یادی ازیک نیک مرد
==========================================>
محمد حسین اسدی اسمرود
==========================================>
درسال.. ۱۳۵۲٫من بودم شهیدصیغت
سهرابی وسلمان . سهرابی.. روبروب
روستا.. سمت چولایونجالیق. سمت باغ
ملاعمو هرکدام دویاسه تاگاوداشتیم بنده کمترین گاوداشتم مشغول چرای
ان گاوهای بی زبان بودیم خلاصه پدر
شهیدنجف الهیاری اول موه شیلش در
دراوردن وتراشیدن سنگهای معدنی
برای ساخت مسجدصاحب. الزمان اسمرود باپوک اهنی محکم میزنه صدایش راما سه نفربافاصله میشنویم
وبحث میکنیم الممدخدابیامورزبیشترین
سنگ مسجدراهم اززمین درمیاورد وهم حمل میکرد. وهم بتنهایی کول میکرد و
می اورد. جلوی مسجدمیتراشیدبصورت
مالون درمیاوردمیداد. استاعباس که معماربودوساخت مسجدکلابه عهده استا
عباس بودهردستوری میدادخدای اهالی
تابع دستورایشان درموردساختن. مسجد
خدای همه وهمه همگاری لازم راانجام
وطبقه میگردند. هرکسی یه نوعی.کمک
میکردیکی درخت نذری میدادوان یکی
میرفت ان درختی رامی اورد.خلاصه
بیشترین سنگ مسجدتوسط.خدابیامورز
الممدالهیاری پدرشهیدنجف الهیاری
برای مسجد.اورده.وتراشیده.شده هیچ
وقت اسمی ازایشان ونامی ازایشان
برده نشده خداوندغریق رحمت کندهر
کسی ابن متنی راخوندیک فاتحه برایش
بخواند… جمعه است ثواب داره رحم الله
وانهای که براب ساخت مسجداسمرود
نقشی داشتند اگرزنده اندعمرطولانی
وباعزت.واگراین دنیانیستندخداوندشان
غریق رحمت کنه امین.. ۱۲::۱۲::۹۵
==========================================>
سلام آقا محمد حسین
ماشاء الله پیشرفت خوبی کرده ای در نوشتن. اگر بیشتر هم دقت بکنی،
چندین بار نوشته ات را قبل از ارسال، بخوانی واصلاح کنی،هر روز بهتر از
دیروز خواهی شد.حتما این کار را انجام بده ونتیجه اش را ببین.
==========================================>
با سلام خدمت دوستان هم ولایتی مخصوصا آقا محمد حسین ازاینکه مارو به یاد یکی از زحمت کش ترین افراد یعنی علی محمد الهیاری مرحوم شوهر خاله مرحوممان انداختید بسیار سپاسگزارم خداوند رفته گان شما رو هم بیامرزد ارادتمند سیروس قلیزاده اسمرود