ، آمار بدهند که آسوده بخوابید، شهر در امن و امان است!

به هوش باشیم و نگذاریم دل نگرانی‌ها و دغدغه‌های ناشی از گرانی ،قشر متوسط و حقوق‌بگیر جامعه را که به قول امام خمینی (ره) ولی نعمت جامعة ما هستند و دلبستگی خود را در بحرانی‌ترین شرایط انقلاب و جنگ تحمیلی به نظام و انقلاب نشان داده‌اند، در گرداب خود، پیچ‌ و تاب دهد. به هوش باشیم و با تدبیر، چاره‌ای بیندیشیم!

**سخن سردبیر_ جوانان امروز_شماره مرداد۹۱

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

دانش آموختگان اسمرود