سخن هفته

نابینا!
===
-وقتی بچه بودم،خدا را دیدم،
فرشتگان را دیدم،

رازهای جهان های لاهوتی وناسوتی را پیش چشم تما شا کردم،
تصورم این بود که،
همه آدمیان چنین می بینند،
سر انجام پی بردم
که آنها نابینایند...
شمس تبریزی
===
منبع:چهل قانون ملت عشق/الیف شافاک/ ترجمه زهره قلی پور

آمار سایت
افراد آنلاین : 2
<==================> تعداد نوشته ها : 1336
<==================> بازدید امروز : 113
<==================> بازدید دیروز : 179
<==================> بازدید این هفته : 113
<==================> بازدید این ماه : 292
<==================> بازدید کل : 2006265
<==================>
بایگانی

داغ…

داغ دل

؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛

               حمید مصطفی زاده             

باشد به دل مرا صد درد و داغ و غم ، زایّام ابتلا
ناگفته مانده است در سینه ام هنوز بسیار حرف ها
 
حرفی زجنس درد . درد فراق لاله رخانی غزال پا
حرفی زجنس داغ . داغ غریب غربت یاران آشنا
 
داغی که از شلمچه مرا ارث مانده است
داغی که فاو بر دل ریشم نشانده است
 
داغ جفیر و قصه ی پرواز یک رفیق
داغ فراق همسفری مخلص و شفیق
 
داغ جزیره های جنون رنگ مرگبار
داغی که مانده بر دلم از دجله یادگار
 
داغ تک شبانه و محدود ذوالفقار
داغ فرود توپ عدو روی تیربار
 
داغ ابوغریب و کانال های سه و دو
داغ سقوط دلبری از صخره ی بمو
 
داغ سه راه مرگ و عروج ستاره ها
داغ فجیع سوختن ماه پاره ها
 
داغ طلوع نیمه شب شیخ گزنشین
قبل از طلوع فجر ، پس از انفجار مین
 
داغ نماز نیمه تمام ولی نژاد
داغ به خون شناوری مشهدی عباد
 
داغ کمین دره ی قاسملو و کلاز
داغ رضای یوسفی آشنای راز
 
داغ فراق سروقدی اوفتاده دست
داغ غروب برزگری ماه رو و مست
 
داغ شفیع زاده . همان زاده ی جنون
داغ مقدم زره اندود لاله گون
 
داغ کانال ماهی و نهر ابوالخصیب
داغ نگاه مضطر صفاری نجیب
 
داغ وداع جعفری و کربلای پنج
آن عارف حماسه سرای خلوص سنج 
 
داغ نگاه نافذ عمران سربدار
سردارخال و فکه وخمّارعشق یار
 
 داغ نبرد مشت و شیلیکای دهلران
داغ افول اختر تبریز ، یاغچیان
 
این داغ داغ تیپ دو و داغ اشتری ست
داغ فراق اصغر قصاب و رهبری ست
 
این داغ داغ واح تخریب لشکر است
داغ جوادی و رجبی دلاور است
 
این داغ داغ فکه و گردان قاسم است
داغ بهار شصت و شش نهر جاسم است
 
این داغ داغ هجر نظرزاده ای ست مست
از جنس داغ نهر عرائض که جاری است
 
این داغ داغ تپه ی رحمان و مندلی ست
ازجنس داغ بدر و تجلائی و علی ست
 
این داغ داغ موسویانی ست اهل درد
داغ  بنامعلی بلاجوی  شیرمرد
 
این داغ داغ هجر رسولی ست سروقد
حدّادزاده ای که خلوصش نداشت حد
 
داغ دلم غریبی سربخشیان هاست
داغ عریب غربت عرش آشیان هاست
 
داغی به طول قدمت کارون پرخروش
داغی به عرض همت یک نسل باده نوش
 
دارم ز فاو داغ دلی سخت سوزناک
داغ دلاوری که فتاد از دکل به خاک
 
سوزد ز داغ میمک و سرنی تمام من
زهر حلبچه تلخ نموده است کام من
 
می سوزم از تصوّر یک شام غم فزا
آن دم که شد عوض ، هدف تیر دوشکا
 
عاشوری ، آن پرنده خون بال خون تبار
 پر بود آن  که سینه اش از سوز وصل یار
 
من داغدار صالح اللهیاریم
داغ دل است علت این بی قراریم
 
من دیده ام حماسه ی عبدالمجید را
بوسیده ام من حنجر سرخ شهید را
 
من زیر تانک ماندن همرزم دیده ام
ناچار پای سروقدی را بریده ام
 
من برده ام به دوش شهیدی که سر نداشت
من دیده ام پریدن مرغی که پر نداشت
 
دارم نشانه من ، رد قنّاسه بر جبین
یک خیز رفته ام سر دردم به روی مین
 
من دست غیب را به تماشا نشسته ام
با چشم زار و دیده ی مجروح و خسته ام
 
من دیده ام به عین عیان مارَمَیت را
من فاش دیده ام کرم اهل بیت را
 
از من بجو نشانه ی دشت حماسه را
از من بپرس صولت طوفان ماسه را
 
از من بجو حقیقت امّ الرصاص را
از من بجو حکایت تیر خلاص را
 
از من بجو نشانی هورالعظیم را
از من بجو روایت نخل دونیم را
 
از من بجو حکایت سروی که سر نداشت
جوی از کبوتری که غم بال و پر نداشت
 
از من بجو حماسه ی گردان حرّ را
از من بجو حکایت غوّاص و درّ را
 
از من بپرس فاتح اروند و فاو کیست
داغ غریب دادن جان زیر آب چیست .
 
از من بپرس فکه چرا قتلگاه گشت
از من بپرس در کانال دو چه ها گذشت
 
از من بجو حماسه ی سردشت و نصر هفت
گو ، بر دلت ز داغ بنی هاشمی چه رفت .
 
از من بجوی رابطه ی خون و دود و رود
گو ، ماجرای کوره ی آجرپزی چه بود
 
از من ، تو از قضیه ی کنجان چم بپرس
از ماه بدر و از پد پنج و بلم بپرس
 
از من حدیث والمری و خمسه خمسه پرس
از طعم ترکش و مزه ی زخم ژ . سه پرس
 
افسوس رفته قافله ، من باز مانده ام
چون مرغ بال بسته ز پرواز مانده ام
 
جا مانده ام که فاش کنم راز عشق را
جا مانده ام که کوک کنم ساز عشق را
 
در انتظار فرصت پرواز تا بقا
در انتظار جلوه ی یک یار مه لقا
 
این داغ ها اگر چه مرا پیر کرده است
بال و پرم شکسته ، زمینگیر کرده است
 
اما حمید داغ دلش داغ دیگر است
چشم انتظار منتظری دادگستر است
 
چوخدا بولار بوکوب بئلیمی یاندیرور منی
قان ائیلیوبدی باغریمی اُوتلاندیرور منی
 
علت اورگ یاراما منیم تک بولار دویی
هجران غمیم ویرور یئره اُوت یاندیرور گویی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>