سخن هفته

نابینا!
===
-وقتی بچه بودم،خدا را دیدم،
فرشتگان را دیدم،

رازهای جهان های لاهوتی وناسوتی را پیش چشم تما شا کردم،
تصورم این بود که،
همه آدمیان چنین می بینند،
سر انجام پی بردم
که آنها نابینایند...
شمس تبریزی
===
منبع:چهل قانون ملت عشق/الیف شافاک/ ترجمه زهره قلی پور

آمار سایت
افراد آنلاین : 2
<==================> تعداد نوشته ها : 1336
<==================> بازدید امروز : 113
<==================> بازدید دیروز : 179
<==================> بازدید این هفته : 113
<==================> بازدید این ماه : 292
<==================> بازدید کل : 2006265
<==================>
بایگانی

یاد…

یاد نیک

============================

رحمان ستاری

روز پنج شنبه است ، یادی کنیم از جمیع در گذشتگان، پدران و مادران ؛به ویژه  تازه در گذشته _مرحوم اقای سلیمان سهرابی که از جمع گروه ما برای همیشه رخت بربستند و به دیار باقی شتافتند. ان شا ءالله مهمان سر سفره مولایمان ابا عبد الله الحسین باشند.

وقتی از فرط دلتنگی، مطلبی حاکی از بی قراری می نوشتم، پیام می دادند:  داریخما، اقای ستاری داریخما.با همین دوکلمه ارامش درون ایشان را با تمام وجود لمس می کردم .در نوشتارش احترام و حرمت به مخاطب موج می زد شاید بخاطر همین سفر زود رسی بود که به ایشان الهام شده بود.

ارام و متین بود. کم می نوشت و گاهی با خط زیبا که خوش قلبی ایشان را بازتاب می داد، مطلبی ،شعری خطاطی می کرد .در طول حیات ایشان از نزدیک چندان با روحیات ایشان اشنا نبودم گه گاهی هم به حکم تقدیر باهم تلاقی داشتیم. بسیار کم حرف بود و بیشتر شنونده بود.

سراغ ندارم پشت سر کسی غیبتی کرده باشد ،از افراد به نیکی یاد می کرد .جد وجهد و کوشش و تلاش سرگرمی دائیمیش بود ؛از جبهه و جنگ تا عضویت در سپاه و سپس اشتغال در شهرداری در سمتهای مدیریتی وبعد از بازنشستگی به طب سنتی روی اوردند. دورا  دور تلاش او را دراین زمینه می شنیدم. البته تلاش ایشان شاید بیشتر به خاطرارثی که از اجداد درگدشته در رگهای ایشان جریان داشت ؛هم از ناحیه پدری هم از ناحیه مادری در طبابت سنتی و شکسته بندی مهارت ویژه داشتند.

علاوه بر اهالی، از دیگر روستاهای همجوار هم به این دو بزرگوار(مرحوم سبزعلی سهرابی ومرحوم خیبر رضایی) مراجعه می نمودند . خدا وند همه انهارا مورد رحمت واسعه خویش قراردهد  وروح حکیم سلیمان را با اولیایش محشور بفرماید . با ذکر صلوات ، فاتحه ای هدیه کنیم به روحاین عزیزان وهمه درگذشتگان اسمرود.

دراین چند هفته ای که از فوت ایشان می گذرد، عمدتا خلخال بودم واشتغالات روز مره وعدم دسترسی به نت سعادت دلنوشته دست نداده بود . بر حسب وظیفه،خواستم یاد نیکو از برادر دینی بجا

بیاورم ،لذا از روح لطیف و متین این هم گروهی عزیز خواهان عذر هستم.

=========================================

سلام بر آقا رحمان بزرگوار
ازذکریاد مرحوم سلیمان عزیز وپدبزرگهای ایشان که در طول حیات
خود،در حوزه درمان سنتی وشکسته بندی،خدمات ارزشمندی را
به اهالی اسمرود وروستا های همجوار ارائه می دادند،سپاسگزارم.
مرحوم سلیمان هروقت خاطرات شما را در گروه می خواند،به من زنگ
می زد ومی گفت:شاید درگیر سایت آفتاب اسمرود هستی و ندیدی
فلان مطلب را آقا رحمان نوشته و چقدر خندیدم ودوباره با هم می خندیدیم.
خداوند پدر ومادر شما را هم رحمت کند که جز نام نبک ویادنیک از
آنها در ذهن نداریم.
برای شادی روح همه عزیزانمان در شب جمعه فاتحه ای می خوانیم.

========================================

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>