سخن هفته

نابینا!
===
-وقتی بچه بودم،خدا را دیدم،
فرشتگان را دیدم،

رازهای جهان های لاهوتی وناسوتی را پیش چشم تما شا کردم،
تصورم این بود که،
همه آدمیان چنین می بینند،
سر انجام پی بردم
که آنها نابینایند...
شمس تبریزی
===
منبع:چهل قانون ملت عشق/الیف شافاک/ ترجمه زهره قلی پور

آمار سایت
افراد آنلاین : 2
<==================> تعداد نوشته ها : 1336
<==================> بازدید امروز : 113
<==================> بازدید دیروز : 179
<==================> بازدید این هفته : 113
<==================> بازدید این ماه : 292
<==================> بازدید کل : 2006265
<==================>
بایگانی

ولادت…

          طلیعه ی نور رحمت          

——————————————————–

                            حمید مصطفی زاده                         

چه  غوغایی ست  در عالم ؟ چرا  مه عنبر افشان است ؟

فضا آکنده از بوی گلاب  و عطر ریحان است .

چرا ماه امشب از هرشب شب افروز و درخشان است ؟

چرا پس آسمان مکه امشب نورباران است ؟

برون گردیده خورشید از مدار خود مگر امشب ؟

مگر دنیا و مافیها شده زیر و زَبَر امشب ؟

 

وزد باد بهاری وز شمیم گل قناری ها خوش الحانند

شکوفا گشته گل ها ، بلبلان سرمست عطر گل غزلخوانند

به طرف جویباران بر چناران باز قمری ها خرامانند

به بزم عیش یاران در چمن آلاله ها هم پای کوبانند

به همراه چمن شادند صحرا و بیابان هم ،

طنین نغمه ی بلبل رسد از باغ و بستان هم .

 

زدند امشب تمام دختران آسمان بر چهره ها  پولک

فضای مکه را پر کرده امشب سر به سر عطر گل میخک

زنند از اول شب اختران با ناز و غمزه بر حرم چشمک

خلائق جمله حیرانند زین رخدادها بی شک

همه اجزا و ارکان طبیعت درهمند امشب ،

همه در انتظار رویدادی اعظمند امشب .

 

نموده عزم خلق اشرف مخلوق خود را خالق اکبر

گرفته هاله ای از نور حریم خانه ی توحید را دربر

شمیم عود و عنبر کرده عطرآگین فضای مکه را یکسر

یقین امشب نمایان می شود شمس هدی از جانب خاور

گمانم وعده ی عیسی ست این رخداد نورانی ،

همان موعود تورات است این مولود ربّانی

 

شمارد لحظه ها را دستگاه آفرینش از پی خدمت

زند نبض زمان در انتظار لطف حق بی وقفه با حدّت

زمین و آسمان ها گشته نورانی به نور ماه بی منّت

ملائک جملگی نجواکنان در انتظار رویت دردانه ی خلقت

سرود وصل می خواند به گوش باد ماه امشب ،

طلوع مهر رحمت را زند فریاد ماه امشب .

 

دگرگون گشت ناگه وضع و حال عالم افلاک

منوّر شد جهان با جلوه ی نورانی گلواژه ی” لولاک “

قدومش شد دلیل غبطه ی افلاکیان بر خاک

حرم را محرم آمد تا کند آن را ز لوث بتگر و بت پاک

دلیل خلقت و فخر تمام کائنات آمد ،

بشر محو تماشایش، ملک هم مات مات آمد

 

شد آتشخانه ی آتش پرستان ناگهان خاموش از طوفان این رخداد

ستون کاخ کسری گشت ویران از طنین موج این میلاد

و ناگه خشک شد دریاچه ی ساوه برای عبرت ارباب استبداد

به خود لرزید قصر قیصر از پژواک رعدآسای ای این فریاد

خبر دادند راهب ها که که این اسرار مسعودند ،

همانا این سه آیات ظهور دین موعودند .

 

محقق گشته گویا وعده ی معبود این عالم

شده مخلوق بی شک اشرف ذرّیّه ی آدم

رسید از جانب ربّ رحیم انگار بر زخم بشر مرهم

به دنیا آمده انگار فخرالانبیا ، پیغمبر خاتم

ستون کاخ شرک و کفر از این رخدادها لرزید ،

بساط ظلم هم زین ماجرا زیر و زَبَر گردید .

 

یقین نور خدا از شرق عالم جلوه گر گشته

جهان بی شک به فیض تابش نور حقیقت مفتخر گشته

چراغ دین به یمن جلوه ی خورشید رحمت شعله ور گشته

و گلزار شریعت در ربیع عشق و ایمان پرثمر گشته

شکوفا می شود نوغنچه ی عدل و گل آزادگی فردا ،

دوباره می رسد جان بر تن افسرده ی انسان در این دنیا .

 

مبارک باد میلاد رسول مصطفی ، موعود ربّانی

مبارک باشد این میلاد و جاویدانه باد آئین رحمانی

مبارک باد آغاز بهار عشق و تتمیم کرامتهای انسانی

مبارک باد و فرخنده طلوع مهرتابان مسلمانی

” حمید ” عشق و محبت میوه ی بستان محمودند ،

وفا و صدق هم همزاد این مولود مسعودند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>