گذر از خاطرات
29 تیرماه ۹۸:::::::::>
از زندانه تا قلعه بابک

\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\
اشاره:پارسال در چنین ایّامی،باخانواده وفامیل،تهران رابه سمت
خلحال ترک کردیم،به همت برادر خانم،در یک ویلای جنگلی در
منطقه زندانه- جاده پونل اتراق کردیم.
طبیعت بکر منطقه، دقیقا زندگی وداستان های رابینسون کُرزوئه را
که نوجوانی عاشق داستانهایش بودم،در ذهنم تداعی می کرد.
چند روزی در تبریز میهمان باجناق بودیم و سه شبانه روز هم در
کلیبر بتوته کردیم که آب وهوا وجنگل وطبیعت زیبایش بسیار دلنواز
وآرمبخش بود.کوهستانی،مثل خلحال،امّا با جنگلهای انبوه ارسباران
وسرسبزتر و زیباتر از خلخال.
اگر فرصتی یافتید،وکرونا هم رخت سفر بسته بود، شما هم رخت سفر
را ببندید وکلیبر را حتما ببینید.
یک روز تمام هم مهمان روستای کندوان بودیم.واقعا از عجایب زندگی
وطبیعت دیار آذر بایجان است،که البته بایورش شهرنشینان،روستائی ها
هم رفته رفته خلق وخوی شهری وکاسبکارانه پیدا کرده اند؛امّاآثار
سختکوشی و نبرد با طبیعت به ظاهر خشن دیار آذبایجان،در رگ وپوست
روستا جاری است و از واجبات زندگی است که یک بار نشانه های سازگاری
با طبیعت را در سیمای روستا و کندوان جادویی ببینید.
مجموعه عکسهایی که خواهید دید،حاصل سفر یک هفته ای ما به بخشی
از دیار زیبای آذر بایجان است.
\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\
زندانه-پونل



\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\
کلیبروقلعه بابک



هنگام بلند شدن،چنان سرم به سنگ خورد که…

…هنوز که هنوز است،درد می کند!





روستای کندوان






\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\