سخن هفته
تقلید! ********** ما عده ای ازجوانان آفریقائی وآریائی را چند ماهی به آمستردام،پاریس،لندن و...می بریم وبر می گردانیم.پس از چند روزی،بر آنان لباس اروپائی می پوشانبم واصطلاحات اروپائی رابه دهانشان می ریزیم واز محتویات فرهنگ خودی خالیشان می کنیم. آنگاه اینها شکل بلند گوی پوک و پوچی را می گیرند که ما باید به کشورهایشان باز گردانیم. آن وقت ما مرس می زنیم واینها مثل یک دره،مثل یک آب انبار،هرچه را که بگوئیم،بی آنکه معنایش رابفهمند،باز می گویند وانچه را بکنیم،در حد ادا در آوردن،می کنند ومی پندارند که خودشانند که می گویند و انجام می دهند! ********** سارتر>>دوزخیان روی زمین،اثرفرانتس فانون ********** منبع:شریعتی؛ازشک تایقین/احمدراسخی لنگرودی/نشر علم/تهران/1392
آمار سایت
افراد آنلاین : 4
<==================> تعداد نوشته ها : 656
<==================> بازدید امروز : 256
<==================> بازدید دیروز : 587
<==================> بازدید این هفته : 2240
<==================> بازدید این ماه : 12696
<==================> بازدید کل : 838076
<==================>
بایگانی

به یاد…

به یاد نسل بزرگ انقلاب                 

==========================================>

راوی:صفر زاده                                                                           

————————————————————————————

ارسالی:محمد حسین اسدی اسمرود                                            

————————————————————————————

یکی از جانبازان شیمیایی تعریف میکرد وقتی از جبهه برا ی مرخصی برگشتم راننده ی آژانس از من کرایه دوبرابر گرفت چون لباسهام خاکی بود و پول کارواش رو هم ازم گرفت.

 

یک روز هم داخل تاکسی تو اتوبان بخاطر بیماری شیمیاییم حالت تهوع داشتم راننده نگه داشت تا کنار اتوبان استفراغ کنم و وقتی برگشتم راننده با کلی اخم حرکت کرد و گفت ماشینم کثیف نشه ها و بخاطر توقف که باعث شدی از اون ور دیرتر نوبت و مسافر سوار کنم باید یه کمی یشتر کرایه پرداخت کنی؛

 

وقتی برای درمان رفتم ایتالیا تو بیمارستان شهر رم بستری بودم فامیلی پرستار مالدینی بود اولش فکر کردم تشابه اسمی هست ولی بعد پرسیدم فهمیدم واقعا خواهر پایولومالدینی فوتبالیست اسطوره ای ایتالیا ست،

ازش خواستم که یه عکس یادگاری از برادرش بهم بده و او قول داد که فردا صبح میده ولی صبح که از خواب بیدار شدم دیدم پایولو مالدینی با یه دسته گل دو ساعتی میشه بالا سرم نشسته و بیدارم نکرده بود تا خودم بیدار شم.

شب خواهرش بهش گفته زنگ زده بود و گفته بود که یک جانباز ایرانی عکس یادگاری از تو میخواد و اون مسیر ششصد کیلومتری میلان تا رم رو شبانه آمده بود تا یه عکس یادگاری واقعی با یه جانباز کشور بیگانه بندازه و از اون تجلیل کنه…

واقعا انسانیت محدود به دین و ﻣﺬﻫﺐ ﻧﻴﺴﺖ…

دست به دست هم دهیم تا از نسل ایثارگرمان تجلیل شود نه به باد فراموشی سپرده شوند  ۰

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

دانش آموختگان اسمرود