جان شما،جان شیلش!
========================================>
محمّد ولی سهرابی اسمرود
تایید وتکذیب خرید وفروش و وقف دماوند؛از قله گرفته تا دامنه و یال وکوپال
این گنبد گیتی،ناگهان بنده را یاد شلیش سرفرازخودمان انداخت که برای
ما اسمرودیها ،حتی بلند تر وبا وقارتر از دماوند است!
کوه سربلندی که ذوق وقریحه خیلی از هم ولایتی های اسمرودی را
در قالب شعر شکوفا کرد که نظیر این شعرها در وصف دماوند هم گفته وسروده
نشده است!


بی شک اگر ملک الشعرای بهار عمرش کفاف می داد و توفیق
تماشای شیلش نصیبش می شد
“شیلشیه ای ” می سرود رسا وشیوا که “دماوندیه” اش ،چون دماوند
در مقابل شیلش قدرت عرض اندام
نداشته باشد!
حالا که بعضی ایرانی ها همه چیز خوار شده ه اند
و از زمین وجنگل و دریا خواری خسته شده وبه کوه خواری روی آورده اند
و از کو های مرغوب وخوش قد وقامت هم شروع کرده اند
یادم افتاد که حواسمان ششدانگ به شیلش باشد که هماورد دماوند است و اشتها بر انگیز!
مبادا غفلت کنیم که همه چیز خواران خوش اشتها،خدای ناکرده
با غفلت ما،شیلش را هم به ۱۳ قسمت مساوی تقسیم کنند و یالهای حاصیلخیز
آن ،بخصوص یال شرقی آن را که از زمانهای قدیم، جد وآباد ما ونسل ما
ونسلهای آینده به آن به عنوان چاه نفت نگاه کرده ایم،به نام نامی
خودشان سند بزنند.

از هرطرف که مسیرتان به اسمرود می خورد، بخصوص
از سمت اَتَک دندنه وباش دندنه،هوای شیلش را
داشته باشید،که شیلش قرنهاست هوای نیاکان ما
را داشته وزین پس نیز خواهد داشت.
جان شما و جان شیلش!
===========================================>