لطفاً زندگی کنید
==========================================
دکترمحمّدعلی فیاضبخش
==========================================
آمار ندارم، امّا بسیار بعید میدانم در هیچ کشوری زیر آسمان، روزانه و شبانه در میان مردم، این میزان مباحثات سیاسی و بلکه مناقشات سیاسی باشد. این که این حجم از سیاستگرایی در میان مردم، آیا حُسن است یا عیب، باید در برآیند زندگی مردم سنجیده شود. مثلاً آیا مباحث سیاسی در عرض دیگر مسائل زندگی و هموزن با آنها مطرح میشود؟ و یا این که همه دیگر مسائل تحتالشّعاع سیاست است؟
عناصر زندگی ما به عنوان شهروند چه چیزهایی هستند؟
اقتصادِ معیشت، اوقات فراغت، توجه به کیفیّت در سبک زندگی، هنر و ادبیّات و شعر، سینما و تئاتر و موسیقی، مباحث و ملاحظات تربیتی، آداب و اصول شهروندی در معاشرتها و معاملات و رفتوآمدها، ترافیک، محیط زیست، ارتقای دانش عمومی، خانوادهگرایی و پاسداری از سنّتهای زندگی سالم، تعاون اجتماعی و همکاری در امور عامالمنفعه، ورزش و تربیت بدنی و مانند اینها.
اکنون یک برآورد به عمل آورید در توزین و تعادل این دو کفّه: یک کفّه، همه آنچه در بالا شمردم – و احیاناً ناگفتههایی را وانهادم – و در کفّه دیگر، یکسره دلمشغولی به اتفاقات سیاسی و مناقشاتی که در این حوزه بین سیاسیون و حاکمان است؛ …و ما مردم، بی آنکه تصمیمگیران جدّی این میدان باشیم، فقط در نظارهگری، بحث میکنیم و با خود و با یکدیگر مجادله میورزیم و این قطار هم در همان ریل خود به هدایت لوکوموتیورانهای سنّتی به راه خود میرود و گاه به سوزنبانی افراد صنعتی(!)، خط عوض میکند. سهم مردم در این میان، فقط بحث و جدل با خودشان و با یکدیگرشان است و همین؛ …و قطار سیاست، رانندههای خود را دارد و سوزنبانهای خود را و دوسههزار نفر سرنشینان خود را. مردم به تماشای این قطار ایستادهاند و بدون آن که گاز و ترمزی یا سوزن تعویضی یا حتّی کوپهای در اختیار داشته باشند به تندی و کندی و تعویض خط وخطوط نظارهگرند؛ …و مگر کار دیگری توانند کرد؟
به همین سبب، اگر همین یک کار را هم -که گاه با عصبانیّت است و جدل و گاه با اندک امیدی است و خوشبینی- از ایشان بستانیم، انگار دیگر سوژهای برای زندگی ندارند و گویی از بیکاری کهیر میزنند. نگویید: «دوباره سیاهنمایی!»؛اگر هم خواستید، بگویید؛ امّا انصاف دهید؛ اینقدر ما را فتیلهپیچ سیاست -ب خوانید سیاستزدگی و سیاسیبازی- کردهاند که گرچه میدانیم چندان کارهای نیستیم، امّا همچنان در صحنه جدالهای سیاسی، شبانهروز انرژی میگذاریم و رگ گردن برمیتابیم؛غافل از آنکه، مؤمن! تو که جز در موسم صندوقها، چندان در جریان امور قرار نمیگیری و در اینسوی صدپرده تودرتو از اخبار و وقایع قرار داری و حتّی هنوز نفهمیدهای که باید آیا دیروز دلواپس حضور آمریکا در برجام میبودی یا امروز شاکی و معترض به خروج او؟ آری، وقتی این مقدار تعارض و آشوب در فهم و اطّلاعات ما عوام از کُنه مسائل موج میزند، آخر سر جدّتان این همه مباحثات سیاسی، که با زن و بچّه و یار و همکار و در و همسایه داریم، چیست؟ زندگیتان را بکنید؛ اگر نگویید: «مگر میگذارند؟
به نقل از : روزنامه اطلاعات
==========================================
…خریدار کالای ایرانیم
دکترغلامعلی حداد عادل در مراسم شعرخوانی نیمه ماه مبارک رمضان شعری با محوریت کالای ایرانی خواند که در آن از برخی شهرها نام برده میشد، رهبر انقلاب بلافاصله فرمودند: شهرکرد و کهگیلویه و بویر احمد را نگفتید.
همزمان با شب میلاد کریم اهلبیت حضرت امام حسن مجتبی (علیهالسلام)، جمعی از اهالی فرهنگ، استادان شعر و ادب فارسی و شاعران جوان و پیشکسوت کشور طبق سنت هرساله با حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند.
طبق سنت هرساله در این دیدار که رهبر انقلاب از برخی شعرا و بزرگان مراسم دعوت به شعرخوانی می:نند، این بار نیز از غلامعلی حدادعادل خواستند شعری بخواند.
معظم له فرمودند: میخواهیم خیلیها شعربخوانند. آقای دکتر حداد اولین است.
در ادامه غلامعلی حداد عادل در اجابت این سخن رهبر انقلاب گفت: عنوان امسال را در نوروز حمایت از کالا و تولید ملی و ایرانی اعلام فرمودید، پس از آن به دوش همه ما انواع وظایف افتاد. بنده نیز فک رکردم یکی از کارهایی که باید انجام دهم این است که با شعر فرهنگ حمایت و استفاده از کالای ایرانی را تبلیغ کنم.
این شعر را میخوانم:
منم پاک فرزند ایران زمین
چراغی در این خاک نورانیام
اگر ترک و کرد و لر و ترکمن
بلوچ و عرب یا خراسانیام
ز تبریز و شیراز از اهواز و رشت
زکرمان و یزدم، سپاهانیم
هوادار آبادی میهنم
نگهدار ایران ز ویرانیام
ندارم به جز مهر ایران به دل
خریدار کالای ایرانیام
==========================================