سخن هفته

نابینا!
===
-وقتی بچه بودم،خدا را دیدم،
فرشتگان را دیدم،

رازهای جهان های لاهوتی وناسوتی را پیش چشم تما شا کردم،
تصورم این بود که،
همه آدمیان چنین می بینند،
سر انجام پی بردم
که آنها نابینایند...
شمس تبریزی
===
منبع:چهل قانون ملت عشق/الیف شافاک/ ترجمه زهره قلی پور

آمار سایت
افراد آنلاین : 1
<==================> تعداد نوشته ها : 1336
<==================> بازدید امروز : 88
<==================> بازدید دیروز : 179
<==================> بازدید این هفته : 88
<==================> بازدید این ماه : 267
<==================> بازدید کل : 2006240
<==================>
بایگانی

در…

…در حدیث دیگران

؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛

مسابقه نفسگیر

؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛

ارمغان زمان فشمی

آدم‏های قابل ترحمی شده ‏ایم. هرچقدر میل به خودنمایی و ظاهرسازی در ما افزایش می ‏یابد، رفت‏ وآمدهایمان کمتر می‎شود. سال تا سال فامیل‏هایمان را نمی‏بینیم اما دوست داریم پز خانه و ماشینمان را به آنها بدهیم. دیگر از مهمانی‏های ساده و بی‏غل و غش خانوادگی خبری نیست، اما به اندازه یک مهمانی بزرگ، ظرف و ظروف چینی و کریستال در خانه جمع کرده‏ایم. دیگر در خانه کیک و شیرینی نمی‏پزیم اما چند مدل مخلوط‏کن و همزن برقی و قالب پخت کیک خریده‏ایم. مستأجریم و هرسال باید خانه را عوض کنیم اما قسطی هم که شده، آخرین مدل یخچال دوقلو را می‏خریم تا از دیگران عقب نمانده باشیم. مبلمان لوکس خانه در هر اسباب‏کشی صدمه می‏بیند، اما همچنان سعی می‏کنیم به تعدادشان بیفزاییم و هرچندوقت یک بار نویشان کنیم. دم از حفظ محیط زیست می‏زنیم، اما کمد لباسمان پر است از لباس‏هایی که بعضی از آنها را حتی یک بار هم نپوشیده‏ایم.

دیر به‎دیر همدیگر را می‏بینیم و دورهمی‏هایمان هم به‏جای آن‏که مانند گذشته به خوش و بش و باخبر شدن از حال و احوال یکدیگر بگذرد، صرف این می‏شود که ببینیم در این مدت که همدیگر را ندیده‏ایم، چه‏ چیزهایی خریده‏ایم و چه تغییراتی در دکوراسیون خانه داده‏ایم و کداممان توانسته‏ایم به چند محله بالاتر نقل مکان کنیم و کداممان در شغلمان ترفیع گرفته‏ایم و کداممان حقوق بیشتری می‏گیریم و کداممان به سفر خارجی رفته‏ایم و…

سر همدیگر کلاه می‏گذاریم، نقشه می‏کشیم که چطور خون مشتری و مستأجرمان را در شیشه کنیم، حتی هنگام ازدواج که باید عاشقانه‏ترین فصل زندگی باشد، از پول و مهریه و طلا حرف می‏زنیم… و با این همه دلمان برای خوشبختی هم تنگ می‏شود!

زندگی به مسابقه نفسگیری بدل شده است که هیجانش دشمن قلب است و پایان ناخوشش، محتوم. دائم درحال دویدنیم و از مسیر لذت نمی‎بریم. لحظه‏ها را می‏بازیم و در ازایش چیز دندانگیری نصیبمان نمی‏شود.

کاش آنقدر که تلاش می‏کنیم آخرین مدل آیفون را بخریم و اتومبیل بهتری داشته باشیم، سعی می‏کردیم انسان والاتری باشیم. مانند کسی که چشمش به زندگی دیگران نیست، طمع ندارد و قدر داشته‏هایش را می‏داند، دلش با خوشی‏های کوچک هم گرم می‏شود و از بودن در کنار خانواده و دوستان خود لذت می‏برد، بی‏آنکه بخواهد جایگاه مادی و اجتماعی‎اش را به کسی ثابت کند. شاید آن‏وقت فرصت پیدا می‎کردیم به معانی ناب‎تر و عمیق‏تری از زندگی بیندیشیم.

؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛

توضیح وپوزش:

متن در تبدیل حروف،اندکی به هم ریخته است.فرصت اصلاح نبود

با سعه صدر و بزرگواری خودتان ،درست بخوانید!

منبع:روزنامه اطلاعات 

Source URL: https://www.ettelaat.com/?p=633877

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>