سخن هفته
راه خاکی >>>>>>>> روش هر پیغمبر بعدی،ساده کردن عقاید ومحو اوهام وبرگرداندن افکار واعمال مردم بصورت خالص وفطری اولیه است. راه انبیاء پرواز مستقیم است،راه ما راه خاکی است وپر از موانع،و چه بسا به خطرات هم بر بخوریم،ولی می خواهیم این راه را طی کنیم،اگر چه در زمان طولانی و با زحمت زیاد. >>>>>>>>>>>>>>>>>> منبع:راه طی شده/ مرحوم مهندس مهدی بازرگان
آمار سایت
افراد آنلاین : 4
<==================> تعداد نوشته ها : 609
<==================> بازدید امروز : 92
<==================> بازدید دیروز : 636
<==================> بازدید این هفته : 2750
<==================> بازدید این ماه : 11178
<==================> بازدید کل : 739109
<==================>
بایگانی

…در حدیث

…در حدیث دیگران

………………………………………………………………………………………….

آدم های کوچک،میزهای بزرگ!

………………………………………………………………………………………….

یکی از بدترین فجایعی که در سال‌های اخیر در فضای علمی و دانشگاهی کشور رخ داده است، نزول جایگاه عناوین و مدارج دانشگاهی است. در روزگار امروز، فارغ التحصیلان و حتی دانشجویان همه رشته های دانشگاهی خودشان را «مهندس» می دانند و توجهی به عناوین دقیق رشته های تحصیلی خود ندارند. حتی در ادارات و سازمانها هم، غالب کارمندان همدیگر را «مهندس» صدا می کنند ولو اینکه طرف دیپلم مردودی باشد!

 

طبیعی است در چنین فضایی که حتی کارمندان معمولی هم مهندس شده اند، برخی مدیران و روسای ادارات و سازمانها به فکر چاره باشند تا جاه طلبی و مقام پرستی خود را ارضا کنند و با عنوانی متفاوت خطاب شوند! از همین رو در سالهای اخیر له له زدن برای کسب عنوان «دکترا» در میان مدیران اپیدمی شده است.

 

کم نیستند مدیرانی که به مدد طمعکاری برخی دانشگاه‌های پولی و بی خاصیت و از برکت نفوذ سازمانی میز ریاست خود، مدارج دانشگاهی را جهشی طی کرده‌اند و بی هیچ کلاس و پایان نامه و پژوهشی، قله بلند «دکتری» را فتح کرده اند!

 

بدتر از این افراد، نمونه های دیگری نیز وجود دارند، مدیرانی که حتی در دانشگاه‌های رسمی هم تحصیل نکرده اند و صرفا به استناد طی برخی دوره های آموزشی و داخلی در برخی سازمان‌ها و مجموعه‌های دولتی، خود را «دکتر» می دانند و دیگران را هم دعوت به «دکتر…دکتر» گفتن می‌کنند!

 

آدم های کوچک برای میزهای بزرگ فاجعه هستند! یکی از دوستان، از قول یکی از همین مدیران تعریف می کرد که طرف حاضر بود همه کارمندان زیرمجموعه اش را مهمان ناهاری چرب کند، تا آنها در مکاتبات اداری ایشان را با عنوان «دکتر…» مورد خطاب قرار دهند! متاسفانه آفت جاه طلبی و نفسانیت دردناک چنین مدیران و نورچشمی ها، علاوه بر ابعاد محدود فردی و سازمانی به جامعه نیز سرایت کرده است.در جامعه ای که «دکترا» مثل نقل و نبات در بین مدیران و مسئولان پخش شود، اعتبار و جایگاه علمی این عنوان نیز به فنا خواهد رفت!

 

حضرات مدیران غیرمتخصص را که فقط نقش ربات های «پاراف و امضا» را بازی می کنند، چطور می توان با کسانی که سالها پشت کتابها عرق می ریزند و پژوهش می کنند، مقاله می نویسند و تولید دانش می کنند، یکی دانست و هر دو را «دکتر» خطاب کرد؟!

 

همه ما در این فاجعه مقصر هستیم. حداقل نقش اصلاح گرانه ما در خصوص این نوع جاه طلبی های غیراخلاقی، پرهیز از پذیرش و خطاب القاب و عناوین غیرواقعی نسبت به افراد است.عادت کنیم به اینکه نه دانشجوی حسابداری را «مهندس» بنامیم، نه مدیر مهندس اداره مان را «دکتر» بنویسیم، و نه حتی یک وزیر لیسانسه را «دکتر» بخوانیم!

………………………………………………………………………………………….

مهدی نور محمد زاده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

دانش آموختگان اسمرود