سخن هفته
اگر...پس...! ************************** ولتر پس از مطالعات تاریخی در باره اسلام،نظرش عوض شد وگوته،با شناخت ویژگی های اسلام،اظهار داشت: "اگر اسلام این است؛پس آیا ما همگی مسلمان نیستیم؟!" ************************** منبع:آیا اسلام یک خطر جهانی است؟/مهندس مهدی بازرگان/انتشارات قلم،چاپ رشد/1374
آمار سایت
افراد آنلاین : 2
<==================> تعداد نوشته ها : 497
<==================> بازدید امروز : 265
<==================> بازدید دیروز : 347
<==================> بازدید این هفته : 2738
<==================> بازدید این ماه : 15968
<==================> بازدید کل : 600563
<==================>
بایگانی

روز…

روز وفاداری

==========================================

ولادت فرخنده نمونه ادب و وفاداری،قمر بنی هاشم،حضرت ابوالفضل العباس(ع)

وروز مبارک جانباز بر همه جانبازان سر افراز میهن اسلامی،بخصوص جانبازان عزیز

 روستایمان- اسمرود مبارک باد.

————————————————————————————

حضرت ابوالفضل العباس(ع) در ۴ شعبان سال ۲۶ق

در مدینه به دنیا آمد. در دوران کودکى از پدر بزرگوارش

حضرت امیر مؤمنان(ع) تحصیل کردو همیشه و در همه حال در کنار ایشان

حضور داشـــت. از القاب ایشان است: قمر بنى هاشم،

باب الحوائج،سقا، پرچمدار و علمدار.

حضرت عباس(ع)

بـــا لبابـــه ـ دختر عبیداالله بن عباس بن ـ عبدالمطلب

ازدواج کرد که حاصل آن دو پســـر به نامهاى فضل

و عبیداالله بود. برخى فرزندان دیگرى براى ایشـــان به

نامهاى حسن، قاسم، محمد و یک دختر عنوان کرده اند

و گفتهاند قاسم و محمد در روز عاشورا پس از پدرشان

به شـــهادت رسیدند.

علمدار کربلا

در عصر تاســـوعا، شمر امان نامه اى براى فرزندان

ام البنین(س) از جمله عباس(ع) فرســـتاد؛ اما عباس به او

اعتنایى نکرد، تا اینکه امام حســـین(ع) از او خواســـت

که پاســـخ شمر را بدهد. فرمود: «دستانت بریده باد و

لعنت بر امان نامه اى که آورده اى! اى دشمن خدا، آیا از

ما مى خواهى که برادر و سرورمان حسین -پسر فاطمه

را رها کنیم و از لعنت شدگان و فرزندان لعنت شدگان

اطاعت کنیم؟ آیا به ما امان مى دهى در حالى که فرزند

رسول خدا در امان نیست؟»

عباس(ع) در شـــب عاشورا پاسدارى از خیمه ها

را بـــر عهـــده گرفت. در حین نگهبانى، زهیر بن قین

نزدش رفت و سخنانی گفت که مى خواست روحیه او

را تقویـــت کند. حضرت فرمود: «تو مىخواهى با این

ســـخنانت به من جرأت دهى؟! به خدا سوگند تا دم

مرگ، از یارى برادرم دست برنمى دارم و در پشتیبانى

از او کوتاهى نخواهم کرد.»

صبح عاشورا لشکر دشمن آرایش نظامى به خود

گرفت و اعلان جنگ کرد. امام افراد خود را آماده دفاع

کرد که از ۳۲ سواره و چهل پیاده تشکیل شده بود. امام،

زهیر را در جانب راست و حبیب بن مظاهر را در جانب

چپ گماشت و پرچم لشکر را در مرکز سپاه به دست

برادر سپرد.در نخستین ساعات جنگ، چهار تن از افراد

سپاه امام(ع) حملهاى دسته جمعى به قلب لشکر کوفیان

کردند. دشمن آنان را محاصره کرد. حضرت عباس(ع) با

دیدن به خطر افتادن آنان، یک تنه به سوى حلقه محاصره

تاخت و موفق شد آنان را نجات دهد.

شهادت

تاریخ نویسان شـــهادت حضرت عباس(ع) را به

گونه هاى مختلفى روایت کرده اند؛ چنانکه شیخ مفید

مى نویســـد: «عباس چون دید عده زیادى از خاندانش

کشـــته شدند، به برادران مادرى خود عبداالله و جعفر

و عثمان گفت: شـــما پیش از من بروید تا که ببینم

براى خدا و پیغمبر(ص) اخلاص پیشـــه کرده اید. عبداالله

به میدان رفت و ســـخت جنگید تا شهید شد. سپس

جعفر و عثمان[شـــهید شدند]. سپاهیان عمر بن سعد

بر اردوى امام حمله کردند. چون تشنگى بر حضرت

شدت گرفت، بر بالاى سد خاکى رفت به قصد فرات

درحالى که برادرش عباس پیش روى او بود. سپاهیان

ابن ســـعد جلوى او را گرفتند و در میان آنان، مردى

از قبیلة بنىدارم بود که به لشـــکر گفت: واى بر شما!

او را از رســـیدن به فرات بازدارید و نگذارید به آب

برســـد. حسین(ع) فرمود: خدایا، او را تشنه بمیران. آن

مرد خشـــمگین شد و تیرى به سوى حضرت پرتاب

کرد که به زیر چانة ایشان اصابت نمود. حسین(ع) تیر

را بیرون آورد و فرمود: بارخدایا! به تو شکایت مى کنم

از آنچه در حق فرزند دختر پیغمبرت انجام مى دهند.

سپس به جاى خود بازگشت در حالى که تشنگى بر

او شدت گرفت. لشکر، عباس را از هر سویى محاصره

کردند و او را از حسین(ع) جدا ساختند. او به تنهایى

جنگید تا شهید شد.»

در کلام پیشوایان

از امام سجاد(ع)نقل شده است: «خدا عمویم عباس

را رحمت کند! به راستى ایثار و جانبازى نمود. جنگ

نمایانى کرد تا دستانش قطع شد و خود را فداى برادرش

نمود.

عباس نزد خداوند

مقامى دارد که تمامى شهیدان در روز قیامت، بر او غبطه

مى خورند و رسیدن به آن مقام را آرزو مى کنند.»

از امام صادق(ع) در توصیف ایشـــان روایت شده

است: «بصیرت نافذ، بینش عظیم، ایمان بسیار، جهاد در

محضر امام حسین(ع)، جانبازى و ایثار، شهادت در راه

امام خود، تســـلیم در برابر جانشین پیامبر(ص)، تصدیق

امام زمانش، وفادارى، تلاش تا آخرین حد و…» همچنین

در آغاز زیارت نامه ایشـــان مى فرماید: «سلام بر تو اى

بنده نیکوکار و فرمانبر خدا و پیامبر و امیرالمؤمنین و

حسن و حسین».

از امام زمان(عج) نیز نقل شـــده اســـت: «سلام بر

ابوالفضل العباس، پسر امیر مؤمنان(ع)، آن که جان خود

را نثار برادرش کرد، دنیا را وســـیله آخرت خود قرار

داد و فداى برادرش شـــد. او که نگهبان بود و بســـیار

کوشید تا آب را به تشنگان حرم برساند و دو دستش

در جهاد فى سبیل االله قطع شد. خداوند قاتلان او را

از رحمت خود دور سازد.»

حرم حضرت عباس(ع)

مدفن آن بزرگوار که در ۳۷۸ مترى شمال شرقى

حرم امام حســـین(ع) قـــرار دارد، یکى از مهمترین

زیارتگاه هاى شـــیعیان است. حد فاصل حرم این دو

برادر را «بین الحرمین» مى نامند. در زیر تاریخ مختصر

این بارگاه منور را مرور می کنیم:

مختار ثقفى در ســـال ۶۶ق با کمک جمعى از

اعراب و نیز ایرانیان که از شیعیان بودند، به خونخواهى

سیدالشهدا(ع) قیام کرد و در دوران قدرت و حکومت

او اولین عمارت آستانه بنا گشت و کم کم این عمارت

و به طور کلى تمام شهر کربلا رو به آبادانى نهاد؛ ولى

هارون الرشید در سال ۱۷۰ق دستور خراب کردن آن

را داد. مأمون که در ســـال ۱۹۸ق قدرت را به دســـت

گرفت، برخورد دوستانه اى با شیعیان در پیش گرفت،

لذا شیعیان این فرصت را مغتنم شمردند و عمارت دوم

آستانه در عصر مأمون انجام گرفت.

در ســـال ۲۳۲ق متوکل عباسى بر مسند خلافت

نشســـت. وى دستور داد آستانه حضرت سیدالشهدا(ع)

و برادرش، بلکه تمامى شهر کربلا را خراب کردند و

پس از تخریب، تمامى منطقه را شـــخم زدند و به آن

آب بستند! بعدها المنتصر عباسى حکم به تعمیر بناى

شـــهر کربلا و آستانه حضرت عباس(ع) داد. درنتیجه،

کربلا در عصر او رونق یافت و زائران به ســـوى این

شهر سرازیر گشتند.

عمارت چهارم: در سال ۳۶۷ق عضدالدوله دیلمى

وارد بغداد شد، سپس به زیارت کربلا و نجف شتافت

و دستور داد مرقد عظیم و با شکوهى براى حضرت

عبـــاس(ع) بنا کنند. بناى مزبور در ســـال ۳۷۲ پایان

یافت و عمارت امروزه آســـتانه حضرت عباس(ع) از

عضدالدوله است.

عصر جلایرى: پس از تأسیس دولت جلایریان در

ایران و به قدرت رسیدن شیخ حسن ایلکانى در سال

۷۴۰ق، ســـلطان اویس (فرزند شیخ حسن) تعمیرات

را در این آســـتانه شـــروع نمود که در عصر فرزندش

ـ ســـلطان احمدـ در سال ۷۸۶ پایان یافت و هدایاى

زیادى از ایران به آستانه مزبور ارسال شد.

در عصر صفویه: شـــاه اسماعیل صفوى روز ۲۵

جمادىالثانى ۹۱۴ق فاتحانه وارد بغداد گشت و مورد

استقبال قرار گرفت. وى روز بعد به سمت کربلا حرکت

کرد و یک شـــبانه  روز در حرم امام حسین(ع) معتکف

گشت، سپس به آستانه حضرت عباس(ع) رفت و دستور

تعمیرات وسیعى را صادر نمود و دوازده قندیل از طلاى

خالص را که با خود آورده بود، به این حرم اهدا کرد؛

تمامى حرم و رواقها را با فرش گرانبهاى ابریشم بافت

اصفهـــان مفروش نمود و خدمه مخصوصى نیز براى

نگاهدارى و روشـــنایى قندیل آستانه استخدام کرد که

تبار آن امروزه با عنوان «آل قندیل» در کربلا شـــهرت

دارد. همچنین دستور کاشی کارى گنبد را صادر کرد که

تا سال ۱۳۰۲ق باقى بود. سال ۱۱۵۳ق نادرشاه افشار

نیز هدایاى زیادى به این آستانه ارسال کرد و تعمیرات

وسیعى در آن بارگاه ملکوتى انجام گرفت.

در ۱۸ ذى الحجه ۱۲۱۶ق که مردم در عید غدیر

از کربلا به نجف اشرف رفته بودند، سعود بن عبدالعزیز

ـ سرسلســـله حاکمان وهابی عربستان ـ با لشکرى به

شهر کربلا حمله برد، حکم به تاراج تمامى شهر داد،

آستانه حضرت عباس(ع) را خراب کرد و تمامى هدایاى

ســـلاطین صفوى و نادر و قندیلهاى طلا و نقره و

غیره را غارت کرد.

در عصر قاجار: پس از حمله وهابى ها به کربلا،

مـــردم ایران با همراهى دولـــت وقت ایران در زمان

فتحعلى  شاه قاجار کمک هاى زیادى به این شهر نمودند

و تمامـــى خرابىهاى وارده را ترمیم کردند. آســـتانه

حضـــرت عباس(ع) نیز تعمیر گشـــت و ضریح نقره

اهدایى فتحلىشاه در سال ۱۲۲۷ق نصب شد. ناصرالدین

شـــاه کاشی کارى گنبد را تجدید کرد. در سال ۱۳۰۴ق

کاشیکارى صحن و در سال ۱۳۰۵ق کاشیکارى گنبد

انجام یافت. همچنین عبدالحسین تهرانى (شیخ العراقین)

با استفاده از ثلث اموال مرحوم امیرکبیر، تعمیرات وسیعى

در آستانه انجام داد.

وضعیت کنونى

تربت حضرت عباس(ع) در وسط حرم واقع شده

و بر روى آن صندوق خاتم نفیس اهدایى قرار دارد.

چهار طرف حرم داراى چهار رواق قرینه است و به

یکدیگر منتهى مى گردند. ســـقف و تمامى دیوارهاى

حرم و رواقها به دست هنرمندان ایرانى آینه کارى شده

و بر فراز ضریح مطهر، یک گنبد بزرگ بنا گردیده که

در ســـال ۱۳۷۵ق طلاکارى آن انجام یافته است. در

دو طرف ایوان جنوبى حرم، دو مناره و در قســـمت

جنوبى حرم یک ایوان سرتاســـرى واقع شده که در

وسطش یک در طلایى میناکارى ساخت اصفهان دیده

مىشـــود. در ضلع شمالى ضریح مبارک براى ورود

به زیرزمین و قبر مطهر راه دارد؛ ولى در نقره اى آن

همیشه بسته است و کسى نمى تواند به آن زیرزمین

وارد شود. مى گویند اینجا بر نهر علقمه مشرف بوده

اســـت. رواق غربى در سمت چپ و راست آن باب

الرواق و باب المراد قرار دارد. در رواق شـــرقى پنج

مقبره وجود دارد و رواق جنوبى با ســـه در به ایوان

طلا وصل مى شود.

صحن حرم

صحن بزرگ داراى چهار ایوان است. سقف ایوانها

داراى مقرنسکارى و طاق و قوسهاى هندسى زیباست

و در هر کدام نیز حجره اى وجود دارد که براى مباحثه

یا تدریس علوم دینى از آن استفاده مى شده است. این

ایوانها عبارتند از: ایوان بالاســـر، ایوان شرقى، ایوان

شمالى، ایوان قبله. درها و ورودى هاى جدید که به سال

۱۳۹۴ق سامان یافته،عبارتند از: باب القبله، باب الأمیر(ع)،

باب الامام الحسن(ع)، باب الامام الحسین(ع)، باب صاحب

الزمان(ع)، باب الامام موســـى بن جعفر(ع)، باب الامام

الجواد(ع)، باب الامام الهادى(ع) و باب الفرات.

بـــر فراز حرم حضرت ابوالفضل(ع) گنبدى به قطر

۱۲ متر با شـــکلى متمایز از دیگر گنبدها وجود دارد؛

گنبدى نیم کروى با نوک تیز و ساقهاى نسبتا بلند است

و از آن، پنجره هایى به بیرون گشوده مى شود. در سال

۱۳۷۵ق این گنبد طلاکارى شد. در قسمت پایین گنبد

آیاتى از قرآن همراه با آینه کارى نقش بسته است. ارتفاع

گنبد از روى زمین ۳۹ متر است.

گلدســـته ها: در مجاورت دیوار حرم، دو گلدسته

وجود دارد. تا قبل از ســـال ۱۳۸۸ش نیمة پایین آنها

ترکیب آجر و صفحه هاى کاشى داشت و از خشتهاى

کاشـــى که به صورت حصیربافى در کنار هم چیده

شـــدهبودند، کلمه هاى االله، محمد، رسول و عباس، به

خط کوفى پدید آمده بود؛ اما در سال ۱۳۸۸ش تولیت

حرم دست به بازسازى مجدد گلدسته ها زد و روکش

طلا بر آن گذاشت که مزین به طرحهاى میناکارى آبى

رنگ است. در زیر بناى حرم راهرویى زیرزمین است

که درب آن از یکى از رواقها باز مى شود و به مدفن

حضرت(ع) مى رسد.

کف العباس: نام دو مکانى است که گفته مى شود

دســـتان مبارک آن حضرت در این مکانها از تن جدا

شـــد و به زمین افتاد. این دو مکان، در قسمت شمال

شرقى و جنوب شرقى بیرون حرم ایشان و در ورودى

دو کوچه بازارمانند قرار دارند. در این دو مکان نمادهایى

درست شده و زائران آنجا را زیارت مى کنند.

شده از چوب آبنوس و همانند آن

اشاره کرد.

*دانشنامه ویکی شیعه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

دانش آموختگان اسمرود