سخن هفته
تفاوت...! <:::::::::::::::::::::::::> مردمی که می خواهند کشورشان یک شبه و در عهد یک پادشاه یا یک رئیس جمهور به بهشتی توسعه یافته تبدیل شود، نه هرگز توسعه خواهند یافت و نه زمینه های رفتن به بهشت را آماده می کنند. مردم انگلستان در طول هزار سال پادشاهی کشورشان، تنها یک شاه را کشته اند، آن هم با محاکمه رسمی و علنی و با امضای نمایندگان پارلمان. و ما در طول سیصد سال گذشته هر ۲۵ سال یک بار، یک شاه را کشته ایم یا فراری داده ایم ،یا دق مرگ کرده ایم یا تبعید،راستی تفاوت در شاهان ما بوده است یا در مردمان ما؟! <:::::::::::::::::::::::::> نقل قول از نویسنده است که متاسفانه نامش را ثبت نکرده ام.
آمار سایت
افراد آنلاین : 2
<==================> تعداد نوشته ها : 443
<==================> بازدید امروز : 616
<==================> بازدید دیروز : 817
<==================> بازدید این هفته : 2298
<==================> بازدید این ماه : 8958
<==================> بازدید کل : 550645
<==================>
بایگانی

عکس ومکث/۱۲

عکس::::::::::::::::::::::و:::::::::::::::::::::::مکث/۱۲

==========================================>

عکسِ زیر خاکیِ طلائی

سلام

ردیف جلو،از راست:

آقارسول انام پور،محمد ولی سهرابی،؟،یکی از فرزندان خدا بیامرز،مشهدی

سراج ستاری؛شاید برادر دکتر صفی الله ستاری باشد.

ردیف پشتی،از چپ:

آقای کاووس کارگر قدیم،مهدی کوثری جدید،دومی؟،سومی فخر الدین محمدی

برادرِ نور الدین محمدی است،نفر چهارم یوسف اسدی؛نه،این صمد ستاری است،

احتمالا وصد درصد!،پنجمی کوچک طاهری است، نفر ششم وهفتم؟

==========================================>

محمد حسین اسدی اسمرود

==========================================>

سلام آقای اسدی

با چه زحمتی عکسها را تفکیک وشناسائی کرده ای؛ممنون،اما:

-چهار نفر همچنان بلا تکلیف ماندند

-نفر چهارم،از ردیف دوم را چون با صد درصد یقین،آقای صمد ستاری تشخیص

داده ای،شک مرا هم به یقین تبدیل کرده ای!

-از اینکه گفته ای:

“واقعا این عکسِ زیرخاکی،از طلا هم با ارزشتره” نشان از حس زیبا ئی شناسی

و تعلق خاطر شما به زادگاه و گذشته وارزش گذاری به زبان گویای عکس است

که این حس، ستودنی است.

-حالا که عکس و سلیقه من به دل شما وبرخی دیگر از هم ولا یتی های خوش

ذوق وخوش فکر اسمرود نشسته است، این دفعه شما باید به من جایزه بدهید

آن هم”…هزار وسیصد آفرین”

==========================================>

سلام

ردیف جلویی، از سمت راست :

آقایان: رسول انام پور/ محمد ولی سهرابی/ ؟/ صفی اله ستاری

ردیف پشتی،از سمت راست:

آقایان:حیدر رضایی/ بهروز قلی زاده /کوچک طاهری/ عبد الحسن همراهی

فخرالدین محمدی /غلام عباس همراهی /کاووس کارگر که خیلی دقیق به

عمق دعا رفته اند.

آفرین وهزاران درود بر این نسل پاک ومتاثر از انقلاب وبر تربیت کنندگان  و

هدایت کنندگان آنها. واقعا صفا واخلاص از چهره همگی جاری است.

==========================================>

ذوالفقار ستاری اسمرود

==========================================>

سلام

تشخیصت عالی است.ردیف جلو همان حدس آقای رحیمی درست است

چون غایب از نظر راهم درست حدس زده اند!

در ردیف دوم،پیشرفت شما نسبت به آقای رحیمی خیلی خوب بود.۴نفر را

خوب شناسائی کرده ای؛با این توضیح که حیدر رضائی وبهروز قلی زاده در

عکس نیستند؛خود حدیث مفصل خوان از این مجمل!

==========================================>

سلام

راستش اون موقع نه تنها  قطار نبود ،بلکه حسرت دیدن مینی بوس هم در دلمان نقش بسته بود، ولی دوچرخه هایی می ساختیم از جنس تخته پیرامونی الک (جهت الک کردن آرد وغربال گندم) سه یا چهار عدد از این تخته ها را توسط ریسمان به هم وصل

می کردیم تا شبیه دوچرخه یا شبه قطار شود و اینگونه بازی کودکانه انجام می دادیم.

================================================

داوود رحیمی

================================================

سلام

ما باقطار ذهنی زمانمان،حتی از شلش تا جوکور زمی،پرواز هم می کردیم

کاش شما هم با آن وسیله ای که به زحمت هم می ساختید، همین کار را می کردید ولذتش را می بردید!

اگر در همان مسیر ترسیم شده،بچه های آن دور وزمانه را حتی سوار همان تخته هم کرده بودی،اسامی خیلی از کودکان حاضر در ردیف دوم مشخص شده بود.

فعلا همان شناسائی شده ها را از شما قبول می کنیم.

…و پاسخهای شما

آقای مهندس داوود رحیمی در شناسائی افراد عکس نوشته اند::

سلام

ردیف اول از سمت چپ: آقایان : صفی اله ستاری/  علاءالدین محمدی / محمد ولی سهرابی/  رسول انامپور

ردیف دوم از سمت چپ: آقایان کاووس کارگر / دومی؟/سومی حیدر رضایی / چهارمی بهروز قلیزاده /

پنجمی جبرئیل سهرابی/  ششمی اسماعیل سهرابی / هفتمی سهراب سهرابی

سلام آقای رحیمی

-سوا کردنی،هزینه اش بالاست!

-درشت هارا سوا کرده ای ودرست تشخیص داده ای

-ردیف دوم که کودکان دیروز ومردانِ مرد امروز اسمرود هستند را

نشناخته ای-جز یک نفر

-ازمسجد که خارج شدی،از جلوی خانه آقای طاهری ادامه مسیر بده واز

جلوی خانه قدیمی آقایان مهری، راه را به سمت شمال برو، و وارد کوچه

ودالان قدیمی ورودی خانه خودتان که شدی، در مسیر،کودکان همان مسیر را

سوار قطار پر شتاب زمان کن تابه نتیجه برسی، والا، هزینه سواکردنی،از

این هم بیشتر خواهدشد!

-در مسیر ، به آشاقی اویلر هم سربزنی،بد نیست؛یک نفر را هم از آنجا سوار

قطار زمان کن!

-از مادر هم کمک بگیر

-راهنمائی از این بیشتر؟!

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::>

<:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::>

 

<:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::>

3 Responses to عکس ومکث/۱۲

  • داوود رحیمی اسمرود says:

    سلام
    راستش اون موقع نه تنها اینکه قطار نبود بلکه ماحسرت دیدن مینی بوس هم در دلمان نقش بسته بود ولی دوچرخه هایی میساختیم از جنس تخته پیرامونی الک (جهت الک کردن ارد وغریال گندم) سه یا چهار عدد از این تخته ها را توسط ریسمان به هم وصل میکردیم تا شبیه دوچرخه یا شبه قطار شود و اینگونه بازی کودکانه انجام میدادیم

  • ذوالفقارستاری اسمرود says:

    راستی افراد حاضر در عکس را نگفتید نکنه شما هم مثل مابعضی را نشناخته اید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

دانش آموختگان اسمرود