رضایت از بار سنگین!
===============================
محمدولی سهرابی
چندی پیش، به نیت خرید هدیه برای دوستی که چندسال ندیده بودیم،به اتفاق خانم
رفتیم وهرچی گشتیم،آنچه در خور شان دوست وقد وقواره جیبمان وکارتمان
باشد،نیافتیم.میوه فروشی در محل بود وگفتیم کادو که نخریدیم، میوه بخریم.
خریدیم؛دوکیلو نارنگی،یک ونیم سیب،یک کیلو انگور، سیب زمینی وگوجه وخیار هم یک کیلو.
من که معمولاعیار وزن خرید وقیمت آن به تجربه دستم هست، برخلاف همیشه
از خریدامروز راضی بودم !،چون با ۸۵۰ هزارتومانی که بابت
یک کیسه پلاستیک میوه و… داده بودیم، حداقل بارمان سنگین و وزین بود!
وقتی باخانم خوشحالیم را از خریدمطرح کردم ،گفت :خوب،من یک کدو حلوایی بزرگ هم برداشتم…!!
خوشحالی ورضایت خاطر از خرید امروز هم چند دقیقه دوام نداشت و رفت جایی که عرب نی انداخته!
…
این هم کدوحلوایی که با وزنش سبب خوشحالی موقت بنده
شده بود وهنوز در خانه وآشپزخانه کنگر خورده ولنگر انداخته است!

باسلام.در سفری که به شهرستان اردبیل منزل یکی از اقوام رفته بودیم همین موضوع مطرح بود که اکثر مردم و اهالی مغان و پارس آباد و حتی اطراف روستاهای بخش سنجید مثل فاراب وگنجگاه ودیگر روستاهای همسایه و همجوار پیمان بستند در مراسمات ختم هیچگونه هزینه نکنند .
بجای آن در صورت لزوم به افراد ویا خانواده های مستحق مثل آ زادی زندانی یا کم بضاعت ها و امثالهم کمک کنند
این پیام یک امر خدا پسند میباشد.
اگر عزیزان و بزرگواران اسمرود قبول زحمت کنند در این خصوص تصمیم گیری شود خیلی موثر خواهد بود. ان شاءالله
بنده خودم بیاد دارم در همین اسمرود خودمان در این موارد( ختم اموات ) چند روز در منزل متوفی آتش روشن نمی شد و مردم از منزل خودشان غذا درست کرده به مسجد می آوردند.
خداوند عاقبت همهی ما را ختم به خیر کند ان شاالله