سخن هفته
{نجات} ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: خدایابه ماپایه ومایه ده//نجات از غم و قرص همسایه ده ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: حکیم قاسمی کرمانی ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: *پی نوشت: اگر من جای حکیم قاسمی بودم،نجات همسایه را هم از غم وقرص ازخدا می خواستم،فعلا نه دسترسی به حکیم هست ونه من شاعرم!!
آمار سایت
افراد آنلاین : 4
<==================> تعداد نوشته ها : 563
<==================> بازدید امروز : 1014
<==================> بازدید دیروز : 895
<==================> بازدید این هفته : 1014
<==================> بازدید این ماه : 10583
<==================> بازدید کل : 678478
<==================>
بایگانی

مثلا سفرنامه! /قسمت نهم

————————————————————

اینجا جبهه جنگ نیست واین آقایان هم فاتحان فتح المبین

نیستند .اینجا اسمرود است،باش دنده نه وفاتحان هم

سواربولدذر مستقر در محل هستند،نه سوار بر

تانکهای غنیمت گرفته ازارتش صدام.

———————————————————-

                                                          صبحانة معروف!

سفر سالانة ما در یک روز تفریحی، با صبحانه‌اش مشهور است. کره و عسل محلی ـ به اندازة توان خوردن هر کس در محیط دل‌انگیز طبیعت در یک صبح بهاری و خنک صبحگاهی، مزه‌ای دارد که تنها به وصال رسیدگان مزه آن را چشیده‌اند. خداوند نصیب همة آرزومندان بکند!

                              در امتداد یک پروژه

پس از صبحانه، طبق معمول هر کسی به سلیقه خود، تک تک یا گروه گروه، در دامن طبیعت پراکنده شدند و به سیر و سیاحت پرداختند و قرار شد جمع برای بازدید از پروژه جاده جدید اورتمه به روستا حاضر شوند. راه تا باش دندنه رفته بود و کمی تا قسمتی پول می‌خواست تا ادامة مسیر بدهد!

جادة خوبی است و اگر به سرانجام برسد، روستاهای اسمرود و سوران نیز راه میان‌بری را به مرکز شهر خواهند داشت ـ اگر آقای رسول انام‌پور ـ مدیریت جهاد کشاورزی هم همت و پشتیبانی مالی را در کنار کمک اهالی دوچندان کنند و بر کارشکنی‌ها و حرف و حدیث‌های پروژه ان‌شاءا… غلبه کنند!

                                 حلقه وسیع‌تر می‌شود

 

 

از لحظة ورودمان به شره مردواورتمه، اندک اندک بر جمع ما افزوده می‌شود و دوستانی که از تهران با وسیلة شخصی آمده‌اند، به جمع ما می‌پیوندند. بعضی‌ها با خانواده آمده و اطراف بید شره ‌مرد چادر زده‌اند. ناهار آبگوشت است و ماست محلی زودتر از آبگوشت می‌رسد و خوشمزگی‌اش باعث می‌شود که از گوشه و کنار سفره درخواست‌های مجدد ماست زیاد به گوش برسد!

                              سکوت در همهمه!

 

 

پس از صرف ناهار، قضیة کمک ما الی اهاالی برای ادامة دو پروژه راه جدید و استخر جدید باش گولی، همهمة ساعت‌های خوش گذشته را به سکوت مبدل می‌کند! پیشنهاد این است که حداقل برای تأمین هزینة سوخت و پذیرائی کارگران و راننده‌های مشغول در دو پروژه، اهالی کمک کنند تا پروژه‌ها از ادامه باز نمانند

                                       تاوان بزرگی!

پیشنهادها و نظرات مختلف در مورد شیوه کمک مطرح می‌شود و عاقبت به عهدة خود افراد گذاشته می‌شود تا به قدر توان کمک کنند امّا در این میان زور و اجباری هم چاشنی کار می‌شود و بزرگان حاضر در مجلس، از جمله حاج آقا سهرابی، اقای  ستاری، آقای کتاب اسدیان و… باید تاوان بزرگی خود را بدهند و قافله‌سالار شوند تا بقیه به تبعیت از آن‌ها بسم‌ا… را بگویند. از حدود ۵۰ نفر جمع که عده‌ای در تهران سهم خود را برای پروژه‌ها پرداخت کرده‌اند، مبلغی حدود ۷ میلیون تومان بصورت نقدی و یا وعده پرداخت، جمع‌آوری می‌شود.

                                     دوباره گردش

 

پس از خا لی‌شدن جیب و یا حساب برخی افراد، نوبت مجدد گردش است و عده‌ای هم سایة مستدام بید سرو قامت شره‌مرد را ترجیح می‌دهند و عده‌ای گردش در دامنة طبیعت را انتخاب می‌کنند. عصر برنامه این است که آن‌هایی که دوست دارند، عازم روستا شوند و آن‌هایی که می‌خواهند برگردند، عازم خلخال، تا فردا همگی در چهارمین یادواره شهدای روستا ی اسمرود گردهم آئیم که هدف اصلی، برگزاری باشکوه همین یادواره است و این دور هم بودن‌ها نیز به برکت خون پاک این شهیدان است که انگیزه ایجاد مؤسسة خیریه را هم فراهم آورده است.

                                                                                                   ادامه دارد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

دانش آموختگان اسمرود