سخن هفته
اگر...پس...! ************************** ولتر پس از مطالعات تاریخی در باره اسلام،نظرش عوض شد وگوته،با شناخت ویژگی های اسلام،اظهار داشت: "اگر اسلام این است؛پس آیا ما همگی مسلمان نیستیم؟!" ************************** منبع:آیا اسلام یک خطر جهانی است؟/مهندس مهدی بازرگان/انتشارات قلم،چاپ رشد/1374
آمار سایت
افراد آنلاین : 2
<==================> تعداد نوشته ها : 508
<==================> بازدید امروز : 181
<==================> بازدید دیروز : 440
<==================> بازدید این هفته : 621
<==================> بازدید این ماه : 10523
<==================> بازدید کل : 613331
<==================>
بایگانی

یادداشت/مدینه فاضله

مدینه فاضله از آن

مردمان سختکوش است

 

محمد ولی سهرابی اسمرود

 

صبح یک روز نه چندان سرد زمستان ۹۳ است. در تاکسی نشسته‌ام و شنونده ناخواسته و اجباری گفت و شنود دو شهروند عزیز… که چون اکثر موارد گله و شکایت از روزگار است و از شکوه سرشار، در ترافیک پیل‌‌افکن اتوبان نیایش.

رادیو تهران اخبار ساعت ۸ صبح را آغاز کرده و از افتتاح یک اسکله در بندر کنارک می‌گوید که توسط متخصصین هموطن خودمان ساخته و راه‌اندازی شده… آقایی که کنار راننده نشسته، خطاب به راننده می‌گوید:

آقا! این مزخرفات را چه حوصله‌ای داری که گوش می‌کنی؟ این خبرها را باور هم می‌کنی؟…

راننده می‌گوید: چه کار کنم؟ در ترافیک کشنده تهران همین اخبار و موسیقی رادیو همدم من هستند

آقای مسافر که تقریباً هم‌سن راننده است (حدود ۵۵ ساله) ادامه می‌دهد: با این خبرهای دروغ ما را سرگرم کرده‌اند و خودشان مشغول چپاول و بخور بخور هستند. فلان مسئول چند میلیارد تومان خورده و تازه اعلام می‌کنند محکوم به زندان شده و … عوض این که  برای این مردم کار کنند، فکر جیب خودشان هستند. هر روز خبر اختلاس فلان مقام دولتی و بهمان کارمند و… است و غائله تمام می‌شود و روز از نو روزی از نو. ما و کشور کره صنعت خودروسازی را با هم آغاز کرده‌ایم، ببینید آنها به کجا رسیده‌اند و ما کجائیم. مرتب دم از پیشرفت و اختراع و اکتشاف می‌کنند اما کدام پیشرفت؟

 

توی این کشور به تنها چیزی که بها نمی‌دهند علم و عالم است، یک عده آدم کم‌سواد محدود مسئولیت‌ها را بین خودشان تقسیم کرده‌اند و به هیچ کسی فرصت عرض اندام نمی‌دهند و حرف هم بزنی، زبانت را از حلقومت بیرون می‌کشند و…

 

من که به اتفاق دو نفر، صندلی عقب نشسته بودم، و همه صم و بکم، گفتم: آقا، معلوم است ماشاءا… آدم مطلع، با سواد و اهل دردی هستی و خوب هم حرف می‌زنی و زبانت هم که الحمدا… ۳۶ سال است صحیح و سالم در کامتان می‌چرخد.!… بدون معطلی، دوباره افسار سخن را به دست می‌گیرد: ـ خود من فوق‌لیسانس صنایع از معتبرترین دانشگاه دولتی ایران هستم، ولی چون ریش ندارم و شلوار لی می‌پوشم، در یک مجموعة صنعتی بزرگ حرف ما خریدار ندارد! به شوخی گفتم: اگر در مجموعة صنعتی هم با توجه به تحصیلات دانشگاهی‌ات، اینگونه از توانایی و تخصصت حرف بزنی، بعید می‌دانم کسی مشتری حرفهایت نباشد! گفت: مگر بیکارم که از تخصصم در محیط کار خرج کنم؟ برای کی؟ برای چی؟ اندازه حقوقی که به من می‌دهند کار می‌کنم، ایده و کار بیشتر مال کسانی است که پول و امکانات بیشتر می‌گیرند و ریش هم دارند؟…

 

باز به شوخی گفتم: ـ اگر شما هم با ریش می‌توانید خدمت بیشتر به جامعه و صنعت کشورمان داشته باشید، به امتحانش می‌ارزد!!!

 

… به مقصد رسیدیم و خوشبختانه یا متأسفانه، باز، هم‌مسیر شدیم، لباس مرتب پوشیده بود و با توجه به صحبت‌های ابتدایی‌اش، به شلوارش هم دقیق شدم، لی پوشیده بود. گفتم شما که با شلوار لی سر کار می‌روید، می‌گفتید گیر می‌دهند!

گفت: ـ نه به این لی‌ها، لی کتان! با توجه به آشنایی قبلی که با محل کار آقای مهندس صنایع داشتم، گفتم من حاضرم امروز از کار و زندگی‌ام بزنم و صحت و سقم حرف‌های شما را ارزیابی کنم. اگر حرف شما برای گیر دادن به شلوار لی صحیح باشد (که فعلاً بر تن دارید) باید در آن مرکز صنعتی و دهان مسئول مربوطه را گل گرفت!

 

هر دو از این مسئله گذشتیم اما او همچنان عقیده داشت

ساخت اسکلة ۶۰۰ مترمربعی با عمق یک متر که جار و جنجال نمی‌خواهد، من و شرکت محل کارم، در همین زمینه هم فعال هستیم

گفتم: شما که کاربلد هستید، چرا بهتر از این نمی‌سازید؟ چرا فقط اکثر ما ایرانی‌ها بلدیم انتقاد کنیم و وقتی پای عمل در میان است، خودمان را جدا از جامعه و مردمانش می‌دانیم؟… باز به حرف اولش برگشت: کار را باید کسانی انجام دهند که می‌خورند و می‌چاپند و امکانات بیشتر می‌گیرند… و بلافاصله گفت: البته اگر فرصتی دست دهد و امکانات و شرایط فراهم باشد!، ما هم همان کار را می‌کنیم که آن‌ها می‌کنند.

گفتم با این دیدگاه می‌خواهی صنعت ما به پای صنعت کره برسد؟ صنعت کره، ژاپن، آلمان و… به همت مردان و زنان اهل فن و عاشق کار و خدمت به سرانجام رسیده است، اگر همة ما مدینة فاضله می‌خواهیم ولی روحیة تلاش، پشتکار و همت مضاعف را از دیگر همنوعان و از بیگانه تمنا داریم و مترصد فرصتی هستیم تا جا پای به خطارفتگان بگذاریم، هرگز در مسیر پیشرفت و سعادت گام برنخواهیم داشت. همة ما پیکره یک اجتماع هستیم، اگر می‌خواهیم به قله برسیم، باید همه با هم حرکت کنیم، همه باید قبول و احساس مسئولیت کنیم، همه باید تن به کار بدهیم.

 

مهندس به راه خود رفت و من هم به راه خود و من در این اندیشه که اگر همة تحصیل‌کرده‌های ما تفکرشان این باشد که پیشرفت‌هایمان را هر چند جزئی باشد، هیچ فرض کنیم، کار را به عهدة کسانی بگذاریم که بیشتر از ما امکانات می‌گیرند، توانایی و تخصصمان را برای لب‌گور بگذاریم، چون فلانی‌ها اختلاس می‌کنند و… و آنگاه همیشه هم خودمان را با کشورهای پیشرفته دنیا مقایسه بکنیم و غبطه بخوریم و عواقب کم‌کاری خود را غالباً به گردن جامعه، مسئولان و همنوعان خود بیندازیم، در این دنیای پر شر و شور چگونه در رؤیای جامعة آرمانی و مدینة فاضله‌ای سیر خواهیم کرد که با مردم پر شر و شورش، هر روز گامی به جلو برمی‌دارد؟! جوان ایرانی بایدخود و توانایی‌های خود و ظرفیت بزرگ کشورش را باور کند.

==================

برگرفته ازسر مقاله جوانان امروز،بهمن۹۳

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

دانش آموختگان اسمرود