کمی مشکل فنی؛اندکی سیاست!
رحمان ستاری
سلام به دوستان وبزرگواران.
امروز وانت پیکان کمی مشکل فنی داشت، لذا چند ساعتی در تعمیرگاه بودم .همزمان چند مشتری بود، یکی از مشتریها جوانی بود با اندام گوشتی دارای سبیل پرپشت که در دوطرف تیز که به طرف لاله گوش طرفین متمایل بود. هرقطعه که مکانیک سفارش خرید می داد، می رفت می خرید وبه زمین و زمان بد وبیرا می گفت وبا فحش کمر پایینی ،غرولند خود را بدرقه می کرد.
روبه من کرد و گفت: حاجی؛ بیکار بودید انقلاب کردید ? گفتم خوب برو از بابات بپرس .گفت: از بابا ،از هرکس پرسیدم گفتند ما شرکت نداشتیم. گفتم همه بالاتفاق دروغ می گویند. اگر اینطور هست رای ۵/۹۸ وبا ان صفهای رای انبوه ومتراکم از کجا امد؟!
حالا بپرس چرا رای دادند تا پاسخ دهم. مکثی کرد و گفت :خوب چرا ؟گفتم بخاطر اینکه توکه الان این همه اعتراص دارید، اگر زمان شاه بود چنان دهانت می دوختند، حتی جرات درگوشی حرف زدن را نداشتی.
این از این. در باره اوضاع معیشتی هم دران زمان چقدر اطلاعات داری. ایا حلبی اباد نشینی به گوشت خورده؟ گفت :اره، چطور؟ گفتم: این قشر حلبی اباد چنان در شمال، جنوب وغرب و شرق پایتخت ورم کرده بود، خود تهران دروسط گم شده بود واین درحالیست که نفت به بالاترین قیمت فروخته می شد وکل جمعیت ایران نیز ۳۶۰۰۰۰۰۰ بود؛ ازطرفی، تمام بیمارستان و درمانگاه ها پراز پزشک عمومی پاکستانی و هندی بود. خانم می گفت سرفه می کنم ،کل بدنش را معاینه می کرد، لذا خیلی از خانمها به دکتر نمی رفتند. حالا خودت حال را با گذشته مقایسه کن اگر راستش را نگی توهم راه بابات را رفتی.
گفت: یعنی الان خیلی خوب است ؟ گفتم: قرارشد تو قضاوت کنی، از من بپرسی میگم اری. از حلبی نشین خبری نیست، پزشکی خودکفا. ازاادی داریم وبراحتی همه باهم بحث می کنیم؛ سیاسی غیر سیاسی، برای خودمان یک پا قلدر درمقابل امریکاهستیم.
اگر گرانی داریم ومشکل داریم، در عوض خفگان نداریم، استقلال داریم. امنیت خودمان را خودمان حفظ می کنیم. الان همه اتفاق دارند تصمیم با ملت است ؛زیر بار زورگویی امریکا و دیگران برود ویا بر استقلال خود پای بفشارد. بسم الله. کسی خواهان حکومت زوری نیست این هردو مسیر هرکدام مشکلات خاص خودش را دارد، اولی را چند قرن آزمودیم ودومی تازه اغاز شده..