نقطه
==
یک نقطه بیش فرق رحیم ورجیم نیست
از نقطه بترس که شیطانی ات کنند
==
فاضل نظری
اهمیت زبان دیپلماسی
اشاره:متن زیر گزیده ای از یادداشت آقای دکتر احمد جلالی با عنوان”به احترام زحمات دکتر ظریف ویارانش در مذاکرات” است که در تاریخ ۱۵ فروردین،در روزنامه اطلاعات چاپ شده وآقای مهندس داوود رحیمی با خوش سلیقگی، گزیده ای از آن را برای سایت “آفتاب اسمرود” ارسال کرده اند که با تشکر از ایشان، با هم می خوانیم:
========================
بعضی دوستان محترم، تا کنون پشت میز مذاکره جدی ننشستهاند که بدانند در عمل یعنی چه. حال و احوال و روبوسی و ولیمه و افطاری و مجلس ختم و اینها را نمیگویم، سخنرانی و اعلام مواضع و خطابههای حکیمانه را عرض نمیکنم، مذاکرة جدی سیاسی بین المللی امنیتی را میگویم که بر سر هر کلمه، و لحن مستتر هر عبارت، دهها ارجاع به پیشینهای حقوقی یا سیاسی یا بین المللی مطرح است. هر کلمهای هزینهای دارد و بهائی. صحنهای را میگویم که یک طرف ایران نشسته است و در طرف دیگر شش تیم متکی به مجموعههایی نظام یافته و مستقر در نوع تفکر خود، و با ابزار مناسب آن تفکر، و هماهنگیهای استراتژیک. با درست و غلطش فعلا کار ندارم، واقعیت صحنه را عرض میکنم. وسط گود را میگویم و نه کناره را. کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها؟
******
از اهمیت زبان در دیپلماسی گفتم. بلا تشبیه، عرض میکنم که قرآن خدا هم تصریح دارد به اینکه به زبانی آمده که مخاطب بتواند آن را بفهمد. حالا اینکه وقتی فهمید عمل میکند یا نمیکند بحث دیگری است. یکی از وجوه ارزش زحمات دکتر ظریف و تیم او این است که راه بدست آمدن زبان مشترک را هموار کرد. راهی که متاسفانه با بعضی از اشکال حرف زدنهای ما در سالیان گذشته سنگلاخ شده بود. یادآوری میکنم که بحث من زبان است و نه نیتها و ما فی الضمیر. اما زبان فقط اهمیت شکلی ندارد. زبان جهان خود را با خود میآورد.
زبان در دهانای خردمند چیست
کلید در گنج صاحب هنر
چو در بسته باشد چه داند کسی
که جوهر فروش است یا پیله ور!
*****
نبرد دیپلماتیک ظریف نابرابر بود. به قول قدیمیها، یک نفر به چند نفر. اما او موفق شد، در نبردی نابرابر برای تحقق اولویتهای برتر کشور و فرزندان ایران، چارچوب احقاق حقوق ملی را به مودبانهترین و متمدنانهترین شکل ممکن معرفی کند. دو چیز نقطه قوت او بود. ادب و دانش. و مهم آنکه چنبره تنگ و فشار خردکننده حریف نتوانست این نقطه قوت را از ما بگیرد. تیم ما نشان داد که در میدان مذاکره در طراز بالای جهانی است. ایران تاریخی، هرجا دخالت جدی مدنی کرده، همین بوده. وزن بالقوة تاریخیمان را بیاد آوردیم. این خود دست آوردی است که فقط زینت و تفاخر نیست. در امنیت استراتژیک ما دخیل است. این را دست کم نگیریم. این یعنی اعتماد به نفس. همانکه در دفاع مقدس هم نقطه اصلی قدرت ما بود و ثمر داد و متبلور شد.
******
در لحظه حساسی قرار داریم. بگذارید برای رسیدن منظورم از ذخیرة تاریخ کمک بگیرم. از سعدی:
«پادشاهی با غلامی عجمی در کشتی نشست و غلام دیگر دریا را ندیده بود و محنت کشتی نیازموده گریه و زاری در نهاد و لرزه بر اندامش اوفتاد چندان که ملاطفت کردند آرام نمیگرفت و عیش ملک ازو منغص بود چاره ندانستند. حکیمی در آن کشتی بود، ملک را گفت اگر فرمان دهی من او را به طریقی خامُش گردانم گفت غایت لطف و کرم باشد. بفرمود تا غلام به دریا انداختند باری چند غوطه خورد مویش گرفتند و پیش کشتی آوردند بدو دست در سکان کشتی آویخت چون بر آمد گفتا ز اول محنت غرقه شدن ناچشیده بود و قدر سلامت کشتی نمیدانست همچنین قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید
ای سیر تو را نان جوین خوش ننماید
معشوق من است آن که به نزدیک تو زشت است
حوران بهشتی را دوزخ بود اعراف
از دوزخیان پرس که اعراف بهشتست
فرقست میان آن که یارش در بر
تا آن که دو چشم انتظارش بر در»