اشاره:”گذر از خاطرات” نظری است اجمالی بر یاد داشت های روزانه من،از سال
۱۳۶۸ به بعد؛که هر از چند گاه،بر حسب وقت وحوصله،مرور ،و گاهی نیزشما
را شریک خاطرات مشترک و گذر ایام می کنم؛امید که باب میل باشد،نه
باعث ملال.
===============================================
برای بزرگنمایی،روی نوشته ها ویا تصاویر، دوبار کلیک
کنید،تا کمتر اذیت شوید!
===============================================
۲دی ماه ۱۳۷۵
آفتابه برداشتن مرحوم حاج آقا!
—————————————————————————————–
اشاره:معمولا حاج آقا ،خدا بیامرز،بدون اطلاع _حتی در عصر ارتباطات به
خانه ما می آمد.دوم دی ماه ۷۵ هم یکی از آن روزهاست …
با این توضیح که تقریبا یک روز تمام در کتابخانه وپارک محله پیروزی- که خانه
ما آنجا بود،گشت وگذار داشته وآمده بود در کوچه ومنتظر ما بوده که نیاز به
دستشویی پیدا می کند وزنگ همسایه رو به رو را که سمنانی بودند، می زند
ومی آید بالا و اول پذیرائی می شود وبلا فاصله می گوید:
من یک آفتابه می خواهم بردارم!{بیر آفتافا ایسترِم گُتورم} متوجه منظور
نمی شوند وبالاخره حالی می کند که دستشوئی دارم و…

===============================================