سخن هفته
شعر شهریار، آبی بر آتش ؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛ دکتر غلامعلی حداد عادل در ششمین کنگره بزرگداشت شهریار، با اشاره به اینکه اشعار شهریار به ضرب‌المثل نیز تبدیل شده است، عنوان کرد: خاطرم هست زمانی که رئیس مجلس شورای اسلامی بودم، اختلاف میان دولت و مجلس رخ داد و قرار بود که رئیس جمهور در مجلس حضور پیدا کند اما به تأخیر طولانی ایشان جلسه مجلس به تشنج و دعوا کشیده شد و وقتی که رئیس جمهور به مجلس آمدند من این شعر شهریار را قرائت کردم که «آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا» و این بیت مانند آبی بر آتش بود و جلسه متشنج آن روز سامان داد. چندی بعد در قم خدمت آیت‌الله مشکینی که آذربایجانی بود رسیدم و ایشان به من گفت که آن جلسه مجلس را از رادیو گوش می‌داده و چه اندازه از استفاده به جای من از این شعر شهریار لذت برده است.
آمار سایت
افراد آنلاین : 1
<==================> تعداد نوشته ها : 1061
<==================> بازدید امروز : 137
<==================> بازدید دیروز : 148
<==================> بازدید این هفته : 285
<==================> بازدید این ماه : 2059
<==================> بازدید کل : 1649498
<==================>
بایگانی

عکس و…

عکس ومکث//۲۴              

******************************************************************

******************************************************************

“عکس ومکث” این شماره،مختصر وگویاست.ما را به ۴۳سال پیش می برد

دکتر اذن الله آذرگشب

رااندکی جلوتر از ما؛شاید هم با این زمزمه:

طفلی،آن دور طلایی یاد باد

آن زمان کز خاک،دل زر می گرفت

::

کودکی،عهدی چه زیبا بود ورفت

روزگار آرزوها بود ورفت

اما به یقین ،عهد کودکی دکتر اذن الله از خاک زرخیز اسمرود،سهم زرین خود را گرفت،تا

اسمرود شادمانه با سعدی همنوا شودکه:

“…روستا زادگان دانشمند به وزیری پادشاه می روند”

واسمرود به روستا زاده دانشمندش -دکتر اذن الله آذرگشب وروستا زادگان دانشمندش در حوزه های

مختلف علمی،فرهنگی،سیاسی و…ومهمتر از همه نسل محجوب،توانا و کار بلد خود می بالد و

چه افتخاری از این بالاتر.

با این توضیح ،”عکس ومکث”این شماره را با شعری از دکتر آذر گشب،که اخیرا در این حوزه هم

طبع آزمایی می کنند،تقدیم شما می کنیم وبرای دکتر آذر گشب هم توفیق روز افزون از خداوند

طلب داریم:

 

…………………………………………………………………………………………….

 

باز تعریف عشق

عشق یعنی اوج حبّ و شوق وصل و قرب یار

عشق یعنی مرهمی ناب بر درد و رنج هجر یار

 

عشق یعنی حسّ زیبا، چشم بینا بر حسن دوست

عشق یعنی اوج دوستی با خدا و خلق اوست

 

عشق یعنی درک همنوع، مهر بر مردمان از هر نسب

عشق یعنی نضج روح و شوق سالم بر طرب

 

عشق یعنی دوری از نامردمی، همدلی با مردمان

عشق یعنی اصل وحدت، فارغ از بعد زمان

 

عشق یعنی شور خلقت، رمز وحدت، ما شدن

عشق یعنی جمع جزء و جمع خرد و کلّ شدن

 

عشق یعنی از کلّ خرد بر کلّ کلّ وارد شدن

عشق یعنی در کلّ خود مجذوب شدن، پویا شدن

 

عشق یعنی شور و حال و اشتیاق از نوع ناب

گوئیا شهد و شرابش می رسد از غیب ناب

 

عشق یعنی شور فطرت، نوشیدن از جام محبت

عشق یعنی ضدّ نفرت، ضدّ خفت، شهد خلقت

 

عشق یعنی شوق معشوق در دل و اوج بهار

عشق یعنی هدیه شوق محبت از جانب پرودگار

 

سراینده: اذن اله آذرگشب

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>