غدیر؛ فصلِ وصل
عید باشکوه ومبارک غدیر خم
فصلِ وصلِ امامت ونبوت
روز باشکوه عاشقی و ولایتمداری
هنگامه اعلام بیعت با برگزیده خاص خدا
عیدالله الکبر
بر تمامی مسلمین جهان
شادباش وخجسته باد.
==========================================
مسئله غدیر، ورود نبی مکرم اسلام
در امر مدیریت جامعه است
مسألهی غدیر و تعیین امیرالمؤمنین (علیهالصلاةوالسلام) به عنوان ولیامر امت اسلامی از سوی پیامبر مکرم اسلام (صلیاللهعلیهوالهوسلم) یک حادثهی بسیار بزرگ و پرمعناست؛ در حقیقت دخالت نبی مکرم در امر مدیریت جامعه است. معنای این حرکت که در روز هجدهم ذیالحجه سال دهم هجرت اتفاق افتاد، این است که اسلام به مسألهی مدیریت جامعه به چشم اهمیت نگاه میکند.
اینطور نیست که امر مدیریت در نظام اسلامی و جامعهی اسلامی، رها و بیاعتنا باشد. علت هم این است که مدیریت یک جامعه، جزو اثرگذارترین مسائل جامعه است. تعیین امیرالمؤمنین هم – که مظهر تقوا و علم و شجاعت و فداکاری و عدل در میان صحابهی پیغمبر است – ابعاد این مدیریت را روشن میکند. معلوم میشود آنچه از نظر اسلام در باب مدیریت جامعه اهمیت دارد، اینهاست. کسانی که امیرالمؤمنین را به جانشینی بلافصل هم قبول ندارند، در علم و زهد و تقوا و شجاعت آن بزرگوار و در فداکاری او برای حق و عدل، تردید ندارند؛ این مورد اتفاق همهی مسلمین و همهی کسانی است که امیرالمؤمنین (علیهالصلاةوالسلام) را میشناسند. این نشان میدهد که جامعهی اسلامی از نظر اسلام و پیغمبر، چه نوع مدیریت و زمامداری و حکومتی را باید به عنوان هدف مطلوب دنبال کند.
حضرت آیت الله خامنه ای
===========================================
علی(ع) محمد(ص) دیگر است!

…علی (ع) مرد شمشیر و سخن و سیاست است. احساسی به رقت یک عارف دارد، و اندیشهای به استحکام یک حکیم. در تقوا و عدل چندان شدید است که او را در جمع یاران – حتی در چشم برادرش عقیل – تحملناپذیر ساخته است. آشنایی دقیق و شاملش با قرآن، قولی است که جملگی برآنند.
شرایط زندگی خصوصیاش، زندگی اجتماعی و سیاسیاش و پیوندش با پیغمبر (ص) ، و بهویژه سرشت روح و عمیقی که در زیر احکام و عقاید و شعایر یک دین نهفته است و غالباً از چشمهای ظاهربین پنهان میماند، از نزدیک آشنا کرده و احساسش و بینشش با آن عجین شده است. وی یک وجدان اسلامی دارد، و این جز اعتقاد به اسلام است.
در طول ۲۳ سالی که محمد (ص) نهضت خود را در صحنه روح و جامعه آغاز کرده، علی (ع) همواره درخشیده، همواره در آغوش خطرها زیسته است و یک بار نلغزیده است. یکبار کمترین ضعفی از خود نشان نداده است.
آنچه در علی (ع) سخت ارجمند است، روح چندبعدی اوست. روحی که در همه ابعاد گوناگون و حتی ناهمانند قهرمان است. قهرمان اندیشیدن و جنگیدن و عشق ورزیدن، مرد محراب و مردم. مرد تنهایی و سیاست، دشمن خطرناک همه پستیهایی که انسانیت همواره از آن رنج میبرد و مجسمه همه آرزوهایی که انسانیت همواره در دل میپرورد.
… علی (ع)؛ چه کسی میتواند سیمای او را نقاشی کند؟! روح شگفتی با چند بعد، مردی که در همه چهرههایشان به عظمت خدایان اساطیر است. انسانی که در همه استعدادهای متفاوت و متناقض روح و زندگی قهرمان است. قهرمان شمشیر و سخن، خردمندی و عشق، جانبازی و صبر، ایمان و منطق، حقیقت و سیاست، هوشیاری و تقوی، خشونت و مهر، انتقام و گذشت، غرور و تواضع، انزوا و اجتماع، سادگی و عظمت. انسانی که هست از آن گونه که باید باشد، و نیست.
در معرکههای خونین نبرد، شمشیر پرآوازهاش صفوف دشمن را میشکافد و به بازی میگیرد. سیاه خصم همچون کشتزار گندم های رسیده در دم تیغ دو دمش بر روی هم میخوابد و در دل شبهای ساکت مدینه همچون یک روح تنها و دردمند که از خفقان زیستن بیطاقت شده است و از بودن به ستوه آمده، بستر آرامش را رها میکند و در پناه شب – که با علی سخت آشنا و مأنوس و محرم است – از سایه روشنهای آشنای نخلستانهای ساکت حومه شهر، خاموش میگذرد و سر در حلقوم چاه میبرد، و غریبانه مینالد. زندانی بزرگ خاک، عظمتی که در زیستن نمیگنجد. روح آزادی که سقف سنگین و کوتاه آسمان برسینهاش افتاده است و دم زدن را بر او دشوار کرده است.
او که از شمشیرش مرگ میبارد و از زبانش شعر؛ هم زیبایی دانش را میشناسد و هم زیبایی خداوند. هم پروازهای اندیشیدن را و هم تپشهای دوست داشتن را. خونریز خشمگین صحنه پیکار، سوخته خاموش خلوت محراب. او: ویرژیل «دانته» است، و رستم «فردوسی» است و شمس مولای روم و…
چه میگویم! مگر با کلمات میتوان از علی (ع) سخن گفت؟! باید به سکوت گوش فراداد، تا از او چهها میگوید؟! چه او با علی (ع) آشناتر است…! علی (ع) خود محمد (ص) دیگری است، و شگفتتر آن که: در سیمای علی (ع)، محمد (ص) را نمایانتر میتوان دید.
==========================================
… غدیر می آید
صداى کیست چنین دلپذیر مى آید؟
کدام چشمه به این گرمسیر مى آید؟
صداى کیست که این گونه روشن و گیر است ؟
که بود و کیست که از این مسیر مى آید؟
چه گفته است مگر جبرئیل با احمد؟
صداى کاتب و کلک دبیر مى آید
خبر، به روشنى روز در فضا پیچید
خبر دهید: کسى دستگیر مى آید!
کسى بزرگتر از آسمان و هر چه در اوست
به دستگیرى طفل صغیر مى آید
على به جاى محمد به انتخاب خد
خبر دهید: بشیرى نذیر مى آید!
کسى به سختى سوهان به سختى صخره
کسى به نرمى موج حریر مى آید
کسى که مثل کسى نیست، مثل او تنهاست
کسى شبیه خودش بى نظیر مى آید
خبر دهید که: دریا به چشمه خواهد ریخت
خبر دهید به یاران: غدیر مى آید
به سالکان طریق شرافت و شمشیر
خبر دهید که از راه، پیر مى آید
خبر دهید به یاران: دوباره از بیشه
صداى روشن یک شرزه شیر مى آید
خم غدیر به دوش از کرانه ها، مردى
به آبیارى خاک کویر مى آید
کسى دوباره به پاى یتیم مى سوزد
کسى دوباره سراغ فقیر مى آید
کسى حماسه تر از این حماسه هاى سبک
مرتضى امیرى اسفندقه

============================================