گذر روزگار
رحمان ستاری
خدایا؛ به گردش روزگارت شکر، رورگاری از صبح تا غروب همه کلاس بود
و این فک که مدام می جنبید .اکنون چنان برکام چسبیده
جز به وقت نماز از ان جدا نمی شود!
دومین سال اشتغالم بود، یکی از همکاران که سابقه بالای
بیست سال داشت ،نصیحتی به من کرد، افسوس نشنیده گرفتم.
به من گفت: اقای ستاری؛ توصیه ای به شما دارم، گفتم: بفرمایید
جناب رحیمی ، گفت؛ این نیروی جوانی خود را برای ۳۰ سال تقسیم
کنید،والابا این حرارتی که در پیش گرفتی کم خواهید اورد !
به ظاهر گفتم چشم ،اما اصلا حالیم نشدچه می گوید ولی انچه گفت
هنوز سر کار بودم ،اتفاق افتاد واقعا زورم می امد حرف بزنم.
در هفته یک زنگ ان حال قدیمی را می یافتم. حال نیز گه گاه
از دبیرستان برای تدریس از روی لطف زنگ می زنند ،حد اقل
برای یک روز ،اما توانی در خودم نمی بینم. حال نه حوصله
بیکاری دارم، نه حوصله کار، چقدر با گذر زمان معنای جملات
و واژه ها تغییر می کند.
»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»
سلام
۳۰ سال تلاش کافی هست، سن بازنشستگی
درست انتخاب شده ،واقعاً جسم و توان انسان
هم انگار به سمت بازنشستگی می رود.
بهترین کار مراقبت از سلامت خودمان است
که یکی از راه های ساده، پیاده روی و ورزش روزانه است.
………………………………………………………………………
دکتر اذن الله آذر گشب