سخن هفته

نابینا!
===
-وقتی بچه بودم،خدا را دیدم،
فرشتگان را دیدم،

رازهای جهان های لاهوتی وناسوتی را پیش چشم تما شا کردم،
تصورم این بود که،
همه آدمیان چنین می بینند،
سر انجام پی بردم
که آنها نابینایند...
شمس تبریزی
===
منبع:چهل قانون ملت عشق/الیف شافاک/ ترجمه زهره قلی پور

آمار سایت
افراد آنلاین : 2
<==================> تعداد نوشته ها : 1336
<==================> بازدید امروز : 41
<==================> بازدید دیروز : 179
<==================> بازدید این هفته : 41
<==================> بازدید این ماه : 220
<==================> بازدید کل : 2006193
<==================>
بایگانی

دیدار…

                دیدارآشنا                   

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::>

                     دکتر فرامرز سهرابی                     

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::>

            سید اعظم آقا عظیمی گهراز را همه اسمرودیهای نسل قدیم و برخی از نسل جدیدیها هم می شناسند. قبلا، من و آقا محمدولی دیداری با ایشان داشتیم. خبر تالیف دو کتاب از خودشان را به ما داده بود. چند ماه پیش زنگ زد که یکی از کتابهایش چاپ شده است و دوست دارد که نسخه ای به ما هدیه دهد. در  سفر  اخیربه خلخال توفیقی دست داد که در دفترشان دیدار کوتاهی داشته باشیم (با توجه به شیوع کرونا). پس از احوالپرسی بسیار کوتاه، ابتدا دو نسخه از  کتابهای تالیفی خودم را به ایشان تقدیم کردم و نسخه ای از کتاب “غیرتی خلخالی” را که خودشان منتشر کرده اند به من (و  نسخه ای هم برای محمدولی) اهدا کردند.

محتوای کتاب حاصل مکتوبات علمی و ادبی پدر بزرگ ایشان، مرحوم سید عبدالعظیم حسینی خلخالی است که فردی ادیب، نقاش، شاعر، خطاط، و…بوده است. چون وقت دیدار کم بود، تلفنی نظر اینجانب را در مورد کتابشان جویا شدند که عرض کردم پس از مطالعه کل کتاب و در دیدار بعدی خواهم گفت. خاطره جالبی را برایم گفتند که دریغم آمد آن را برای دوستان تعریف نکنم.

ایشان اکنون ۸۵ ساله هستند و سالهاست که دفتر ازدواج و طلاق دارند. از اداره ثبت اسناد استان اردبیل ایشان و ۳ نفر دیگر از سایر شهرها را به استان دعوت کرده و گفته اند که موعد بازنشستگی شما فرا رسیده و باید درخواست بازنشستگی کنید. آنچه بیان می شود پاسخ حاج آقا عظیمی است که من بازگو می کنم:

“آقا، بازنشستگی یعنی چه! آدم تا جان در بدن دارد باید کار کند، هر وقت آیت الله آقای جنتی باز نشست شد، من هم بازنشست می شوم”

   طرف برای توجیه لزوم بازنشستگی و میدان دادن به جوانها، گفته: “خب، سن شما ها بالاست، میدانید که حافظه ها در این سن کاهش می یابد، امکان فراموشی و اشتباه زیاد میشود و…” حاج آقا عظیمی پاسخ میدهند: “من حافظه ام خیلی خوب است  میخواهی از گذشته دور برایت بگویم… شروع کردم از بازخوانی شعر یکی از همکلاسی های دورا طلبگی که در سال ۱۳۲۸ که در زنجان درس میخواندیم و ۴۰ روز پشت سرهم برف و باران بود و… سروده بود (۷۲  سال پیش!!!) از اول تا آخر برایش خواندم … سپس از حافظ برایش خواندم، بعد شروع کردم از صائب تبریزی اشعاری خواندم، گفتم از بوستان و گلستان سعدی بپرس تا برایت بگوئیم  (البته همه آنها را با صدای رسا برای من هم خواندند که ماشاالله این همه حضور ذهن و سرزندگی تحسین بر انگیز است).

طرف که مسئول در استان اردبیل بوده، پس از شنیده استدلال حاج آقا عظیمی و توانمندی و پای کار بودن ایشان، بلافاصله و در همان جلسه، نامه ای به اداره اسناد خلخال با این مضمون می نویسد: :آقای  سید اعظم آقا عظیمی میتواند تا آخر عمر کار کند و بازنشستگی ندارد، تا موقعی که خودش بخواهد”

خداوند ایشان را که واقعا فردی عالم و با سواد و بمعنی واقعی “ملا” است حفظ کند. دو کتاب دیگر هم ایشان در دست چاپ دارند که یکی از آنها سخنرانی های خودشان است.  و دیگری تقریرات ایشان از جلسات درسی امام خمینی(ره) است (ایشان شاگرد امام هم بوده است) که با خط زیبای خودش آن را تحریر کرده است.

ایشان اسمرود و اسمرودیها قدیم را بهتر از من می شناسد و در کتاب خودش از اسمرود هم نام برده است.  با آرزوی سلامتی و سرزندگی برای ایشان و همه بازنشستگان اسمرود.

                خیر کثیر                   

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::>

                 رسول انام پور                      

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::>

با سلام واحترام،استاد بزرگوار

مسافرت اخیر شما به شهرستان خلخال، ظاهرا شامل خیر کثیری بوده ،دیدار با علماء،سرکشی به مزار شهید ووطن که هردو مورد سفارش اهل بیت وبزرگان دین بوده وهست .در روایات آمده است:النظر الی العالم عباده ودر خصوص وطن آمده است: حب الوطن من الایمان وزیارت مزار شهداء هم جای خود دارد.

همانطوریکه استحضار دارید ،علماءقدیم هم با سواد بودند وهم بیانشان نافذ وتاثیر گذار بود،خدا رحمت کند دیگر همتا و هم آوردی مثل مرحوم  حاج اقاعراقی را نداریم وامثال حاج میرزا علی اکبر عابدی دیگر نخواهد آمد،بنده افتخار تلمذ بخشی از لمعتین شهید ثانی را در محضر معظم له دارم.ایشان  ملا،محقق ومقید به انجام فرایض و ترک واجبات بودند.مرحوم حضرت آیت الله یکتایی که بنده چند سالی از نزدیک ناظراحوال،افعال،اقوال وسکوت معنا دار ایشان بودم واقعاایشان را انسان عارف،عالم وفقیه بی نظیر یافتم  .هرچند که قلیلی  از اشخاص متحجر،کوته بین وکم ظرفیت وگاها رند در شاخ برگ او لانه انداخته ویا ساحت مقدس او را معراج خویش قرار دادند.

در هر صورت، هیچ یک از آنها نمی تواند از عظمت قداست واخلاص کم نظیر او بکاهد.خلخال نتوانست ظرف مناسبی برای روح بزرگ این بزرگان باشد.بقول مرحوم حاج اقا عراقی که می گفت:(من و هاشمی رفسنجانی هر دو از شاگردان مرحوم امام خمینی بودیم او در تهران ماند، شد هاشمی؛ من در خلخال ماندم،شدم عراقی)

واقعا دیدار با علماء وبزرگان علمی باید یک سنت می شد برای نسل جوان، زیرا  نفس ایشان ودیدار آنها در تعالی روح انسانها تاثیر گذار هست.بنده نیز به نوبه خود به این عمل ارزشمند ومعنوی حضرتعالی ارج نهاده وتشکر می کنم.

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::>

سلام آقا فرامرز
سفر نسبتا طولانی  خلخال اثر مثبتش را گذاشت
وآب وهوای خوب ،دوری از استرس کار  ورندگی
ماشینی ودغدغه های کم،حاصلش به قول
 حاج رسول،انجام همین کارهای خوب است
وخوبتر از همه،گزارش پایان سفر است
که خیلی دلچسب بود.
محمّد ولی

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::>

سلام بر جناب آقای انامپور گرامی و آقا محمدولی عزیز، هرچند مسیر سفر به خلخال طولانی است ولی انصافا هوای خوبی دارد و برخلاف تهران که آلودگی هوا رنجزاست، خلخال اکسیژن خالص است! من این توفیق را داشتم که از کودکی و نوجوانی با حاج آقا عظیمی مانوس باشم.

در دوره دانشجویی هم با ایشان در ارتباط بودم و از بحث های شیرین و عمیق ایشان بهره مند می شدم و کتاب و اطلاعات با هم رد و بدل میکردیم. آدم بسیار عمیق در حوزه اسلام، خوش فکر و خوش ذوق هستند که ساعتها میشود بدون خستگی با ایشان هم کلام شد. دریایی از مثل و حکم، لطیفه، شعر، خاطره است که با زبان شیرین و فصیح بیان میکند، خنده های ملیح اش موجب انبساط خاطر آدم میشود.

شاید ایشان جز معدود کسانی است که من به سهم خودم در زنده بودنش قدر او را میدانم. اگر کرونا نبود حتما ساعتها در دفترش از محضرش سود می جستم. بزرگانی هم که آقا رسول گفتند، واقعا از نوادر روزگار بودند، خدا آنها را رحمت کند و به زندگان این بزرگواران هم سلامتی و توفیق عنایت کند. پاینده باشید.

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::>

چه دوران باصفایی

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::>

               رحمان ستاری             

عکسها وخاطرات مربوط به مش نوروز عمی وهمسر پرتلاش ومهربانش را در سایت اسمرود خواندم چه زیرنویسها که این تصاویر نداشت. غرق در گذشته های دور شدم .
منش مش نوروز عمی ،سخنان شیرینش ،پرورش سبزیجات خانمش ودست ودلبازیهایش -مخصوصا در زمینه سبزی و پیازچه در فصل تابستان سبزی آیران آشی برایمان براه بود، خداوند روحشان را شاد کند؛ چه دوران با صفایی بود.
یادم میاد غروب بود ، عمیم (پدرم ) به من گفت :
گت مش وجه الله عموو دِنَن شاما گلسین بیزه . آن شب مهمان  زیاد داشتیم،  رفتم درب زدم، وارد شدم  مش نوروزعمیبادخترها وخانمش  نشسته بودند. اول کمی هول شدم ، یادم رفت چه باید بگویم ؛ سریع به خودم مسلط شدم گفتم:
عمیم دِدی شاما گل بیزه ! دخترش- زیور گفت :ددم شاما گلسین یا عمیم شاما گلسین ؟
در این لحظه قاطی کردم ، گفتم:
ددون گلسین  وبرگشتم .طولی نکشید مش نوروز عمی وارد شد
  عمیم  که با مرحوم مشهدی نورور هم سن بود وخیلی با هم  شوخی داشتند، گفت:
سنه کیم ددی گله سن ؟! گفت:
اوز صاغیرون ددی، منه نه!
دوباره مرا فرستاد سراغ مش وجه الله عمیم که جمعشان کامل شد.

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::>

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>