قرار بود…
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
ذوالفقار ستاری اسمرود
عیب کنندم که چرا دل به تودادم
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی
“سعدی
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
ماه عزا فرا رسیده
قرار بود گریه کنیم، چه کسی مستحق تر از فرزند زهرا !
چه گریه ولابه ای شیرین تر از گریه بر مظلومیت زینب کبری؟
کدام مصیبت،عظمی تر از مصیبت آل نبی !
گریه کردیم ، از عمق جان هم گریه کردیم ولی ، فقط گریه کردیم .
قراربود مالمان را هدیه کنیم، نذر کنیم ، کدام بارگاه شایسته تر از بارگاه عباس ؟!
ونذری دادیم ، احسان کردیم ، پول دادیم .قربانی کردیم ،
ولی ، فقط، پول دادیم .وگوسفند قربانی کردیم .
قراربود مدح وثنا کنیم، از صورت وسیرت اکبر وقاسم وحبیب ،
نوحه ها ساختیم ،شعرو نواها سرودیم وبهترین مداحی ها
وروضه هادر وصف حماسه عاشورا خواندیم وبرپای منبر وعظ وخطابه نشستیم .
ولی فقط گوش کردیم وناشنیده
فراموش نمودیم .
سینه وزنجیر زدیم ، مسجد وتکیه ها زینت دادیم ، آبروداری کردیم
نه یکسال نه ده سال ، نه صد سال ، هزاروچهارصد سال است که
به این سنت دیرینه عزا نگه داشته ایم .
ولی فقط عزاداری کرده ایم !
قرار بود با نهضت عاشورا به دلها قرار بیاید ، رنج وخشونت وبدعت
از بشر دور شود .علم عدالت افراشته شود، مهربانی وعطوفت دردلها سوار شود .
سر به ظلم وستیز خم نشود ، صلح وامان مستقر شود .امربه معروف
ونهی از منکر رواج یابد . وهزاران خیر وخوبی، شیرینی وشادی ….
من فکر نمی کنم بزرگ زاده ای چون حسین ( ع) که نسب از پیامبر رحمت دارد
زاده شیرمردی چون علی، وپرورش یافته دامن اطهری، چون فاطمه
هدف از نهضت خودرا، گریه امت بر مصیبت خودو خاندانش بداند،
انصاف نیست بر چنین رسالت بزرگی که به اختیار وقصد
خداخواهی انجام گرفته ، فقط، رخت عزا به تن کنیم وعلم و بیرق
زرین بیفرازیم ودیگر هیچ….
اوکه در اعلی علیین وهمنشین ملایک است ، چه نیازی به گریستن مادارد؟!
دور از خرد است، که بگوییم طلب سید الشهدا ازما، نذری غذا وپوشیدن
رخت عزا، وتوصیف شجاعت وجوانمردی علمدارکربلا،
پس رد پای سیرت حسین در کجای زندگی ما قراردارد؟
آزادگی وظلم ستیزی او چقدر در زندگی روزمره ماجاری وساری است؟
صله رحم به خانواده وخویشان، که گاه سالیان زیاد از برادر وخواهر
وپدروعمو غافلیم، کجا به مرام حسین شباهت دارد؟!
چه کسی از ما نفس خودرا قربانی کرده ومی گوید: ” جز زیبایی چیزی ندیدم” ؟!
چه کسی از ما مرگ را ” شیرین تر از عسل می داند”؟!
چه کسی از ما حتی با برادر ناتنی اش( همچون حسین وعباس)
چنین رابطه عمیق عاطفی دارد که خودرابنده او بداند ؟!
چه کسی ازما همزمان با عزاداری درفکر غش درمعامله فردا نیست؟
هر چقدربیشتر خلق را فریب می دهیم بیشتر خوشحالیم وزیرکی خودرا تحسین می کنیم .
کدام یک ازما فردای عاشورا سبک وسیاق مهربانی پیش گرفته ایم
ودرمسیر انصاف ووپشیمانی از گناه گام برداشته ایم؟
چقدر برگرفتن حق خود پای فشرده ایم وظلم بر مظلوم را برنتابیده ایم؟!
چقدر کارارباب رجوع را به بهانه واهی به روزها وهفته ها موکول نکرده ایم؟
چقدر دربرابر منکر قد علم کرده ایم وخودرا به زحمت انداخته ایم؟
فقط گریه؟ فقط پخش شیرینی و شربت ،فقط گوش سپردن به
نوحه حزین، فقط نقل حوادث کربلا، که هیجانات درونی خودرا خالی کنیم ؟
این که نشد حسینی شدن .
آیا وقت آن نرسیده که به درسها وپیام های عاشورا عمل کنیم؟!!!
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
سلام
آفرین بر آقا ذوالفقار
دوهنر، یکجا؛هم مطلبِ عالی وهم انشای روان.
آقا ذوالفقار هر موقع اراده کند،خوب وبی نقص می نویسد.
اصول وقوانین نوشتن را در حد اعلی رعایت می کند وبا خواندن
مطلب ،احساس نقص در متن نمی کنی، واین خیلی ارزشمند است.
قلمت توانا، دبیر اهل قلم.