سخن هفته
اگر...پس...! ************************** ولتر پس از مطالعات تاریخی در باره اسلام،نظرش عوض شد وگوته،با شناخت ویژگی های اسلام،اظهار داشت: "اگر اسلام این است؛پس آیا ما همگی مسلمان نیستیم؟!" ************************** منبع:آیا اسلام یک خطر جهانی است؟/مهندس مهدی بازرگان/انتشارات قلم،چاپ رشد/1374
آمار سایت
افراد آنلاین : 4
<==================> تعداد نوشته ها : 496
<==================> بازدید امروز : 402
<==================> بازدید دیروز : 1012
<==================> بازدید این هفته : 402
<==================> بازدید این ماه : 13632
<==================> بازدید کل : 598227
<==================>
بایگانی

گیردَ نَه

یک خاطره

 

گیردَ نَه بازی

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::>

داوود رحیمی اسمرود

———————————————————————————->

 

———————————————————————————->

بسمه تعالی

سلام و عرض ارادت به همولایتی های عزیز و مدیر محترم سایت آفتاب اسمرود

خاطرات روستا شیرین تر از همه مسائل و مشقتهای روز مرگی در این بازاراشوب است و بنده هم یکی ازاعضائ این روستا ی خاطره انگیز خاطرات زیادی از دوران صغارت و پسا صغارت دارم و تقدیم همولایتی های عزیز مینمایم

موضوع: گیردنه(گردونه)بازی

تعریف یا توضیح گیردنه:از چوبی مقاوم به قطر۳الی۶سانتیمتر که تحت تراش با ابزارهایی مانند (کرکی –اره –دهره)تراشیده میشد و از دو شکل منظم و مختلط از استوانه و منشور تشکیل میگردید و یکی از اسباب بازیهای شیرین بعد از (چیلینگ اقاج)بشمار میرفت قسمت شکل منشوری این جسم بایستی بصورت قرینه در تمام ابعاد تراشیده میشد تا در حین بازی از لنگرهای ایستاتیکی جلو گیری بعمل میامد و زمانی که در اثر ضربه حاصل از (تسمه)که به این جسم وارد میشد تا در حین چرخش مقاومت ایستایی و پیچشی را حفظ میکرد

تعریف تسمه: یک عدد چوب به طول ۳۰الی ۴۵ سانتیمتر به قطر ۱٫۵الی ۲ سانتیمتر در یک سر ان پارچه ای از جنس مقاوم (معمولا از جنس بشور)بسته میشد شایان ذکر است پارچه ای که بعد از اعمال ضربه به گیردنه بیشترین صدا را منعکس میکرد پارچه خوبی بشمار میرفت وجهت راه اندازی گیردنه کاربرد داشت و نیازی به سوختهای فسیلی نبود

اصطلاحات رایج این بازی “دمه دورماخ “مامانا دوزا گدیر” و “حامل گرانی” بود.

بازیهای متعددی در روستا وجود داشت که عده کثیری از انها بصورت دسته جمعی انجام میشد و عده ای قلیل انها به صورت انفرادی هم میشد انجام داد گیردنه بازی یکی بازیهای انفرادی بشمار میرود ولی بنابر سفارش پیشکسوتان بازی در جمع حلاوت خاصی دارد

زمانی که بسیار کوچک بودم و نظاره گر بازی نوجوانان عاشق و شیفته گیردنه بازی شدم دوست داشتم زمانی که بزر گ شدم یک گیردنه قطور و بزرگی داشته باشم . زمانی که شروع به چرخش میکند رقیبی برای ان وجود نداشته باشد روزها وسالها گذشت و به سن تکلیف بازیگران گیرد نه رسیدم باخودم فکر کردم این همان روزهایی است که در انتظارش بودم خودم طریقه ساخت این جسم را بلد نبودم ناچارا از مرحوم پدرم کمک خواستم و ایشان هم طبق معمول به اینده موکول ساخت کم کم داشتم عصبانی میشدم و اسلحه گریه را با گلوله پرکرده بودم که ناگهان خانم مرحومه طاهره خانم (مادر حاج اقا علا الدین محمدی)که بسیار زن خوش سلیقه و تلاشگری بود متوجه عصیانگری من شد بعد از جویای مشکل سریعا به تندیراثر(محل پخت نان)رجوع کرد و ناگهان متوجه یک عدد گیردنه که حاصل دسترنج چندین ساله حاج اقا محمدی بود به این حقیر هدیه نمودند من که بادیدن یکی از برندترین گیردنه های قرن در نوع خود مواجه بودم خوشحالی و ذوق در ذهن کودکانه ام تجلی مینمود بسیار خوشحال و مسرور بودم

سریعا اقدامات لازم را جهت تهیه تسمه جهت راه اندازی گیردنه تدارک دیدم دنیا در چشمم به اندازه همان گیردنه قوی الجثه دیده میشد محل مناسب جهت راه اندازی این جسم جوبی فقط پشت بام بود برای رسیدن به پشت بام طویله خیلی عجله داشتم

تسمه را دور قسمت استوانه گیردنه تاباندم وبا دست راست تسمه را به سمت چپ همراه گیردنه پرت کردم که شروع به چرخش نمود داشتم به بهترین ارزوهای صغارت که شبانه روزی در ذهنم نقش بسته بود میرسیدم که ناگهان متوجه سایه ای شدم و بالحن بغض گرفته ای گفت (الدین قاغامین گیر دنسی ) این صدای فخر الدین محمدی بود که برای بدست اوردن این شیئ چندین سال کمین کرده بود چون با خلقیات اقا فخرالدین اشنا بودم سریعا گیردنه را برداشته با سرعت نور به خانه رسیدم و ان را در کندی (محل دپوی ارد)جاسازی کردم وتمام افکارم در اوج خوشحالی تبدیل به بزرگترین معضل تاریخ زندگانیم شد و ازان پس بنده بعداز تحقیق وتفحص هوشیارانه که اقافخرالدین در محل حضور دارند یا نه . کاملا محافظه کارانه به باز ی کودکانه ادامه میدادم این جسم چوبی دردسرهای خاص برایم بوجود اورد اقا فخرالدین برای بدست اوردن ان به بره ها وبزهای ما سنگ می انداخت تا اینکه مرحوم پدر م جهت ممانعت از شرو دعوا گیردنه ای شبیه ان تهیه کردند(ساختند)و گیردنه حاج اقا علا الدین به فخرالدین پس داده شد.

در پایان شب یلدا را پیشاپیش به همولایتی های مهربان و دوست داشتنی تبریک عرض مینمایم.

=========================================>

سلام آقای رحیمی عزیز

=با گیردنه،خاطراتِ خفته ما  را زنده کردی؛دست مریزاد.

=چه عشق می کردیم وقتی که گیردنه “دَمَ دُراردی” و  واقعا هم هنر می خواست؛هم برای سازنده، وهم بازیگر وبازیساز گیردنه.

=ما برادران،معمولا از داشتن  گیردنه محروم بودیم؛چون مرحوم پدر اصلا در این وادیها تبحر نداشت وما  را پشتیبانی نمی کرد وهر از چند گاهی، عموی مرحومِ ما_ مشهدی نوروز،برایمان درست می کرد وبازی می کردیم.من بیشتر با گیردنه برجعلی رضائی،احمد طاهری وسلیمان سهرابی بازی می کردم.

=البته گیردنه در دونوع ساخته می شد؛ یکی،ساده ودراز،که کمتر هم کار می بُرد، ونوع پیشرفته که”خاراطی”احتمال زیاد”خراطی” نام داشت  وهرکس خاراطی داشت؛به نظر ماخوشبخت ترین موجود کره زمین بود؛چراکه هم از نظر ظاهری وهنری زیبا بود وهم هنگام بازی کارائی اش بالا.زمستان،روی یخ، چنان “دَمَه دُورادی” که نگو ونپرس.تا جائی که یادم می آید، آقا سلیمان وآقایان رضائی ها،که همسن ما بودند،خاراطی داشتند؛ به دلیل هنر مرحوم خیبر رضائی ومرحوم سبزعلی سهرابی؛که آقا سلیمان وآقا سلمان از نعمت بابا بزرگی آنها بهره مند بودند.روح این دو بزرگوار، روح مرحومه طاهره خانم  اسدیان وپدر مرحوم شما هم شاد.

=کاش از آن دوران وبازیهایش عکس داشتیم وخاطراتمان را مصوَر می کردیم. من خیلی تلاش کردم تاعکسهائی که به تصور جوانان برای ملموس شدن بازی گیردنه کمک کند،پیدا کنم وحاصلش همین چند عکس هست.امیدوارم خواننده ها از خواندن خاطره لذت ببرند.

=عین مطلب شماراهم آوردم ،تا گیردنه  بازها با زبانِ حال وقال شمابه دوران کودکیشان سفر کنند.

=========================================>

One Response to گیردَ نَه

  • داوود رحیمی اسمرود says:

    سلام به مدیر مدبر سایت آفتاب اسمرود
    از اینکه ویرایش خاطره مذکور را به این زیبایی انجام دادید، کمال تشکر را دارم
    ————————–
    سلام.خواهش می کنم،همانگونه که نوشته ام،متن حاصل ذوق وسلیقه شماست ومن فقط نظام مندومصور کرده ام.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

دانش آموختگان اسمرود